۰
تاریخ انتشار
شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۱
نمایش و بررسی مستند «معماری چیست؟» در پژوهشکده نوین شهر معنوی ثامن

معماری یا ساختمان سازی؟

معماری یا ساختمان سازی؟
مریم ظریف/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
در ابتدای نشست، مستند تراز با هدف آشنایی مخاطب با معماری سنتی و مدرن نمایش داده شد که به ارائه تعاریفی اجمالی از معماری و دیدگاه سه نسل از معماران ایرانی اشاره داشت. آقای عبداللهی ضمن بیان این مطلب که وسعت تعاریف معماری گسترده است و هر کس از زاویه دید خود آن را خوانش می کند، مثالی ساده را عنوان نمود که:«اگر معماری را در قالب یک پروسه سینمایی قرار دهیم راحت تر در ذهن شکل می گیرد. اولین چیزی که خلق شد کلمه بود که بشر با آن اندیشه را پرتاب نمود. سپس خط به وجود آمد و منحصر به افراد خاصی بود. با آمدن چاپ انحصارطلبی علم شکسته شد. تصویر، بعد از چاپ آمد و از مجموعه ی آن، حرکت شکل گرفت. برادران لومیر در سال 1895 اولین مستندسازان بودند و رنگی شدن و اضافه شدن صدا نیز پس از آن به سینما اضافه شد. اما در نهایت سینما دست گدایی به سوی کلمه دراز نمود. در معماری هم در ابعاد خودش همین اتفاق رخ می دهد که در بررسی مستند تراز از فرهاد مختاری به خوبی دیده می شود.»
مستند معماری
«مستند جنسش با فضای سینمایی تفاوت ظریفی دارد. مستندسازان نظریه پرداز هستند و فضای نقدگونه ارائه می دهند. طیف فضای مستند مانند سینما گسترده نیست و صنفی تر است. فیلم مستند یک فضای داستانی دارد و قاعدتا داستان معماری در یک بازه زمانی کوتاه و در یک ظرف مستند گنجانده نمی شود. از آنجا که مستند شامل انواع مختلف از قبیل: مستند هایی که صرفا ضبط می کنند، مستندهایی که ارتقاء می دهند، مستند هایی که تحلیلی و پرسشگرانه اند و مستندهایی که بیان می کنند، می باشند، مستند تراز در گروه بیانی گنجانده می شود.» آقای عبداللهی از این جهت تقسیم بندی های مستند را عنوان می کند که تأکید نماید برای معماری، مستندی باید تهیه شود که ذهن را درگیر چگونگی و
چرایی کرده و تحلیلی باشد.



طیف اول
تشبیه ساختمان و معماری به تخم مرغ های شکلاتی و جایزه داخلش از دید آقای کامران افشار نادری، به سادگی ذهن را در درک معماری یاری می نماید. در ابتدای مستند، آقای نادری می گوید: «میدان نقش جهان اصفهان، در عصر صفویه، بزرگترین میدان دنیا بود که تعجب سیاحان اروپایی را برانگیخت. طرح و نقشه چنین معماری باشکوهی فقط توسط باغ سازها پیاده شده است. زیرا آنها در محاسبه مساحت و متراژ مهارت خاصی داشتند.» او معتقد است که انسان با حضورش به حجم و فضا و مکان معنا می بخشد، مانند ساختمان ها، مساجد، بازارها و حمام های قدیمی ایرانی که با وجود فخر و مدین ها و اوروسی ها و شیشه های رنگین از قالب حجم خارج شده اند. آقای بهرام شیردل، معمار نامدار ایرانی، نگاهی دقیق به معماری گذشته ایران و دانش کافی نسبت به معماری امروز جهان دارد. او فرق بین فضای معماری خوب و بد را اینگونه بیان می دارد:«معماری یا احداث یک بنا در درجه اول مربوط به اقتدار و مشخص کردن و فراهم کردن جایگاه همه ی ما انسان هاست. درصد بیشتر زندگی ما در ساختمان می گذرد. هر چقدر فضای معماری مربوط به یک فعالیت شود و آن فعالیت در آرامش بیشتری انجام شود کیفیت معماری را نشان می دهد. معمار به نوعی یک مشاور است. معمار باید درک کند و خیلی درست و خوب و حساسانه بداند مردم از او چه می خواهند. ولی باید آن را به صورت یک خبره به مردم ارائه دهد. نیازها، آرزوها و امکانات مردم متفاوت است، معمار باید با در نظر گرفتن این مهم، معماری را در قالب متفکرانه و معمارانه به مردم ارائه دهد.»
طیف دوم
از بیست سال پیش بعد از یک دوره بهم ریختگی در معماری ایران،‌ کم کم معمارهای جوان تری شروع به طراحی و اجراء بناهای مختلف کردند که فعالیت شان موجب توجه مجدد به معماری ایران
شد. در دفتر کار یک زوج معمار تعریف معماری از زبان حبیبه مجدآبادی اینگونه شنیده می شود:« آنچه معماری را از سایر رشته های مهندسی تفکیک و متمایز می کند وجه هنری آن است. در عین حال، تفاوتی که معماری با هنرهای دیگر دارد و کامل تر است مربوط به خلاقیت در فضای سه بعدی و سازمان دهی فضایی است. ما به عنوان ایرانی های معاصر، اگر از گذشته خود درک درستی داشته باشیم حتما برداشت هایی داریم که در آینده امتداد خواهد داشت.کما اینکه اصرار در استفاده از طاق و قوس و مقرنس، ما را به بیراهه می کشاند.» معماری به جز جنبه های علمی و هنری،‌ مسائل اجرایی هم دارد و این مسائل همیشه با چالش هایی همراه است. بنابراین کارفرماهای ساختمان های معمولی و ارزان کمتر به یک معمار با ویژگی های درست مراجعه می کنند. نتیجه این می شود که بیشتر ساختمان ها فقط یک سرپناه هستند و معمارها هم با این چالش روبرو شده اند که چگونه می شود نظر مردم طبقه متوسط و ضعیف را نسبت به معماری عوض کرد و یا اصلا چگونه امکان دارد بنایی ساخت که تا حد ممکن جنبه های هنرمندانه و معمارانه داشته باشد با پول کم.



طیف سوم
مسأله دیگر این است که چگونه می شود بناهایی با سلیقه و خواست مردم ساخت؟ مسائلی مانند محوریت خانواده،‌ حریم، نزدیکی به طبیعت، یا حتی زیبایی که در معماری گذشته ما جزو اصول بوده هنوز هم طرفداران زیادی دارد. اما کمتر ساختمانی را می توان در شهرها و روستاهای ما دید که حداقل چند خصوصیت ذکر شده را با هم داشته باشد. حامد بدری و آریا تحویلی به عنوان دو معمار نسل نو، سعی کردند با این چالش روبرو شوند. حامد بدری احمدی می گوید:« رسالت و وظیفه اصلی معمار،‌ رنگ و مزه بخشیدن به مقوله ساختمان و چیزی که انسان در آن اقامت و سکونت دارد است. معماری ظرفی است که درونش هستیم و آن را
درک می کنیم مانند نقاشی و موزیک و سینما در برابر آن نیستیم. ساخت و ساز صرفا به نیازهای کمی سکونت می پردازد که از ما در برابر سرما و گرما محافظت می کنند. تجربه نشان داده است فضاهایی که معمارانه هستند و به کیفیت زندگی و بهره برداری پرداخته شده و راجع به آن فکر شده و به کسی که قرار است با تمام دغدغه ها و دل مشغولی ها در آن زندگی کند احترام گذاشته شده، معماری در کیفیت زندگی تأثیر گذاشته است. وقتی وارد فضایی می شوید که هنگام خروج حس خوبی دارید حتما معماری بخشی از این تأثیر را گذاشته است. همچنین وقتی وارد یک اثر تاریخی ارزشمند می شوید با تناسبات و رنگ و هندسه ی خاص، تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم احساسات منفی یا مثبت را حس می کنید.» آریا تحویلی در تکمیل صحبت های بدری احمدی می گوید:«معماری در هر سطحی که انجام شود هزینه دارد.کاربر وقتی هزینه را نتواند تأمین کند به حداقل ها اکتفا می کند تا نیازهای اولیه برآورده شود و ناخودآگاه نمی تواند از تخصص معمار بهره ببرد و نتیجه آن ساختمانی حداقلی، بدون داشتن استاندارد های لازم است که در ساخت آن اشتباهاتی رخ می دهد که در زندگی و روحیه انسان ها تأثیر دارد و موجب اغتشاش بصری در شهر با ساختمان های عجیب و غریب می شود.»  
بررسی سه طیف
«این مستند یک خلآ داشت. وزن افراد از نظر تخصص بالانس نبود و به همان نسبت نظریه پردازی و جریان سازی در معماری نیز متفاوت تر می شود. نکته مثبت مستند، روند مشکلات معماری را نشان می دهد که از کجا نشأت گرفته است.» مهندس عبداللهی با ذکر این نکته به سه طیف مستند تراز می پردازد که:« معماری از یک جسم و یک روح است. در طیف اول و از دید آقایان نادری و شیردل، معماری به مردم ختم می شود طوری که مردم به فضا، حجم و مکان معنا می دهند. در طیف دوم، خانم مجد آبادی هویت
را رد می کند و همه ابعاد معماری را، در وجه هنری و خلاقیت در فضای سه بعدی خلاصه می نمایند. اما مگر می شود هویت نباشد. حتی عصر مدرن هم دارای هویت است. ضمن اینکه آقای مشهدی میرزا در جنبه های اجرایی معماری، حق الزحمه و هزینه مصالح را مطرح می نماید. اما در طیف سوم، دوباره توجه به مخاطب لحاظ شده است. که چگونه لحاظ کردن نیز مبحثی جداگانه دارد.  در اینجا چرخش رخ داده است مانند سینما.»



معماری یا ساختمان سازی؟
پس از بررسی مستند و مثال های اولیه، آقای عبداللهی مجددا سراغ پرسش مورد بحث برمی گردد و می گوید:«بنابر این پرسش معماری چیست از اساس درست نیست. باید بگوییم معماری از زوایای مختلف چیست؟ خط ممیزی معماری و ساختمان، مردم است. اگر فضایی باشد که معمار احساس کند برای مخاطب در حال طراحی بهترین معماری است ولی مخاطب کیفیت را حس نکند آن فضا کاملا ساختمانی است. این در حالی است که ما حتی به ساختمان سازی هم نرسیدیم. اگر فرهنگ و فهم و بینش معماران و مردم را موازی با هم ارتقاء دهیم که به ساختمان سازی برسیم، پلی برای رسیدن به معماری می شود.» او معماری را در قالب جهان کودک اینگونه به تصویر می کشد:« شنوایی، بویایی، لامسه، بینای و چشایی، حس هایی است که به ترتیب در رشد کودک اتفاق می افتد. پس از آن بعد حرکت رخ می دهد. حرکت کردن موجب تغییر زوایای دید، پرسپکتیوها، درک تجربیات جدید، ایجاد فضاهای آگاهی بخش و ایجاد فضاهای ارتقاء تخیل بشر می شود. یکی از پارامترهایی که ما از معماری امروز حذف می کنیم مفهومی به نام عمق است. هرچه فاصله بین محرک و متحرک کمتر باشد میل به حرکت کم می شود. فضای معماری و شهری ما به سمتی پیش می رود که هیچ محرکی رخ نمی دهد تا متحرکی شکل بگیرد. منظور از حرکت، معنای فیزیکی نیست، بلکه به معنای خوانشی است.»
 
کد مطلب ۳۵۲۶۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما