۱
تاریخ انتشار
شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۱
گزارشی از رونمایی و اکران فیلم مستند «مرهم» ساخته مسعود زارعیان

علی شارژی قهرمان و اسطوره ای از میان مردم

علی شارژی قهرمان و اسطوره ای از میان مردم
مریم ظریف/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
اولین مستند مسعود زارعیان در موضوع شهداء مدافعان حرم و با نام «مرهم»، عصر روز چهارشنبه هفتم آذر ماه 1397 در سالن شماره چهار سینما هویزه اکران و رونمایی شد. تجلیل از خانواده شهید خدابخش خاوری، توسط مؤسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی و با حضور حجت گنابادی نژاد رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی، پس از اکران مستند، به عمل آمد. گنابادی نژاد خصوصیات شهید علی شارژی را در چند جمله چنین عنوان کرد:«او به جهت شجاعت در کنار پیشگامی و پیشگامی در کنار تحولات بزرگ روحی، فتوحات زیادی را برای سوریه انجام داد. فرمانده زرهی لشکر فاطمیون بود. او از پشت میزهایی که ما و شما می نشینیم بیرون نیامد و با لباس جهاد و حمیت دینی و شیعی، موفقیت های رزمی و روحی را در قله دنبال کرد.»


 
انتظار نسل امروز
تمام ردیف ها پر از تماشاچی بود. همه آمده بودند ببینند علی شارژی کیست و چرا این صفت را به او داده اند. پسر نوجوانی به تک تک چهره ها نگاه می کرد و به دنبال اشتراک معناداری بین سؤال ذهنی خودش و دیگران بود. می گفت:«برادرم با کارگردان دوست است و پیشنهاد کرد که این فیلم را ببینم. انتظار دارم واقعیت آن چیزی را که بوده، ببینم و دستی در آن نبرده باشند و نگاه خاصی در آن نباشد.» فیلم هایی که تاکنون دیده است را ابتدا خودش تجزیه و تحلیل می کند و سپس سؤالاتش را از کسانی که مفسر و منتقد خوبی هستند می پرسد. پس از پایان پخش مستند مجددا به سراغش می روم و در یک کلام می پرسم :«چطور بود؟» می گوید:« از موضوع کلی فیلم که به شخصیت علی شارژی پرداخته بود راضی ام کرد. اما انتظار داشتم که به نبردها و فعالیت های رزمی او در سوریه بیشتر بپردازد.»

حرف های کارگردان
با صبوری تمام منتظر ورود خانواده شهید خدابخش خاوری می شود و سپس اجازه اکران فیلم را می دهد. پس از اکران،
مسعود زارعیان از این که توانسته قدمی هر چند کوچک در شناساندن شهداء مدافعان حرم و خانواده ی آن ها بردارد خرسند است و می گوید:«هر کس بتواند برای شهداء و خانواده شهداء فیلم بسازد، قطعا موجب توسعه و تعمیق این فرهنگ خواهد شد. افراد زیادی هستند که علاقه به ساخت فیلم در این زمینه دارند اما توفیق نمی یابند. همه چیز به بچه های فیلمساز و زمینه های تولید فیلم بستگی دارد.» او چند نکته را با تولید این فیلم یادآور شد و چنین بیان کرد:«ما ایرانی ها معروف به مهمان نوازی هستیم ولی جان و مال در اختیار مهمان قرار دادن را باید از عراقی ها یاد بگیریم که اربعین به خوبی دیده می شود. ما مشهور به ایستادگی و مقاومت هستیم، اما این مورد را باید از افغانی ها یاد بگیریم. فرزندان این خانواده ها از کنار ما می روند و در جبهه مقاومت با رشادت شهید می شوند به طوری که این اتفاق برایشان ملموس و جذاب و دست یافتنی شده است. ما همیشه قبل از این ماجراها، دنبال نشانه و اسطوره بودیم. دنبال افرادی شاخص می گشتیم که به دفاع مقدس عطف بزنیم. اما چنین کسانی خیلی راحت کنار ما هستند.» زارعیان معتقد است که:«اگر مردم مدافعان حرم را به دور از حجاب و لایه هایی که ما دور آن ها کشیدیم، ببینند و به آنها نزدیک شوند،‌ آنها را دوست خواهند داشت. ما قصد داریم این دوست داشتن فراگیر شود. من فرد مقدس گرایی نیستم و با تقدس زدایی مخالفم اما باید آشنایی زدایی اتفاق بیفتد.» او شهید حججی را مثال می زند که چقدر به مردم نزدیک می شود و در دل جامعه راه پیدا می کند. مسعود مقتدر را نام می برد که دابسمش هایش همه جا هست. او می گوید:«این افراد از میان مردم بلند شده اند. همسایه و دوست و آشنای هر محله و شهر هستند. برای همین داستان شهیدان برای مردم جذاب است. وظیفه ی من فیلمساز است که بیان سینمایی داشته باشم که چگونه این واقعیت بدون
حجاب را نشان دهم بدون توهین و انحراف.»


مرهم
شرح حال علی شارژی، با صدای پدر در گوش شهر می پیچد و شهروندان در ازدحامی آرام به روزمرگی هایشان می پردازند. پدر پسرش را به شارژ تلفن تشبیه می کند که دلیل تقویت است. همرزمان از او انرژی می گیرند و بغضی گلوگیرشان می شود که با وجود زخمی شدن علی، دست از شوخی بر نمی دارند. ترکش هایی که به بدن علی اصابت کرده قطره های بتادین رویش می نشیند و پدر کمرش را لیوان می اندازد تا دردهای نداشتن پسر را تحمل کند و بتواند گردن و سرش را بالا بگیرد و به آسمان خیره شود.
 
تماشاگر جوان
«انتظارم را برآورده کرد. به عنوان مخاطب عام، آن را می پسندم اما جای تحلیل و بررسی هم دارد که متأسفانه فرصتی برای این بخش وجود نداشت. پرداخت این فیلم از دیدگاه پدر بود و احساسات پدر بیشتر دیده می شد. صلابت رفتار پدر در عملکرد پسر به چشم می خورد. پدر اکتیو بود و در مستند سازی این مهم است که سراغ شخصیتی برویم که خودش را بروز دهد. شخصیت مادر حجب و حیا دارد و جملات کلیشه ای را عنوان می کند. جذابیت حضور پدر بیشتر از مادر بود. پدر علی کاملا خودش را بیرون ریخته بود و آقای زارعیان به خوبی از ویژگی پدر در بالابردن سطح مستند استفاده کرده بود. از لحاظ فرم کار آقای زارعیان را می پسندم و انتظار دارم که از این دست مستندات بیشتر بسازند. کارهای ایشان متفاوت از سایر دوستان مستندساز است.» این تفاسیر، از زبان پسر جوانی است که با دو دوستش به سمت درب خروجی می روند.

دردهای کارگردان
پشت تمامی آثاری که هنرمندان تولید و ارائه می دهند،‌ درد دلهایی است که کمابیش باقی می ماند و هیچگاه درمان ندارد. آقای زارعیان با اینکه از تولیداتی که خودش سفارش می گیرد و به خوبی از پس همه ی آن ها بر می آید خشنود است اما در مورد مستند مرهم اینگونه می گوید:«یک سفارش تلویزیونی بود که محسن اسلام
زاده به عنوان تهیه کننده، برای تولید آن، مرا به همکاری دعوت کرد. بودجه ی در نظر گرفته شده، به شدت ضعیف بود. یعنی یک پنجم تولید فیلم مستند معمولی. مابقی هزینه ها را شخصا تقبل نمودم.» زارعیان نظر نرم تری در مورد موضوع فیلم دارد که:«اولین بار بود که توفیق تولید برای یک شهید را داشتم. همیشه علاقه مند بودم اما می ترسیدم در دام سطحی نگری و شعارزدگی بیفتم. من شش سال است که مستند می سازم، اما دیدم، فیلمی برای کسانی که به جبهه سوریه می رفتند تهیه نشده و حتی با اینکه من برای تولید چنین فیلمی اقدام نمودم، جواب نگرفتم. تا این که اینبار فرصت را غنیمت دانسته و پای هزینه و پیامدهای بعدی آن ماندم و مستند را تولید کردم. خیلی اتفاقی با این شهید آشنا شدم که مجروح وارد ایران می شود و در بیهوشی جان می دهد و شهید حساب نمی شود.»



کار باب دل
جذابیت داستان شهید،‌ برای زارعیان آن نقطه است که، خانواده علی شارژی جاده سیمان ساکن هستند. پدرش جاروفروش است. کارگردان می گوید:«برایم عجیب بود و می توانست سوژه خوبی برای کار باشد. شخصیت علی شارژی را در پدر و دو تن از همرزمان او پیدا کردم. سخی غلامی در کارگاه تفکیک زباله کار می کند. او سابقه طولانی جبهه دارد. از جنگ های افغانستان و شوروی گرفته تا دفاع مقدس و سوریه. اما سید علی موسوی، تا قبل از همراه شدن با علی شارژی،‌ اعتقادی به رزم و جهاد و دفاع و شهادت نداشته و محض کنجکاوی با علی همراه شده و به فاطمیون می پیوندد.» زارعیان معتقد است:«حرف در این مسیر زیاد است و باز هم جای کار دارد. تازه این کار، کار باب دل من نیست. من خیلی بهتر از این باید کار می کردم. بودجه نبود و شرایط من هم جور نبود. من واقفم که سینمای مستند ظرفیت عظیمی دارد و اصلا از این ظرفیت استفاده نمی شود. ما سراغ یک سری فیلم های آنتن پر کن رفتیم و بخش هنری تعطیل شده است. باید از
این شکل فاصله گرفت. باید به این آدم ها واقعی نگاه کرد. نحوه عملکرد ما فیلمسازان این است که تنبلی نکرده و برای انعکاس این قبیل موضوع ها سینمایی تر پیش برویم.»

انجمن فیلمسازان                                     
سیمای مرکز خراسان بانی قصه شد و محسن اسلام زاده تهیه کنندگی کار را به عهده گرفت. او با اینکه در مراسم رونمایی مستند مرهم حضور نداشت اما کارگردان،‌ فروتنانه از او سپاسگزاری نمود. هماهنگی هایی که بچه های مرکز رسانه ای فاطمیون با دو تن از همرزمان شهید خاوری با نام های: آقا سخی غلامی و سید علی موسوی جهت تولید مستند انجام دادند،‌ نادیده گرفته نشد. انجمن فیلمسازان انقلاب اسلامی برگزارکننده مراسم بود. آقای محمدی سرشت، دبیر انجمن، در شرحی کوتاه بر نحوه اکران تولیدات چنین گفت:«اکران آثار اعضاء انجمن هر دو هفته در سینما هویزه انجام می شود که آقای زارعیان نیز عضو این انجمن هستند. هم اکنون 20 تا 30 فیلم ساز، در حال تولید فیلم های مستند و داستانی هستند و هر فیلمی که آماده باشد رونمایی می شود. مبنای حضور فیلم سازان و عضویت در انجمن،  فعالیت مؤثر دوستان فیلم ساز و هنرمند در جبهه فرهنگی و انقلابی است. در کنار این مبنا، رزومه و فیلمسازی و علاقه مندی هم شرط بعدی عضویت می باشد. همچنین کارگروه های آموزشی در زمینه های فیلم نامه، مستند، فیلم داستانی و تهیه کنندگی و تدوین گری وجود دارد. کارهای سفارشی ما در حوزه هایی است که دغدغه و موضوع مشخص دارند. معمولا کارهای سفارشی که انجمن مجری طرح است به صورت گروهی انجام می شود. گروه، فیلم نامه را بررسی می کنند. گروه تهیه کنندگان تشکیل شده و کارگردان و سایر عوامل مانند: تصویربرداران تدوین گران و ... کار را تولید می کنند.»


 
 
کد مطلب ۳۷۳۰۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما