۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۰۹
به بهانه سالروز میلاد باسعادت فاطمه معصومه (س )

شایسته فرزند بهشت

سعید نوریان، فعال فرهنگی
شایسته فرزند بهشت
خبرگزاری رضوی؛ حضرت فاطمه معصومه(س)، کریمه آل الله است که حاتم طایی، هر شب قصه های دست بخشنده اش را از نقره های تابش مهتاب می شنید و قطره کوچک جود خویش را در مقابل دریای کرمش ، ناچیز می شمارد و امروز، ستاره ها از پشت پرده شب، دست گدایی به سوی گنج ضریحش می کشند و هر روز خورشید دانش الهی از فروغ روی ماهش، از آسمان بلند فیضیه دست پرتوهایش را بر سر افکار جهانی می کشد.
هر صبح، خورشید که پلک هایش را باز می کند، با گنبد طلایی این بانوی آفتاب، لبخند می زند و عطر آمدنش، صبح مان را از بودن پر می کند، چنان صبحی که با عطر لبخندش، زندگی را از عشقی همیشه لبریز کرد. فاطمه معصومه(س)، بانوی آب و آیینه ای است که تاریخ میلاد فرخنده اش، با چاووشی خوانی مرغان شب بر روی ماه نوشته شده است و عطر نگاه همیشه بهاری اش در ایوان خانه ستارگان پیچیده است. با تولد این شفیعه محشر، از آسمان، پونه های معصوم باریدن گرفت تا شاد باشی باشد برای نجات خاک که او را در گهواره بادهای عاشق، مادری کرده است. از خورشید عفت و نجابت این بانوی شعر و گل، پاکی ؛ جلوه و شکوه یافته است و  قداست، از کوثر عصمت همیشه جاریش، آب و تاب گرفته است.
او خواهر بزرگوار حجت و نشانه خداست که به جستجوی برادر و به شوق دیدار امام خویش، منزل به منزل، راه وصال پیموده  و چونان عموم بزارگوارشان، پیامبر دیگری شد تا مظلومیت برادر و حقانیت ولایت را به گوش غیرت هستی فریاد کشد.
او معصوم ترین تجلی عصمت زهرا(س) در سال های قحطی عشق و نجابت بود و شیرین ترین تفسیر تکراری کوثر. او، بانوی خوبی های ناب و شکوفاترین فصل عاشقی بر کویر دلهاست. مردانه زنی که پیامبر گونه، ماه بر شانه و خورشید در دست، هجرت کرد تا رسالت مهربانی آمیخته با جان و ایمانش را برای ما به سوغات آورد. روح معصومی که از پس تمام هیاهوهای پوچ زمان، جستجوگر خسته ای را فریاد می زد که در به در، به دنبال جرعه ای آرامش بود. جرعه ای عشق، جرعه ای ابدیت.
او آیینه تمام نمای عصمت و عفت فاطمه(س)، مهر و شکیبایی زینب(س)، دستگیری کریمانه علی(ع)، شفاعت سرخ حسین(ع) و شفقت و تنهایی مظلومانه کریم اهل بیت علیهم السلام است که برای دست گیری از تنهایان و ناامیدان ایستاده است. فاطمه معصومه، بانوی جاده های طولانی غزل های ناب فیروزه ای است که با باران کرامتش، کویر عطشناک قم، زیبا دری شده است برای رسیدن به بهشت وعده داده شده حضرت سبحان. او فرزند شایسته بهشت است و همین مقام ملکوتی و بهشتی اش، پدر مهربانش را برآن داشته تا بر دستان معصومانه معصومه، بوسه نهاده و خود را فدایی دخترش خواند. با نویی مهربان که قم مشتاقانه به پیشوازش آمده بود و مدینه، بی صبرانه در انتظار قدمش بود و مکه در جنب و جوش دیدنش.
او، آرزوی تمام کودکان بی پدر است که ملائک به دست بوسی اش، فخر می کنند و مباهات. برای مولود این بانوی آب و آیینه، قم  و توس، شادمانه ترین ترانه ها و نغمه ها را سرمی دادند و برایش کل می کشیدند. این بانو، بانویی است که خورشید بر مدار چشم هایش شتاب گرفته است. از مکه تا مدینه، از مدینه تا قم و از قم تا عرش نورباران قدم های مبارک این مولود شهر نبی است.
فاطمه ثانی، مهربان مولودی است که شمع روشن و جاودانه وجودش، پروانه های کوچک جانمان را همواره به خود می خواند و قم به قدوم دعاهای عاشقانه و عارفانه اش، به بهار نیایش و ستایش تبدیل شده است و ملایک، بال تبرک و توسل بر ضریح مطهرش می کشند. فاطمه معصومه، مهربان بانویی است که خورشید عفت و عصمتش برای همیشه تاریخ فروزان و دریای سبز استجابتش برای همیشه ایام خروشان است.
در بهار حرمش، گل اشک در باغ نگاهمان به شکوفه می نشیند و روحمان بال به بال نسیم ملکوتی در صحن آیینه اش، چون قاصدی بر قرار، دل به پرواز می سپارد.
شور و شوق همسایگی اش، قرارمان را ربوده است و به ضریح مقدسش که تکیه می دهیم، شانه های مان از تمامی دردها و بارها و غم ها سبک می شوند. او، همدم تمام بی کسی های ماست.
فاطمه معصومه(س) با عظمت فاطمه زهرا(س)، مهر زینب(س)، دستگیری کریمانه علی(ع)، شفاعت سرخ حسین(ع) و مهربانی مظلومانه حسن(ع)، به دستگیری از تنهایان ایستاده است . دستان تنهای مان را بر سفره عنایت بی کرانه تو مهمان می کنیم تا در این بزم، همراه با فرشتگان، به سماع و دست افشانی دل مشغول شویم.
حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را
 دل سپردیم به آن معجزه چشمانت
تا که آباد کنی خانه ویران شده را
مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است، گلستان شده را
گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه نان شده را
به درخانه تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را
گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را
در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را
شدنی نیست کرم داشته باشی، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را
پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت
تا ببندند به آن زلف پریشان شده را
ما فقط ظاهری از اوج تو را می‌بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را
جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه تو
تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

 
کد مطلب ۴۳۱۳۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما