۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۲۸
گزارشی از موزه زنده صحن نو؛

اینجا تاریخ زنده است/ ازچرخش دوک نخریسی تا سوت خمپاره و فریاد مرگ بر شاه

اینجا تاریخ زنده است/ ازچرخش دوک نخریسی تا سوت خمپاره و فریاد مرگ بر شاه
خبرگزاری رضوی-تکتم حسین پور؛کارخانه نخریسی نخستین کارخانه‌ای است که بعد از جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۱۳ در مشهد تاسیس شد. این کارخانه با قدمتی ۸۰ ساله بخشی از هویت تاریخی مشهد است و این قابلیت را داشته که به موزه ای با موضوع تاریخ شفاهی مشهد تبدیل شود. اسناد مکتوب تاریخی، ماشین آلات و دوک و ماکوهای نخریسی قدیمی و درهایی که هر لَت آن یک‌ونیم تُن وزن دارد و بدون دخالت جوش الکترونیک و فقط با استفاده از میخ و پَرچ به هم وصل شده و... همه در نوع خود کم نظیرند. شاید برای همین ظرافتهاست که با نگاه کردن به در و دیوار کارخانه حس می کنی روح زندگی هنوز لابلای آجرهای قدیمی آن جاری است.
کارخانه نخریسی که روایتگر حدود یک قرن تاریخ صنعت مشهد و  منطقه شرق کشور است، از نوروز امسال با عنوان موزه زنده صحن نو یا موزه زیارت احیا شده و به صورت ترکیبی از هنرهای نمایشی و تجسمی پذیرای زائران و مردم مشهد است.
 

ترکیب موزه و نمایش خیابانی ظاهرا ترکیب غریب و نامانوسی است. موزه مکانی است آرام و پر از سکوت و نمایش میدانی یا خیابانی آنطور که از نامش پیداست ترکیبی از حرکات اغراق آمیز، دیالوگ و نور و رنگ و صدا.. اما همین ترکیب پارادوکسیکال نیز اگر با خلاقیت بیشتر و به کارگیری گروهی حرفه ای اجرا می شد حتما تاثیرگذارتر از حالت فعلی بود.
 
نمایش خیابانی گونه‌ای از هنرهای نمایشی است که از متن اقشار مختلف اجتماع برخاسته و در دوران جنگ جهانی اول و انقلاب شوروی با هدف تبلیغ و ترویج مواضع انقلاب در اروپا رونق گرفت و با وجودی که به مرور زمان مفاهیم سیاسی آن کمرنگ تر شد، اما همواره مضامینی اجتماعی و فرهنگی دستمایه شکل گیری این گونه از هنرهای نمایشی بوده و هنوز هم در جهان طرفداران زیادی دارد و گاه آثاری از بهترین نمایشنامه نویسان دنیا به این سبک در اروپا اجرا می شود. در ایران نیز شکل سنتی نمایش میدانی، همان تعزیه خوانی است.
 آنچه در موزه زنده زیارت اجرا می شود نوعی نمایش خیابانی است که در صورت استفاده از گروهی حرفه ای و قوی، با توجه به استانداردهای بالای تاتر مشهد، می تواند برای رساندن پیام و محتوای مورد نظر ایده پردازان این
مجموعه که روایت تاریخ انقلاب اسلامی در مشهد به ویژه برای کودکان و نوجوانان است، بهترین فرم و قالب باشد. اما متاسفانه با وجود صرف هزینه هنگفت و ساخت دکورها و ماکتهای خیلی خوب، این اتفاق شکل نگرفته و مهم ترین هدف این مجموعه به دلیل ضعف در اجرا ناکام مانده است.


نخستین و مهمترین ویژگی نمایش خیابانی توانایی جذب تماشاگرِ در حال گذر است و قصه ای که تعریف می شود بایستی آنقدر جذاب و پرکشش باشد که تماشاگر رهگذر را به مکث وادارد و به قول معروف یقه اش را بچسبد و او را تا نقطه پایان با خود همراه کند. عجیب است که ایده پردازان این مجموعه فرهنگی به چنین نکته ساده و در عین حال با اهمیتی توجه نکرده اند. در موزه زنده زیارت نه قصه ای جذاب و تازه روایت می شود، نه بازیگران بداهه پردازی و توانایی قابل ذکری دارند و نه صحنه گردانی و فضا سازی به درستی شکل می گیرد. در حالی که همه این مولفه ها از ابتدایی ترین اصول نمایش میدانی است و در صورت عدم رعایت آنها تماشاگر نمایش را رها کرده و به راهش ادامه می دهد و اگر در موزه زیارت این اتفاق نمی افتد، تنها به این دلیل است که تماشاگران توسط بازیگران از لوکیشنی به لوکیشن بعدی هدایت می شوند و چه بسا بیش از اینکه برای دیدن ادامه داستان کنجکاو باشند، برای رفتن به مرحله بعد و تماشای ماکتها و فضاهای موزه کنجکاوند که از قضا هیچ ارتباطی به زیارت ندارد. در واقع" موزه زنده زیارت"، نه زنده است و نه درباره زیارت! علت انتخاب نام زیارت برای موزه ای که موضوعش انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است، از مرتضی نعیم مدیر بهره برداری فاز نخست مجموعه می پرسم. نعیم با اشاره به این نکته که پروژه موزه زنده صحن نو از ابتدا در سه فاز طراحی شده می گوید:« کارخانه نخریسی حدود پانزده سال است تعطیل و به خارج از مشهد منتقل شده و این محل به انبار تبدیل شده بود تا اینکه سال گذشته طرح و ایده ای توسط دوستان دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، به حجت الاسلام رییسی، تولیت وقت آستان قدس رضوی ارائه شد و پس از تایید ایشان پروژه موزه زنده زیارت در سه فاز کلید خورد. اما با توجه به جشنهای چهل سالگی انقلاب، ابتدا فاز انقلاب اسلامی
و دفاع مقدس این مجموعه را افتتاح کردیم و دو فاز دیگر آن، " دستاوردها" که مربوط به دستاوردهای مختلف کشورمان و " هزاره" که به زندگی پیامبران تا دوران امامت حضرت رضا علیه السلام می پردازد، به بعد موکول شد که در صورت تامین بودجه از جانب آستان قدس رضوی ان شالله هر چه زودتر افتتاح شود.»


 
نعیم با اشاره به استقبال خوب مردم مشهد و زائران در عید نوروز و ماه رمضان ابراز امیدواری کرد که این استقبال تا پایان تابستان هم ادامه داشته باشد. گرچه به نظر می رسد اگر برای جذابیت بخشیدن به فعالیت موزه تصمیم درستی اتخاذ نشود چه بسا به مرور زمان بخشی از تماشاگرانش را از دست بدهد که مهم ترین دلیل این اتفاق را باید در اجرای ضعیف یک ایده خوب جستجو کرد. در این مجموعه هر قدر در طراحی و ساخت ماکتها دقت و ظرافت صورت گرفته، در عوض نسبت به ماهیت نمایشهایی که اجرا می شود سهل انگاری شده و متاسفانه بخش زیادی از پتانسیل موجود در این مکان پرخاطره(کارخانه نخریسی) به هدر رفته است. بازیهای ضعیف، روایت آشفته و سردر گم و دیالوگهای سطحی و تصنعی تا جایی که گاه خنده تماشاگران را به دنبال دارد، همه نشانگر این نکته است که موزه زیارت با آنچه مد نظر ایده پردازان آن بوده فرسنگها فاصله دارد. از مرتضی نعیم درباره اهداف فرهنگی مجموعه سوال می کنم.
:« متاسفانه با وجود سابقه پربار شهر مشهد چه در سالهای مبارزات علیه رژیم ستمشاهی و چه در دوران دفاع مقدس، آنطور که باید و شاید به این دو مقطع حساس تاریخی نپرداخته ایم و برای شناساندن آن به نسلهای جوان تلاش نکرده ایم. در حالی که یک پنجم نیروهای خط مقدم در زمان دفاع مقدس خراسانی بودند، اما همچنان موزه دفاع مقدس مشهد با مشکلات ریز و درشتی درگیر است و در مورد تاریخ شفاهی انقلاب نیز وضعیت به همین منوال است. در شهری که زادگاه رهبر انقلاب و هر گوشه اش شاهد سوابق مبارزاتی ایشان است، جای خالی چنین مجموعه ای کاملا احساس می شد. دفتر مطالعات جبهه فرهنگی با توجه به همه این موارد، ایده موزه زنده زیارت را پیشنهاد داد.»
اگرچه موزه زنده صحن نو به شهادت اغلب بازدیدکنندگانش از جذابیتهای خوبی برخوردار
است، اما هنوز تا رسیدن به استانداردهای یک مجموعه فرهنگی تمام و کمال، تاثیرگذار و ماندگار در کلان شهر مذهبی مشهد فاصله زیادی دارد. هنگام بازدید از این مجموعه سوالات زیادی از ذهنم می گذرد. مثلا اینکه با توجه به پیشینه تاریخی ارزشمند کارخانه نخریسی، آیا احداث موزه زیارت بهترین استفاده ای است که می شود از این مجموعه داشت؟ این موزه زنده قرار است چه نکته تازه و نغزی را به مخاطبانش ارائه دهد که آن را جای دیگری ندیده یا نشنیده باشند؟ آیا زندگی خانوادگی و مبارزات رهبر انقلاب در مشهد به سخنرانی هایشان در مسجد کرامت خلاصه می شود؟ و آیا روایتهای کمتر شنیده شده ای از زندگی پر فراز و نشیب  ایشان و دیگر بزرگانی که نقش تعیین کننده ای در پیروزی انقلاب ایفا نمودند در اسناد تاریخی موجود نیست؟
ای کاش لااقل تمهیدی اندیشیده شده بود تا در سال رونق تولید، بخشی از فضای هفت هزار متری کارخانه نخریسی به موزه ای برای نمایش پیشینه تاریخی خود‌ِ این کارخانه تبدیل شود. کارخانه ای که به گفته تاریخ نگاران در ابتدای راه اندازی اش امکان استخدام و امرار معاش حدود ۱۰۰۰ نفر را فراهم کرده و اهمیت آن در ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی شهر مشهد بر کسی پوشیده نیست و حتی این ظرفیت را داشته که به معرض دید عموم گذاشته شود تا نسل نو با کارخانه ای که سالها حس زندگی و کار و تلاش را به این شهر تزریق کرده آشنا شوند.
بازدید از موزه زیارت به پایان رسیده. بازدید کننده ها رفته اند و کسی در محوطه بیرونی کارخانه دیده نمی شود. لب حوض نشسته ام و به ردیف سوله ها با سقف های شیروانی و درهای غول پیکر و سنگینی نگاه می کنم که قریب به یک قرن پیش به روی کارگران کارخانه نخریسی گشوده شد. کارگران ساده و زحمتکشی که هر روز صبح با صدای بوق کارخانه بسم الله می گفتند و با امید و توکل به خدا برای آغاز یک روز کار و تلاش و کسب روزی حلال آستین ها را بالا می زدند. در سکوت شبانه و محوطه خالی کارخانه انگار هنوز صدای آن بوق بلند و ممتد به گوش می رسد. همچون نت های موسیقی خاطره انگیزی که سالها پیش نه تنها کارگران کارخانه که مردم یک شهر را از خواب صبحگاهی شان بیدار می‌کرد.
کد مطلب ۴۲۶۰۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما