۱
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۰۴
به مناسبت درگذشت بازیگر پیشکسوت و مطرح سینمای ایران

هزار داستان به روایت جمشید مشایخی

هزار داستان به روایت جمشید مشایخی
حسین پدرام/ سرویس هنر خبرگزار ی رضوی
جمشید مشایخی از بازیگران بنام سینما و تلویزیون ایران روز 13 فروردین ماه 1398 بعد از نیم قرن خاطره سازی برای نسل های مختلف تماشاگران هنرهای نمایشی در سن 84 سالگی برای همیشه صحنه زندگی را ترک گفت. او در کنار داوود رشیدی، عزت الله انتظامی، علی نصیریان، و محمدعلی کشاورز به عنوان پنج بازیگری شناخته می شدند که  ترازی مشخص داشتند. همه از تئاتر آمده بودند و همه از تعریف تازه ای در دنیای بازیگری برخوردار بودند. آن ها نه جزو آن دسته از بازیگرانی بودند که همچون محمدعلی فردین، ایرج قادری و بهروز وثوقی ستاره لقب می گرفتند و نه جزو بازیگرانی بودند که بی هیچ شمایلی صحنه را برای یکه تازی ستاره فیلم های فارسی آماده می کردند. آن ها وزنه خود را در لنز دوربین داشتند و عیار بازیگران نقش یک را به چالش می کشیدند.  


جمشید مشایخی به
دلایلی مختلف در این گروه جای می گرفت، جایگاه پر منزلتی که فتح آن اسباب گوناگون داشت که بی شک یکی از آن ها همکاری باعلی حاتمی به عنوان سینماگری مولف بود؛ فیلم سازی که به عنوان رشته اتصال این پنج بازیگر شناخته می شد. مشایخی نیز بی شک در صورت عدم حضور در آثار حاتمی شمایلی دیگر از خود به یادگار گذاشته بود، اما امروز ما او را بیش از هر چیز برای بازی در نقش کمال المک می شناسیم. او در این فیلم که هر نمای آن تابلویی از رنگ، خیال و تاریخ بود، کمال الملکی را بازآفرینی کرد که گویی در دل تاریخ با همین سکنات زیسته، و ما از تجربه دیدن این اثر امروز نمی توانیم متصور باشیم که کمال الملک چیزی جز آن می تواند باشد. اصلا همین که بسیاری از ما با شنیدن نام کمال الملک پیش از آن که به یاد پرتره نقاش بیافتیم، تصویر مشایخی را در ویترین ذهن حاضر می بینیم، خود گواه اهمیت این نقش
آفرینی و به سخن دیگر اهمیت ذات سینما در قرن معاصر است.  
مشایخی طی بیش از نیم قرن حضور در عرصه هنرهای نمایشی، خالق شخصیت های بسیاری بوده است که امروز هر کدام به بخشی از تجربه تصویری ما تبدیل شده است. او کار خود را در سینما از اوایل دهه 40 شمسی با ایفای نقش در فیلم کوتاه جلد مار به کارگردانی هژیر داریوش آغاز کرد. این دهه برای او سه تجربه  مهم سینمایی را به همراه داشت. خشت و آیینه به کارگردانی ابراهیم گلستان (سال 1344)، قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی(سال 1348) و گاو ساخته داریوش مهرجویی(سال 1348) نام مشایخی را به عنوان بازیگر سینما برای اهالی هنر و مخاطبان سینما آشنا کرد.



در دهه 50 مشایخی در بیش از 20 اثر نمایشی به ایفای نقش پرداخت که مهم ترین آن ها بازی در شازده احتجاب(سال 1353) به کارگردانی بهمن فرمان آرا بود، این فیلم که در جشنواره کن به نمایش درآمد بر
اساس داستانی به همین نام از هوشنگ گلشیری ساخته شد. حضور در دو سریال داستان های مولوی(سال 1352) و سلطان صاحبقران(سال 1354) ساخته علی حاتمی او را به جرگه بازیگران ثابت آثار حاتمی آورد. سوته دلان دیگر اثری بود که در اواسط این دهه فرصت همکاری دوباره با حاتمی را برای مشایخی فراهم کرد. حالا علاقه مندان سینما خان دایی قیصر و شازده قجری را در کنار حبیب آقای ظروفچی سوته دلان می گذاشتند و به ظرفیت انعطاف مشایخی در عرصه بازیگری بیشتر پی می بردند.  
دهه 60 اما پربارترین دهه برای کارنامه مشایخی بود. کمال الملک(سال 1362) برای او شاه نقشی بود که بالاخره نصیبش شد.  گل های داوودی(سال1363) ساخته رسول صدرعاملی، پدربزرگ(سال 1364) به کارگردانی مجید قاری زاده، طلسم(سال 1365) ساخته داریوش فرهنگ و سرب(سال 1367) اثر مسعود کیمیایی دیگر فیلم های مهمی بود که مشایخی توانست در آن ها به ایفای
نقش بپردازد. مهم ترین اتفاق در عرصه سریال سازی در تلویزیون نیز در این دهه با ساخت سریال ماندگار هزاردستان محقق شد، مشایخی در این سریال به ایفای نقش اصلی سریال یعنی رضا خوشنویس پرداخت.
روز واقعه(سال 1373) به کارگردانی شهرام اسدی و سریال پهلوانان نمی میرند(سال 1376) ساخته حسن فتحی آثار مهم مشایخی در دهه 70 شمسی بودند و خانه ای روی آب (سال 1380) و یک بوس کوچولو(سال 1384) از بهمن فرمان آرا و جرم(سال 1389) اثر مسعود کیمیایی آخرین کارهای شاخصی است که جمشید مشایخی در آن به ایفای نقش پرداخت.
جمشید مشایخی دلداده مفاخرو فرهنگ  این سرزمین بود؛ فرهنگی که گستره وسیعی از ادبیات، نمایش، موسیقی و تاریخ باستانی ایران را شامل می شد، او برای ادای دین به این مجموعه بی حد و حصر به سهم خود تلاش می کرد، این را می توان از خلال گفته های او در طول دهه ها فعالیت هنری دریافت.  
کد مطلب ۴۰۸۲۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما