۰
تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۱۳
برای میلاد جواد آل الله

نهمین لبخند خورشید

سعیدنوریان/ فعال فرهنگی
نهمین لبخند خورشید
خبرگزاری رضوی؛ جواد اهل بیت علیهم السلام که آمد، کرامت و بخشندگی، معنای تازه ای به خود گرفت. هدیه شایسته خدا و نهمین لبخند خورشید، با آمدنش، عطر مهربانی و محبت را در دل های مشتاقان آل الله ساری و جاری ساخت و چشمان آسمان را به روشنی سیمای درخشان و تابانش، روشنی بخشید و لاهوتیان و ناسوتیان را بر سفره کریمانه اش نشاند و  فرشتگان، شوق آمدنش را به هلهله نشستند. حضرت جواد(ع)، زینت بخشندگان است و بر زمین قدم نهاده است تا بخشندگی، تولد دوباره خود را این بار در شهر مدینه و در خانه هشتمین دردانه حضرت زهرا(س)، حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) جشن بگیرد.
جواد(ع)، عطر توحید و سبزترین چکامه و برجسته ترین چاد است. او، مولو مبارک ماه پر فضیلت رجب و مهتر بخشندگان و سید پارسایان است که در خردسالی به امامت رسید؛ در نوجوانی، رهگشای معضلات فکری، فقهی و اعتقادی امت بود و سخت ترین و دشوار ترین سئوال ها را بی درنگ پاسخ می گفت.
گل زیبا و خوشبوی حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)، ابر پر فیض بخشش الهی، آیت سروری و پیشوای کرامت و بخشدگی است.
 جواد(ع)، مولودی از نسل هابیل، مردی از جنس ملکوت و پسری از نسل آفتاب است، بزرگ مردی که بیست و پنج سال، خورشید را به خجلت وا داشت و بیست و پنج سال، خورشید فضیلت را رویاند و شکوفاند و خود، فروزان تر از خورشید، تابید و درخشید. او سخاوت باران را داشت و کرامت دریا و زلالی آب روان را. «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچه ای بود در گلستان وجودش و «حلم» گوهری از گنجینه فضایلش. پیشوایی که جواد بود و تقی و منتخب و مرتضی و فرزند رضا(ع) و رضا به قضای الهی.
همین بس است که دردانه ی پدر بودی
دوام نسل پدر بودی و پسر بودی
 درخت نخل ولایت فقط تو را کم داشت
برای نخل ولا  بهترین ثمر بود
اگر چه در پر قوی رضا بزرگ شدی
زبانزد همگان در دل و جگر بودی
 خدا به نام شما زد جواد بودن را
ز هر که هست به مادر شبیه تر بودی
 خدا نخواست فدایی مادرت بشوی
که حکمت است پس هر نبود و هر بودی
 برای دین به جوانیت اکتفا کردی
تمام عمر کمت در دل خطر بودی
 خدا مگر که بداند چه محشری می شد
به عمر نوح اگر منشاء اثر بودی
 مسیر باد به امر تو شد جنوب-شمال
مدینه تا به خراسان که در سفر بودی
 اگر چه تلخ تر از زهر بود دور و برت
به نام خویش به کام همه شکر بودی
 به  کوری همه ی چشمهای شور عرب
همین بس است که دردانه ی پدر بودی
کد مطلب ۴۰۴۸۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما