۰
تاریخ انتشار
شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۰۶
گزارش اختصاصی خبرنگار خبرگزاری رضوی از پیاده روی اربعین؛

روایت پیاده روی اربعینی ها از عمود 1 تا ۲۶۹ مسیر نجف تا کربلا

همسفر با زینب همنوا با رباب/اربعین حسینی/آبان 97
روایت پیاده روی اربعینی ها از عمود 1 تا ۲۶۹ مسیر نجف تا کربلا
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رضوی از طریق الی الکربلا؛ صبح روز چهارشنبه دوم آبان ماه برابر با ۱۴صفر المظفر ۱۴۴۰ هجری قمری راه عاشقی را با تمام سلول های بدنم از عمود یک در نجف اشرف به طرف کربلا منزلگاه عاشقان آغاز کردم.
 
همه زایران اربعین نه با پای جسم که با پای دل و سر ارادتی بی پایان قدم در این مسیر گذاشته بودند و گام بر می داشتند.
 
دیدن مردان،  زنان، کودکان، پسران، دختران و حتی اطفال در آغوش پدران و مادران یا سوار بر کالسکه ها با پرچم ها و بیرق هاو‌کوله پشتی هایی که فقط مختصر توشه ای داشت و‌بر روی بیشتر آنها ذکر« یا صاحب الزمان تک تک قدم ها و اشک هایش نذر ظهورت» در قاب چشمانت زیباترین تصویر عاشقان کربلا را موج می زد.
 
مواکب پذیرایی متعدد عراقی و تعدادی از موکب های ایرانی از شهرها و استان های مختلف کشورمان با پذیرایی آب، شربت، چای، خرما، غذا ، انواع آبمیوه، غذا و حتی بسیاری دیگری از خوراکی و نوشیدنی‌های ایرانی و عراقی خوان گسترده و پر برکت نعمتی است که اینجا از کرامت و بخشش و محبت بانیان و خیران آن برای زوار اربعینی گسترده شده است تا لحظه ای تشنه و گرسنه نباشند.
 
ما در این مسیر با خوش آمدگویی مکرر و مرتب مردم عراق طریق الی الکربلا را طی می کنیم.
 
اینجا همه چیز مهیای اجتماع عظیم و میلیونی اربعین است وفور آب و غذا و مهربانی میزبانان دلم را مالامال درد می کند خدایا زایران اربعینی با عزت و شکوه و جلال پذیرایی، اطعام، سیراب و اسکان داده می شوند اما اولاد و اهل بیت حسین علیه السلام  گرسنه و تشنه و داغ سرخ بر جگر این مسیرها را برای امروز ما که زیر سایه اسلام و قرآن باشیم طی کردند.
 
آب و طعام را که می بینم دلم از آتش شعله ور می شود کسی خوردن  آب را بر روی ما نبسته است ، کسی نمی خواهد گوشوار از گوش دخترکان ما بکشد، کسی هلهله همهمه نمی کند و بر طبل بیداد نمی کوبد که زنان و اطفال واهمه کنند و بترسند.
 
اینجا حتی شاید زبان همدیگر را نمی فهمند اما زبان مشترک آنها محبت و مهرورزی حول محور اربعین است.
 
در تمام مسیر همه را می بینم که فقط مهربانی می کنند و در محبت و مساعدت به دیگران از همدیگر سبقت می گیرند بویژه جوانانی که در تمام راه سعی می کنند به بانوان در حمل وسایلشان کمک می کنند.
 
اینجا اربعین حسینی عطر نبوی و رایحه علوی ظهور و رنگ یاران امام زمانی دارد.
 
جوانی را دیدم که با وجود کوله پشتی خود دو کوله پشتی دیگر از بانوان را برایشان حمل می کرد کمی سرعتم را بیشتر کردم به سراغش رفتم نامش را پرسیدم و اینکه از کجا آمده است حاضر نمی شد اسمش را بگوید و می گفت چه فرقی می کند همه از ایران و برای حسین آمدیم اصرار کردم برادر انتشار و بیان خوبی ها وخیرات  ترویج معروفات و امر به معروف است باید اربعین را از دریچه ای دیگر برای جاماندگان از سفر که نه همه مردم دنیا تشریح کنیم تا بدانند که یاران حسین فاستبقوا بالخیرات هستند و رسم عاشقی را پاس می دارند.
 
علی اکبر و با کمی مکث و تردید در گفتن که مبادا عملش ریا شود گفت علی اکبر نطاقی از شهرستان بیرجند استان خراسان جنوبی و اشک در چشمانش درخشید.
 
فهمیدم چیزی می خواهد بگوید مطلبی دارد گفتم اشکت پیامی دارد گفت آری من اصلا قرار نبود به کربلا و زیارت اربعین بیایم حتی نیت و برنامه سفر نداشتم پدر و مادر پیر و زحمتکش و مریضی دارم یک ماه قبل آنها را با خودرو شخصی خودم به زیارت امام رضا علیه السلام بردم.
 
بعد از برگشت از حرم امام مهربانی ها دوستانم تماس گرفتند گذرنامه ات را بده برایت ویزای کربلا بگیریم و گریست و گفت سفرم را علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة والثنا به پاس خدمت به پدر و مادر امضا و هدیه کرد.
 
آری ایمه احد الناسی را مدیون و بی پاداش خود نمی گذارند و همیشه تو را به اندک  بهانه‌ای بها  و عطای بیشمار دهند.
 
آفتاب می تابید و عطش و خستگی و درد پا کمی بر من غلبه کرد در فکر استراحت بودم که بانگ توحیدی اذان جان و دلم را جلا داد و انرژی گرفتم.
 
وارد موکب امام رضا علیه السلام شدم تا نماز ظهر وعصر را اقامه و کمی استراحت کنم.
 
ساعت ۱۴ عصر دوباره مسیر را در پیش گرفتم و حرکت را تا اذان مغرب ادامه دادم.
 
صدای بلندگوی مواکب ایرانی و عراقی با نوحه ها و روضه های  باسم کربلایی، نوحه چهار زبانه نزار قطری ،محمود کریمی، میثم مطیعی، سید مجید بنی فاطمه، صوت قرآن ، خطبه امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها و زیارت ناحیه مقدسه سوز دلت را با شور و شعور حسینی کوک می کرد و ملودی اشک و زمرمه مناجات را میهمان قلب شکسته ات ودعا برای همه می کرد.
 
اینجا دلت می خواهد همه مردم ایران و محبین حسین علیه السلام در کنارت باشند و در قالب بزرگترین هیأت سینه زنی جهان برای عزیز فاطمه سینه زنی و توسل کنی به یاد همه ایرانیان که نه و به نیابت از اهل عالم حتی غیرمسلمانان و هر فردی که عاشق و دوستدار سیدالشهدا است گام بر میدارم و دعا می کنم اربعین رزق همه شود.
 
خورشید در این لحظات رخ در نقاب افق می کشید و وقت اذان را نزدیک می کرد.
 
صدایی مرتب بانگ می کرد مبیت، مبیت هلابیکم تفضلوا و باالتماس می خواست زایران را به خانه ببرد جلو رفتم گفتم بیت شما نزدیک و مخصوص بانوان است گفت بله و همراهش رفتم و گفتم نامت چیست گفت ابوالحورا.
 
خانه ای بسیار ساده و با امکاناتی ابتدایی اما سرشار از صفا و صمیمیت بانوی خانه را صدا کرد و مرا در اتاق جای داد.
 
نحوه و‌سبک زندگیشان بسیار ساده و غیرتشریفاتی است  حتی ام حورا برای شام شب با دستان خودش آرد خمیر کرد و نان پخت و آنچه که در بضاعت داشت در سفره محبت و کرامت خود گسترد و مرا از محبت و صمیمیتش سیراب کرد.
 
بانوی عراقی همه دلخوشی و شادیش این بود که میزبان زایران اربعین است و خانه اش نور و برکت گرفته است آنقدر که حتی وقتی شیرخواره اش گریه می کرد اهمیت نمی داد و فقط دنبال خدمت و پذیرایی از زایران بود.
 
شب را تا صبح استراحت کردم و صبح زود بعد از نماز با ام حورا خداحافظی کردم و در دومین روز پیاده روی راه را آغاز کردم ...
گزارش از:حرمت سادات متولی
کد مطلب ۳۵۶۶۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما