۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۴۲
در پنجاه و یکمین نشست شاعرانه ادبی-آیینی «ارادت» عنوان شد؛

لزوم سرایش شعر عاشقانه توسط شاعران آیینی

لزوم سرایش شعر عاشقانه توسط شاعران آیینی
به گزارش سرویس فرهنگ خبرگزاری رضوی، پنجاهمین نشست انجمن ادبی- آیینی «ارادت» شب گذشته  در محل ساختمان بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع) برگزار شد. این محفل شعرخوانی، متشکل از شاعران برجستۀ  آیینی مشهد است که هر هفته به قرائت اشعار خویش در زمینه‌های مختلف مذهبی و آیینی می‌پردازند.

این نشست با حضور مدیریت معاونت فرهنگی بنیاد بین­المللی امام رضا(ع) و  کارشناسی ادبی «مهدی آخرتی»_ شاعر و منتقد شعر آیینی_ ، «احمد حیدری (مسئول کانون شعر بسیج هنرمندان) شکل گرفت و طبق روال هر جلسه نیمی از وقت این نشست به شعر خوانی و نقد اشعار توسط متخصصان این حوزه شد.
شعرخوانی توسط حضار جلسه آغاز و نقد و بررسی توسط مهدی آخرتی و سید حسین سیدی انجام شد و نکاتی را به شاعران گوشزد کردند.
مهدی آخرتی در پاسخ به این سوال که آیا می توان غزلی با وزن رباعی سروده شود یا خیر، گفت: اگر وزن پایه شعر حفظ شود و وزن اصلی توسط اختیارات شاعری تغییر نکند مشکلی در سرودن غزل با این وزن نیست.
وی در ادامه به تفاوت میان غزل و قصیده اشاره و اذعان کرد: قصیده در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بوده ‌است. در حالی که غزل در اواخر قرن پنجم، به تدریج در دیوان شاعران جایی به خود اختصاص داد. غزلی شعری کوتاه با تعداد ابیاتی بین 5 تا 14 بیت می باشد در حالی که قصیده، شعری بلند بوده و 20 تا 70 بیت دارد.


این استاد ادبیات افزود: در قصیده، شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد و به همین دلیل است که آن را قصیده یعنی«قصددار» نام داده‌اند. این در حالی است که ابیات غزل  از لحاظ مضمون دارای استقلال اند و هر بیت یک غزل می تواند مفهومی جداگانه داشته باشد. و به همین دلیل است که می توان به غزل تفال داشت زیرا به دلیل تنوع ابیات، امکان اینکه یکی از ابیات غزل مفهومی نزدیک به خواسته ی شخص تفال کننده داشته باشد بسیار زیاد است.
آخرتی به راه تشخیص رباعی و دوبیتی اشاره کرد و گفت: دو بیتی با رباعی در وزن تفاوت دارد.رباعی یعنی شعری که از چهار مصراع درست شده باشد و دوبیتی یعنی شعری که از دو بیت تشکیل شده است وهر دو نوع شعر از لحاظ قافیه و نحوه ی قرار گرفتن آن یکسان هست و از لحاظ ظاهر هیچ فرقی ندارند و تنها فرقی که وجود دارد یکی وزن هست که  رباعی وزن خاصی دارد یعنی بر وزن ( لا حول ولا قوه الا بالله ) و از نظر وزن عروضی ( مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فع) یا با ختلاف جزئی در زحافات.
در ادامه شعری از این شاعر برجسته ی آیینی که در جلسه ارادت قرائت کرد را می خوانیم:

 در عزم تو یا ابالفضل
یک رود بی تاب خفته‌ست
با لای لای نگاهت
یک مشک بی‌آب خفته‌ست

پیش از تو هرگز ندیدند
پشت قمر را خمیده
کار خودش را بلد بود
آن خنجر گرده دیده


وقتی حسین آمد از راه
عباس از اسب افتاد
دستش تکان خورد بر خاک
یعنی خداحافظت باد

از داغ تیر سه‌ شعبه
انبوه آتش تنک شد
صد ساله شد درد آقا
شش ماه دستش سبک شد

شد ارباََ اربا تنش با 
تیغ زبان حرامی
بر سینه وی نشسته
ابن سنان حرامی

خنجر به سر بی‌اثر شد
که از گلو آمد آواز
من بوسه مصطفی یم
از سمت دیگر بیاغاز

#مهدی_آخرتی


معاون فرهنگی بنیاد بین المللی امام رضا(ع) در ادامه ضمن نقد اشعار شاعران گفت: شاعران سعی کنند به گونه ای شعر بسرایند که هیچ منتقدی نتواند کلمه ای از شعر را حذف یا کلمه ای دیگر جایگزین کند چراکه شعری که به راحتی کلماتش عوض شود شعر قوی نخواهد بود.
وی افزود: واژگان شعری باید به گونه ای بایکدیگر گره بخورد که اگر کلمه ای جابه جا شد موسیقی و فصاحت و بلاغت شعر تحت تاثیر قرار گیرد.
سیدی ادامه داد: بنده معتقدم هرکس بیت شعری در وصف ائمه بگوید قطعا ارادت بسیاری در آن نهفته لذا نیاز نیست شاعران با ابیات ضعیف شعر خود را طولانی کنند.
معاون فرهنگی بنیاد بین المللی امام رضا(ع) بیان کرد: شاعران آیینی در ابتدا باید شعر عاشقانه بسرایند و همیشه در نظرداشته باشند روح شاعر با ابیات عاشقانه زلال می شود.
این شاعر آیینی در پایان جلسه کمی راجع به زندگی «جُون» غلام سیاه پوست «ابوذر غفاری» که در کربلا به شهادت رسید توضیح داد و گفت:جَون کسی بود که امیر‌المؤمنین (ع) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید، هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند، این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امام علی(ع) بود تا بعد از شهادت آن حضرت(ع) به خدمت امام حسن مجتبی(ع) و سپس خدمت امام حسین(ع) رسید و همراه آن حضرت(ع) از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
وى، روز عاشورا خواست تا به میدان برود؛ ولى امام(ع) از جَون خواست که از این کار، منصرف شود، اما جَون، ضمن پافشارى براى رفتن به میدان به امام(ع) گفت: به خدا سوگند، بویى بد، تبارى پست و رنگى سیاه دارم، پس بهشت را از من دریغ مَدار تا بویم خوش و تبارم، نیکو و رویم سپید شود! نه! به خدا سوگند، از شما جدا نمى‌شوم تا اینکه خون سیاهم با خون شما، در آمیزد.

در ادامه سید حسین سیدی شعری را که در وصف«جوین» سروده بود تقدیم حضارکرد که در ادامه می خوانیم:

سلام کرد به مسلخ سلام یعنی این
گذشت از سر و جانش، غلام یعنی این

اگر چه رخصت برگشت داشت اما باز
نرفت از در مولا، مرام یعنی این

انیس چار امام و ملازم عباس
بگو به چاه پرستان، مقام یعنی این

سلام می دهد او را امام غایب عصر
به لطف جامعه، فیض مدام یعنی این

بدون اصل و نسب های بی ثمر، یک عمر
همین نهایت نام است و نام یعنی این
سیاه پوست ولی روسفید کرببلاست
و ذُر خریدترین نقره فام یعنی این

گرفته بود سرش را به دامن اربابش
درست مثل سپر، بار عام یعنی این

وفا به عهد نمود و حسین (ع) از او‌‌ راضی
تمام معنی حسن ختام یعنی این

تمام کرببلا از تن اش معطر شد
به یک دعای امامش، امام یعنی این

سرش به نیزه شد و سنگ خورد و طعنه شنید
کنایتی ست که بازار شام یعنی این

هزار خیمه ی مشکی ست در غمش بر پا
شکوه چونِ علیه السلام یعنی این

#سید_حسین_سیدی
کد مطلب ۳۴۴۹۳
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما