۰
تاریخ انتشار
جمعه ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۱۱
در نشست «چهل سالگی انقلاب اسلامی » مطرح شد:

برخورد حکومت با مردم باید اقناعی باشد نه ابلاغی/ باب گفتگو در کشور مفتوح نیست!

برخورد حکومت با مردم باید اقناعی باشد نه ابلاغی/ باب گفتگو در کشور مفتوح نیست!
 به گزارش خبرگزاری رضوی، در ابتدای این نشست دکتر احمد توکلی با بیان اینکه  امروز در 40 سالگی انقلاب باید نگاه کنیم که کجا هستیم و چرا اینجا قرار داریم گفت: به نظر من ما از نظر سیاسی در جایگاه خوبی قرار نداریم. چرا که اعتماد به سیاستمداران در حداقل خودش قرار داشته و این بی اعتمادی به کل نظام سرایت کرده و دیگر فقط مخصوص سیاستمداران نیست. اشرافی گری، تجمل، ثروت اندوزی، انحراف از ارزش های انقلاب، تبارگرایی، قبیله گرایی سیاسی، مردم فریبی و بی اعتنایی به مردم در کشور ما چه در مجلس و چه در دولت رایج است و از سویی دیگر وجود دشمنان در دنیا و به خصوص امریکا به حدی است که ممکن است مسئولین و مردم کم بیاورند و  این وضع سیاسی ماست و این مسائل محبوبیت نظام را کاهش میدهد.
 

برخورد حکومت با مردم باید اقناعی باشد نه ابلاغی
توکلی ادامه داد: از نظر اقتصادی ما یک رکود ۶- ۷ ساله را داریم که در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است. و این تلاطم ارزی که از سال 91-92 شروع و اکنون هم گرفتار آن هستیم نشانه مدیریت خسارت بار اقتصادی، و نشانه ناتوانی و عجز مدیران از تشخیص، پیش بینی و حل مسئله است. تورم را به قیمت تشدید بیکاری و رکود پایین نگاه داشتیم. در حالی که همین تورم کم هم برای مردم طبقه پایین قابل قبول نیست. به دو دلیل؛ اول آنکه در سبد مصرفی طبقه متوسط علاوه بر مواد غذایی کالاهای لوکس و زینتی هم وجود دارد، اما در سبد مصرفی فقرا بیشتر مواد غذایی وجود دارد. و پول فقرا بیشتر صرف غذا می شود. در خوراک هم تورم بیشتر روی می دهد، از این رو فقرا تورم بیشتری را نسبت به اغنیا تجربه می کنند. از سویی دیگر تورم 10 درصد امسال برای فقرا شدیدتر از تورم 40 درصد ۲۰ سال اخیر است. چرا که آستانه تحمل پایین تر آمده است. یک وزنه بردار که وزنه ای بیش از 100 کیلو را بالای سر می برد. و این وزنه را چندکیلو چندکیلو اضافه می کند یکجایی دیگر با اضافه شدن حتی یک کیلو دیگر وزنه را نمی تواند بلند کند. و این یک کیلو از 100 کیلوی اول برای او سنگین تر است.
این استاد اقتصاد ادامه داد: متأسفانه مدیریت ناتوان، ناآگاه و فاقد دانش لازم، و شیفته راهبردهای توصیه شده توسط صندوق بین المللی پول، و همچنین بودجه ریزی های کاملاً غیر علمی و غیر قانونی عامل به وجود آمدن چنین شرایطی است. بودجه چه در سازمان برنامه و بودجه، چه تصویب آن در دولت، چه بررسی آن در مجلس و چه تصویبش در مجلس روندی غیر علمی و غیرقانونی دارد. و در واقع همین بودجه است که منشأ بسیاری از مشکلات است. به عنوان مثال مناطق آزاد تأسیس می شود تا مواد اولیه و نیروی کار داخلی به این مناطق رفته و با ورود سرمایه و فناوری از خارج هم موجب ارتقا مهارتی و اقتصادی نیروی داخلی شده و هم موجبات توسعه صادرات را فراهم آورد. اما آمارها نشان می دهد که ما در این مناطق ۸۶ درصد واردات داریم و فقط ۱۴ درصد صادرات. با این حال دولت در مجلس قبل لایحه آورد که ما می خواهیم ۱۳ منطقه آزاد دیگر درست کنیم. وقتی این موضوع به کمیسیون آمد به عدد باور نکردنی ۱۰۱ منطقه آزاد رسید. چرا که به همدیگر باج دادند. ما با چه خون دل خوردنی موجب شدیم که این رای نیاورد. آقای لاریجانی هم به جای آنکه وقتی کلیات تصویب نشد آن را رد کند، دوباره به کمیسیون ارجاع داد و بعد از برگشت به صحن مجلس تبدیل به 65 منطقه شد. بازهم مخالفت کردیم و الان دوباره در مجلس در حال مطرح شدن است.
رئیس سازمان مردم
نهاد دیده بان شفافیت و عدالت با طرح این سوال که ما چرا اینگونه شدیم؟ بیان داشت: از اول انقلاب آرام آرام رویکردی پیدا شد که ما خودمان را نورچشمی خدا می‌دانستیم و در نتیجه نگاهمان به مردم از موضع برتر بوده و خودمان را تافته جدا بافته دانستیم. این خودشیفتگی در رفتار بسیاری از روحانیون، انقلابیون و حزب اللهی ها به وجود آمد و نتیجه آن به حساب نیاوردن مردم بود. همین رویکرد بود که موجب دخالت ها و سخت گیری های بیجا شد. یک روز به من گفتند که پسر فلانی را گزینش دانشگاه در بهشهر رد کرده است. تعجب کردم و پرسیدم که مسئول گزینش چه کسی است گفتند دکتر فلانی؛ من آن فرد را می شناختم قبل از انقلاب خانمش کاملا بی حجاب بوده و بعید می دانم که حتی نمازهایشان را هم مرتب می خواند، اما بعد همین آدم شده بود مسئول گزینش در دانشگاه .
وی ادامه داد: و بعد از آن طرف شورای نگهبان ما با یک ساز و کار بسیار عقب مانده و نادرست به ارزیابی افراد در انتخابات می پردازد. بسیاری از تصمیماتشان در تأیید یا رد افراد درست نیست. من بسیار تلاش کردم تا یک نفر را شورای نگهبان رد کند. اما نهایتاً 4 سال بعد و در دوره دوم توانستم جلوی تأیید او را بگیرم. آنهم فردی که حکم دادگاه داشته و از موقعیت خود سوء استفاده کرده بود. زمین هایی را از بنیاد مستضعفان گرفته، قطعه‌بندی کرده و فروخته بود. و بعد به بهانه اینکه این حکم کیفری نبوده و حقوقی بوده است این فرد تأیید کردیم. از آن طرف یک معلم در مینودشت یک هفته جلوی شورای نگهبان اعتراض می کرد که چرا من را با عنوان عمل خلاف اسلام رد کرده اید. من که عمری با اعتقاد و شرافت زندگی کرده ام.
توکلی سپس افزود: این سخت‌گیری‌ها تأثیر خودش را در جامعه گذاشت. درحالی که برخورد حکومت با مردم باید اقناعی باشد نه ابلاغی. مردم تا همرنگ نشوند همراه نمی شوند و با ابلاغ هم نمی شود جامعه را درست کرد.  فکر می کنیم چون ما مومن و انقلابی هستیم پس مردم باید از ما تبعیت کنند. بر اساس آیات قرآن مردم از کسی پیروی می کنند که به آنچه می گوید عمل کند وقتی به آنچه که می گوییم عمل نمی کنیم طبیعی است که مردم از ما تبعیت نمی کنند. یک زمانی در ابتدای انقلاب اینگونه بود اما الان دیگر اینگونه نیست. بنابراین اتفاقاتی در این سال ها افتاده است که ما به اینجا رسیده ایم.
 

باید بدانیم که حرمت اسلام از حرمت جمهوری اسلامی بالاتر است
در ادامه این نشست حجت الاسلام زائری به ایراد سخنرانی پرداخت. زائری با بیان اینکه اگر در طول این ۴۰ سال جلساتی این چنین بیشتر برگزار می کردیم الان میدان انتقاد، به دشمن یا عوامل دشمن واگذار نمی شد گفت: ما به غلط فکر کردیم که اگر انتقادی به نظام اسلامی انجام دهیم به این نظام خدشه وارد می شود. حتی یک جاهایی برای حفظ یک فرماندار، یک نماینده و یا یک امام جمعه، حرمت اصل نظام، دین و اعتقاد مردم را در معرض آسیب قرار دادیم. و الان به گونه ای شده است که اگر کسی می‌خواهد انتقاد کند باید از صدای آمریکا و بی بی سی باشد. در حالی که به اقتضای دستورات و تربیت دینی اتفاقاً این انتقادات باید در جبهه خودی صورت می‌گرفت.
زائری سپس ادامه داد: من چند نکته را در این راستا عرض می کنم اول اینکه کارنامه چهل ساله انقلاب را باید منصفانه و به صورت متوازن بررسی کرد. در این کارنامه نقاط منفی و مثبت و کامیابی ها و ناکامی ها با هم وجود دارد. اگر ما فقط نقاط مثبت
را ببینیم فقط خودمان را گول زده ایم. اگر ما فقط به موفقیت های جمهوری اسلامی در روسیه و لبنان اشاره کنیم تنها خودمان را فریب داده ایم. و بعد ادامه این روند به جایی می رسد که دیگر نقاط مثبت هم دیده نمی شود. یعنی اگر 10 سال پیش در گفتگو با نسل جوان از ساده زیستی رهبر انقلاب می گفتم، الان دیگر همان هم نمی شود گفت و شکلی بی اثر پیدا می کند. کما اینکه حتی در مواردی این موضوع را به شکل مضحک بیان می کنیم مثلا می گوییم همسر آقا می خواستند به مشهد بروند برای ایشان حلوا درست کرده و در یخچال گذاشته و ایشان سه روز فقط حلوا می خوردند یعنی همان نقاط قوت را هم با اغراق و نامتوازن بیان می کنیم. به گونه ای که دیگر قابل دفاع نیست.
این پژوهشگر و فعال فرهنگی ادامه داد: ما باید بدانیم که حرمت اسلام از حرمت جمهوری اسلامی بالاتر است، حرمت خدا از حرمت پیامبر و حرمت پیامبر از حرمت امام ، و حرمت امام از ولایت فقیه بالاتر است. اگر این را رعایت نکنیم وضعیت امروز پیش می آید. اگر ما به قرآن اعتقاد داریم به این دلیل نیست که مقام معظم رهبری گفته است. یا اعتقاد ما به امام زمان(عج) به دلیل توصیه ولایت فقیه نیست بلکه برعکس است یعنی اگر ما به ولایت فقیه اعتقاد داریم به این دلیل است که امام زمان گفته است. اما ما به گونه ای کار کرده ایم که همین امسال در رادیو مجری می گفت که مراسم احیاء در سه نقطه برگزار می شود. حرم مطهر علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، حرم مطهر حضرت معصومه (علیها سلام) و حرم مطهر امام خمینی (سلام الله علیه) یعنی حتی سلام الله علیه هم می گوییم. و و بعد برای امام ضریح و گنبد و حتی زیارتنامه هم درست کردیم. خوب کسی که از بیرون نگاه می کند می گوید شاید قبلا هم همینگونه بوده و در طول زمان به ما چیز دیگری گفته شده است و در اعتقاداتش دچار مشکل می شود.
زائری افزود: همان قدر که سیاه نمایی ناپسند است سفید نمایی هم ناپسند است. نباید برای این که سیاه نمایی دشمن را جبران کنیم دائم سفید نمایی کنیم. بلکه باید واقع نمایی داشته باشیم. لازمه آن هم مرور درست گذشته است. باید آنجاهایی که کوتاهی کرده ایم به حکم انصاف، عقل، و دین صادقانه و منصفانه اعتراف کنیم. چه رسد به اینکه الان رسانه ها و شبکه های اجتماعی جدید هم وجود دارد. و دیگر چیزی قابل پنهان کردن نیست. آقایان انگار در عصر دیگری زندگی می کنند. جلسه ای که سه خبرنگار در آن حضور داشته اند را تکذیب می کنند. و دفترشان بیانیه می دهد که جلسه خصوصی بوده، در حالی که خودشان خبرنگار دعوت کرده اند.
ایشان سپس ادامه داد: سیاست گذاری بر اساس تحلیل است و تحلیل هم بر اساس اطلاعات. مثلا ما ناگهان بوی سوختگی را احساس می کنیم این اطلاعات در ذهن تحلیل می شود که آتش سوزی روی داده است و بعد اقدام به عمل فرار می کنیم. مشکلی که ما الان در جمهوری اسلامی داریم این است که ورودی های اطلاعات گاهی دقیق نیست. در سطوح مختلف مدیریتی هم اینگونه است. برخی چون در مسجد مردم به دست بوسی می آیند و شب هم اخبار جمهوری اسلامی را نگاه می کنند فکر می کنند که همه چیز خوب است. و بعد برمی گردد به شخصی مثل من می‌گوید تو لیبرال، مرعوب و منفعل هستی. چرا که داری سیاه نمایی می کنی. در حالی که من دارم وضع جامعه را می بینم. به نظر من نه کسی که به بازار و مرکز خرید فلان می رود ملاک است و نه کسی که به نمازجمعه می رود. باید همه اینها را در کنار هم دید.
به برخی از این بزرگانمان
وقتی می گوییم که وضع خراب است و دارد آتش می گیرد به ما می گویند که شما هنوز خیلی جوان هستید و مسائل را نمی دانید. گاهی فکر می کنم که اگر اینها زمان حضرت علی(ع) هم بودند که حضرت در حالی که رگ گردنشان بیرون زده و صورتشان سرخ شده و با فریاد برای مردم خطبه خوانده و مردم را نهیب می زدند، این افراد می گفتند یا امیرالمومنین شما زود عصبی و جوشی می‌شوید، آقا این قدر خودتان را حرص ندهید شما هنوز جوان هستند. خردمندی به نظر برخی این است که چون نماینده ولی فقیه و یا نماینده مجلس هستیم سرمان را پایین انداخته و اگر دین مردم را هم باد ببرد بازهم عین خیالمان نباشد. در حالی که آن از قوه قضاییه ما، آن از فساد اداری ما و آن هم وضعیت فساد و فحشای ما. اما هیچکس حرف نمی زند که نکند جمهوری اسلامی آسیب ببیند . دیگر آسیبی بزرگتر از این وضعیت؟!
زائری سپس با بیان اینکه باید اعتراف کنیم که ابتدای انقلاب تصور رهبران انقلاب تصور بسیطی بود بیان داشت: تصورمان این بود که صدا و سیما و ادارات را گرفته و همه چیز درست می شود. دیگر مردم حرام خواری نمی کنند. چون انسان و طبیعت آن را نمی‌شناختیم، به علوم انسانی حرمت نمی گذاشتیم. به قواعد ثابت و سنت های الهی در مورد انسان و جامعه انسانی توجه نداشتیم. و با این تصور ساده به وسط میدان آمدیم و دیدیم که نه به این سادگی نیست. به تعبیر مرحوم مدنی رضوان الله تعالی علیه که فرمودند: مبادا شاه برود و بعد ما انگشتانمان را با این چاقوها بِبُریم. آن زمان است که معلوم می شود که درس خارج فلان آیت الله رفتن یا خواندن زیارت عاشورا ملاک نیست. بلکه دنیا و قدرت و ثروت آن بسیار قوی تر عمل می کند. و بعد به این نتیجه می رسیم که در برخی از موارد کسی مانند اردشیر زاهدی شاهنشاهی، کرواتی سفیر شاه، در ایستادن پای یک حرف از بسیاری از عمامه به سرها مردانه تر عمل می کند.
زائری ادامه داد: تعبیری جناب آقای نصیری داشتند که من از ایشان وام می گیرم. ما توقع زیادی برای مردم از انقلاب درست کردیم. می خواستیم دولت کریمه امام زمان(عج) را ایجاد کنیم. در حالی که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: خداوند قبل از ظهور امکان حاکمیت را برای همه فراهم می‌کند تا اینکه احدی مدعی نباشد. اگر امکان حاکمیت به روحانیت داده نمی شد تا روز قیامت پدر همه را در می آورد که اگر قدرت را به ما می دادند می توانستیم مشکلات را حل کنیم. خدا قدرت را به همه می دهد تا بفهمیم غیر از امام زمان (عج) کسی قرار نیست وضعیت را درست کند. اگر قرار بود جمهوری اسلامی همه چیز را درست کند پس چرا انتظار امام زمان(عج) را داشته باشیم. قطعاً جمهوری اسلامی نمونه‌ای است بهتر از نمونه های مشابه همجون شاهنشاهی و کمونیست. اما نباید توقع مردم از حکومت را اینقدر بالا می بردیم.
 زائری در پاسخ به یکی از حاضرین که گفته بود شما فقط انتقاد می کنید و راهکار ارائه نمی دهید گفت: اول اینکه من هر وقت گفته ام و نوشته ام راهکار مصداقی ارائه داده ام. ولی اگر واقعا برای شما خیلی مهم است یادداشت معروف من در سال ۸۸ را بخوانید. آدمی نبوده ام که در اتاق دربسته نشسته و فقط حرف بزنم. دوماً چه کسی گفته است که حتماً همه باید راهکار بدهند. اتفاقاً برخی از افراد تخصص این را دارند که اشکال را شناسایی کرده و از میان هزار عامل، عامل اصلی را پیدا کرده و نشان دهند. سوماً شما فکر می کنید اگر من الان یک لیست راهکار بدهم کسی به آن
توجه می کند. وقتی آقای توکلی می گوید نماینده ای که پرونده داشته و پیگیری هم کردیم اما باز هم تأیید صلاحیت شد؛ در چنین شرایطی باز هم کسی به دنبال راهکار می گردد. همین آقای نصیری در کیهان و بعد در صبح، سال‌ها دادگاه رفت، کتک خورد، هزینه داد و تمام مجله صبح او از ابتدا تا انتها راهکار بود و الان هم در فضای مجازی راهکار ارائه می کند. آیا کسی به آن گوش می کند. یا دکتر توکلی که در این سال ها هزینه هایی دادند که از هر هزار نفر یک نفر حاضر به این هزینه ها نیست. و یا چقدر راهکار ارائه کردند. اما کسی دنبال راهکار نبود. اما امثال شما عادت کردید که تا کسی حرف می زند می گویید راهکار بگو. من به این می گویم مغالطه راهکار. کدام مشکل جمهوری اسلامی است که امروز گیر راهکار باشد. تا دلتان بخواهد راهکار وجود دارد. مشکل این است که کسی قبول نمی کند.
شاهد مثال هم اینکه شما در این جلسه یا هزاران جلسه مشابه یک مسئول اثرگذار نمی بینید. امام جمعه مشهد، یا آقای رئیسی یا استاندار یا شهردار در کدام یک از این جلسات علمی شرکت می کنند؟ کدام مسئولی هست که بیاید حرف ها را بشنود. مسئولین ما در جلسات فقط سخنرانی می کنند و بعد از جلسه می روند. شما تاکنون یک مسئول را دیده اید که در یک جلسه نشسته و بگوید می خواهم حرف های شما را بشنوم.
 
 
راجع به برخی از مسائل حرف نمیزنیم چون شهید مطهری در آن موضوعات ورود پیدا نکرده است
سپس در این جلسه مهدی نصیری به ایراد سخنان خود پرداخت و با بیان اینکه من در جلسه شب گذشته نظراتم را بیان کردم و اکنون مواردی را اضافه می کنم بیان داشت: من کاری به نظر دیگران ندارم. اما می خواهم نظر خودم را بگویم که تا کجا باید از جمهوری اسلامی دفاع کرد. به نظر من اولاً اگر جمهوری اسلامی امنیت و انسجام کشور را تامین کند و ثانیاً هیچ کس را هم بر فسق و کفر اجبار و الزام نکند حتی اگر نمی تواند مشکلی اخلاقی و دینی را حل کند، (یعنی اگر حجاب را نمی تواند حل کند بر بی حجابی هم الزام نکند) و ثالثاً استقلال سیاسی داشته و از سفیر آمریکا و انگلیس دستور نگیرد، با همین سه ویژگی دفاع از آن را در دنیای امروز واجب دانسته و خون دادن پای آن را هم مشروع می دانم. اما تمام حرف من این است که ما امروز داریم همین ها را هم از دست می دهیم.
وی ادامه داد: من معتقدم اصل جمهوری اسلامی و تداوم آن هم تا به امروز اعجاز است. اما با خطر مواجه بوده و ما احساس خطر می کنیم. در این کشور از دهه ۶۰ تا به امروز حسابرسی خیلی اندک بوده است. در زمان هفته نامه صبح پرونده یک وزیر را مستدل و مستند بررسی کردم و موارد اختلاس، و فساد اقتصادی و اداری او را افشا کردم. وزیر شکایت کرد و من در دادگاه از ادعای خود دفاع کردم. هیئت منصفه به اتفاق آرا گفتن همه محتوای این مجله در مورد اختلاس و فساد درست است و من تبرئه شده و فقط بخاطر اینکه به گونه ای ملاحظه وزیر شده باشد به خاطر یک کاریکاتور من را 300 هزار تومان جریمه کردند. و دیگر تمام شد. و هیچ کس هم نگفت که خوب حالا که اثبات شد ادعاها درست بود پس پیگیری کرده و با فساد برخورد کنیم. آن وزیر بعداً هم از فیلتر شورای نگهبان رد شده و کاندیدای ریاست جمهوری شد.
بعد رسید به آقای زنگنه. این آقا رو سفیدمان کرد. تا جایی که مسئله وزیر اول فراموشمان شد. موضوع به مقامات بالاتر رسید. و چون آقای زنگنه فرد زیرکی بود از ما شکایت نکرد. اما در برابر این افشاگری ها آب از آب هم تکان
نخورد. الان هم همین گونه است. من در برنامه زنده جهان آرا گفتم دو برادر ریاست قوه قضائیه در دادگستری پرونده دارند. من محتوای آن را نمی دانم. ولی چرا به آنها رسیدگی نمی شود. و حتی گفتم گویی در کشور ما تهاتر پرونده وجود دارد. یعنی برادر من پرونده دارد و برادر تو هم پرونده دارد و این به آن در. و جالب است که هیچ عکس العملی هم نشان داده نشد. حتی کسی زنگ نزد اعتراض کند. آیا واقعا اینگونه میشود اعتماد مردم را حفظ کرد و مردم را نگه داشت؟!
نصیری سپس افزود: به نظر من یکی از ضعف‌های کنونی ما این است که باب گفتگو در کشور مفتوح نیست. نه اینکه اصلا نیست، ولی به نحو موثر و سازنده و فارغ از دعواهای سیاسی صورت نمی پذیرد. بدترین اتفاق این است که در برخی مسائل از مرحوم شهید مطهری قدم جلوتر نگذاشتیم. راجع به برخی از مسائل حرف نمیزنیم چون شهید مطهری در آن موضوعات ورود پیدا نکرده است. اسلام شناسی، دنیا شناسی و زمان شناسی برای برخی با ایشان به آخر رسیده است. در حالی که باید در مورد همه چیز حرف بزنیم. همه چیز را همگان دانند. از جمله این بحث ها این است که ما حقیقتا مسئله حکمرانی و حکومت کردن در عصر غیبت، و روزگار سلطه مدرنیته را سهل و آسان گرفته ایم. برش هایی از دین را گرفته و برش های دیگر را فراموش کرده ایم. مثلاً جایگاه کتاب غیبت نعمانی و غیبت طوسی در الهیات ما خالیست. یکی از چیزهایی که این دو کتاب می گویند این است که ضمن اینکه تکلیف به اصلاح و تکلیف به اقدام در هر شرایطی بر روی دوش هر مومن و مسلمان وجود دارد و هیچگاه تکلیف اصلاح از دوش کسی ساقط نمی شود، و اگر وظیفه داریم یک کشور را از زیر یوغ حکومت وابسته پهلوی رها کنم ولی برای جامعه سازی و تمدن سازی وسع ما محدود است. یعنی در عصر غیبت، به خصوص زمانی که سیطره مدرنیته و تمدن الحادی و اومانیستی غرب وجود وارد ما نمی توانیم بسیاری از مشکلات را حل کنیم. بسیاری از مشکلاتی که امروز جمهوری اسلامی نتوانسته است حل کند به این دلیل است.
نصیری ادامه داد: متأسفانه مسئولین ما در جمهوری اسلامی تحلیل درستی از مدرنیته ندارند  و مسئولیت آن اشکالاتی که مربوط به خودشان نیست را هم برعهده می گیرند. آقای احمدی نژاد یک بار گفته بود ما تا سال آینده مشکل بیکاری را حل می‌کنیم. آقا شما نمی فهمید که در قویترین کشورها با قویترین اقتصادها هم یک درصد از بیکاری وجود دارد و این از اقتضائات اتوماسیون و تکنولوژی غرب است. شما وقتی یک کمباین را به یک روستا می برید دهها نفر بیکار می شوند و این در تمام ابعاد وجود دارد. یا در هیچ مقطعی از تاریخ شیاطین و اعوان و انصار آن به اندازه امروز برای گسترش بی حیایی و بی حجابی مبارزه و تلاش نکرده اند. بنابراین پس چه کسی گفته است که در جمهوری اسلامی وظیفه من این است که همه محجبه شوند. وظیفه قطعی و توانایی جمهوری اسلامی این نیست که همه احکام الله در حد عالی آن پیاده و اجرا شود. ما فقط 30 درصد از احکام را در شرایط غیبت می توانیم پیاده کنیم اما اگر احساس کنیم می توانیم 80 درصد را محقق کنیم شکست خورده و همان 30 درصد را هم از دست می دهیم. اگر اینگونه نگاه کنیم هم فشار از دین و دینداران کم می شود و هم فشار از کمتر دینداران و بی دینان. الان همه تحت فشار هستیم. حزب اللهی تحت فشار است که چرا مسئله حجاب حل نمی‌شود و غیر حزب اللهی هم تحت فشار است که چرا اینقدر برای او محدودیت ایجاد می کنیم.
 
کد مطلب ۲۹۷۴۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما