۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۲۱
در پنجاه و دومین نشست شاعرانه ادبی-آیینی «ارادت» عنوان شد؛

انس گیری شاعران آیینی با شعر آزاد

انس گیری شاعران آیینی با شعر آزاد
به گزارش سرویس فرهنگ خبرگزاری رضوی، پنجاه و دومین نشست انجمن ادبی- آیینی «ارادت» شب گذشته  در محل ساختمان بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) برگزار شد. این محفل شعرخوانی، متشکل از شاعران برجستۀ  آیینی مشهد است که هر هفته به قرائت اشعار خویش در زمینه‌های مختلف مذهبی و آیینی می‌پردازند.

این نشست با حضور مدیریت معاونت فرهنگی بنیاد بین­ المللی امام رضا(ع) و  کارشناسی ادبی «مهدی آخرتی»_ شاعر و منتقد شعر آیینی_ ، «احمد حیدری (مسئول کانون شعر بسیج هنرمندان) و استاد عباس ساعی شکل گرفت و طبق روال هر جلسه نیمی از وقت این نشست به شعر خوانی و نقد اشعار توسط متخصصان این حوزه شد.
شعرخوانی توسط حضار جلسه آغاز و نقد و بررسی توسط مهدی آخرتی، عباس ساعی و سید حسین سیدی انجام شد و نکاتی را به شاعران گوشزد کردند.

در ابتدا شعری زیبا از مهدی آخرتی را می خوانیم که در جلسه گذشته قرائت کرد:

مرد باید که ذوالفقار به دست دشمن خونی بدی باشد
از تبار سر بریده ولی خنجر خشم ایزدی باشد
چیست در محضر جلال او، کوه؟ همچون «خسی‌ست در میقات»
آسمان گفت زیر لب: باید، این جلال آل‌احمدی باشد!
می‌کشد انتقام از آلِ نزول! مردی از جنس کودکان یمن
یک عرب می‌کُشد عرب را تا از قضا منتقم خودی باشد


رفت آنکس که با تو انس نداشت جاودان شد هر آنکه عاشق توست
صاحب امر عشق توست اگر در جهان رفت و آمدی باشد
انتظار «نتیجهٔ احمد» اشک را روی گونه‌ام گل داد
اشک با انتظار وصلت کرد تا گلاب محمدی باشد

#مهدی_آخرتی

مهدی آخرتی با بیان اینکه کالبدشکافی اشعار و نقد آنان نوعی حسن محسوب می‌شود، گفت: در عناصر زیباشناختی فرم در شعر سپید از نسبت بالاتری برخوردار است که باید شاعران به آن توجه کنند.
این شاعر آیینی به تفاوت شعر سپید و نو پرداخت و ابراز کرد: شعر سپید زیرمجموعه‌ای از شعر نو هست. تفاوت برجستهٔ شعر سپید با بقیه انواع شعر نو در فرم شعر است به این‌گونه که در شعر سپید عموماً وزن عروضی رعایت نمی‌شود اما آهنگ و موسیقی وجود دارد.
وی افزود: «وجه» جملات شاعر در شعر سپید از اهمیت بالایی برخوردار است و شعری که وجه پرسشی، وجه خبری و... را در خود داشته باشد شعری قوی است چراکه زمانی که وجه افعال تغییر می‌کند تنوع در شعر برای مخاطب گوش‌نواز خواهد بود.
این استاد ادبیات بیان کرد: تفاوت شعر نیمایی و سپید و موج نو در این است که شعر نیمایی هم آهنگ دارد و هم وزن عروضی، ولی قافیه‌ها در آن جای مشخصی ندارد ولی شعر سپید آهنگ دارد و وزن عروضی به شکل پایه‌ای ندارد و قافیه هم در آن جای ثابتی ندارد و شعر موج‌ نو هم مانند نثر است و آهنگش آشکار نیست و می‌گویند یک نوع آهنگ درونی دارد که آن را از نثر جدا می‌کند.


عباس ساعی در ادامه صحبت‌های مهدی آخرتی با بیان اینکه شاعران آیینی باید با شعر آزاد مانوس باشند، بیان کرد: شاعر در شعر سپید باید مخاطب را در ساخت و پرداخت شعر مشارکت دهد اما در برخی اشعار خلائی که مخاطب به تکاپو بیافتد کم است که این مورد لازمهٔ شگردهای متفاوتی است.
وی افزود: چند آهنگی یکی از مؤلفه‌های مهم در شعر سپید است و شاعران باید از این ظرفیت استفاده کنند، شاعران خوب از آهنگ خیزان، افتان و ملایم در شعر به درستی استفاده می‌کنند. آهنگین بودن از مشخصات عمدۀ شعر سپید دانسته شده است. اما در آفرینش یک شعر سپید، علاوه بر آهنگین بودن واژه ها، «گاهی تکرار واژه‌ها و سطرها و گاهی موجودیت قافیه‌ها و گاهی تکرار حرف‌ها و همچنین موجودیت تناسب، تصویرپردازی، نمادها و در مجموع قاعده‌شکنی‌ها و قاعده‌افزایی‌ها سهم دارند و در هر شعر سپید این همه عناصر شعری به هر اندازه‌ای وجود دارند.
این شاعر آیینی در خصوص شعر سپید گفت: شعر سپید، نظم ندارد اما نظام دارد، نظام در شعر سپید رهگذر کشف توان مندی های پنهان در شعر است.  آنچه در مورد شعر سپید می‌توان گفت؛ این است که شعر سپید با آنکه دارای وزن عروضی نیست ؛ لیکن از وزن آهنگ طبیعی زبان فارسی دری برخوردار می‌باشد، که در هنگام خوانش آن با ملایمت خاصی گوش‌های مان را نوازش می‌دهد ، با وجودی که نظم یاد شده در نظام عروضی جای ندارد.



در ادامه شعر دیگری ازمعصومه_اسدیان شاعر موفق در حوزه آیینی می خوانیم:

وقتی زمین از تشنگی بیتاب می میرد
وقتی امید کودکی در خواب میمیرد
.وقتی که خون میبارد از هر سو به روی دشت 
تصویر اندوهی میان قاب میمیرد
در یک طرف. دستی بدون مشک افتاده
در یک طرف مشکی بدون آب میمیرد

آتش گرفته سینه ها و خیمه ها وقتی
پروانه ای در حسرت مهتاب می میرد. 
خورشید میرقصد , کمان میخنددو آرام
خورشید از داغ غم ارباب میمیرد 
اصلا چرا یک آسمان از روی زین افتاد
اصلا چرا بر صورت افلاک چین افتاد
اصلا نمیدانم چرا بال کبوتر سوخت
اصلا چگونه ریشه های نخل باور سوخت
دریا لبش خشکیده بود و ارزوهایش
در آتش شرمندگی از روی خواهر سوخت
زینب دلش خوش بود با یک بوسه اما حیف
از داغ چوب خیزران بر روی حنجر سوخت
بر ناقه ها غم نیزه باریدند شیطان ها
محمل شکست و کودکی افتاد و معجر سو خت
وقتی که خون کودکی در آسمان گل کرد
حتی طنین نغمه ی الله اکبر سوخت
باید بسوزد سینه هامان دم دم وقتی
در پیش چشم بی قرار دختری سر سوخت
از داغ هایی که زمین بر سینه اش دارد 
شعرم پریشان شد , قلم خشکید و دفتر سوخت

#معصومه_اسدیان
کد مطلب ۳۴۷۶۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما