۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۴
یادداشت اختصاصی

در نکوداشت گوهری که پنهان گشت

حجت الإسلام حسن طالبیان شریف
در نکوداشت گوهری که پنهان گشت
استاد محمد واعظ زاده خراسانی رحمة الله علیه از شخصیتهای علمی و اخلاق  کم نظیر حوزه علمیه شیعه در زمان معاصر بود. اگر بخواهم ابعاد مختلف علمی و اخلاقی و روحیات ایشان را برای کسانی که از نزدیک با ایشان مجالست و معاشرت نداشته اند در چند جمله مختصر بیان کنم باید اینچنین بگویم:  
ایشان جامع علوم  معقول و منقول بود. علامه ای محقق، متفکری برجسته، فقیهی عالیقدر، مفسری بزرگ، محدثی والا مقام و متکلمی سترگ، آگاه از علم رجال و  تراجم و آشنا با تاریخ اسلام، عاشق صلح و صفا، دشمن کینه و حسادت. مشتاق عزت مسلمین و صلح و صفای بین آنها بود. عالمی بود که از مطالعه و تحقیق و پژوهش نه تنها خسته و ملول  نمی شد بلکه با مطالعه به نشاط می آمد.
مصداق فرمایش امیرالمومنین علی علیه السلام بود که می فرمایند: العالم الذی لایمل من طلب العلم طول دهره. عالم کسی است که از طلب علم تا اخر عمرش ملول و خسته نمی شود. علمش همراه با حلم بود و مطابق آنچه در روایات به آن توصیه شده است.
مبادی آداب بود و به مکارم اخلاق مزین. اخلاق خوشی داشت. با همه مهربان و صمیمی و  متواضع بود. عجب و غرور نداشت. میهمان نواز و سخاوتمند. متین و با وقار بود. مخالفینش را تحمل می کرد و در برابر سخنان زشت و هتاکیهای انها کظم غیظ نموده انها را عفو می نمود.
به عنوان نمونه در مجله ای دیدم  که ایشان را  وهابی مسلک معرفی نموده اند.در جایی دیگر خود استاد فرمودند که  کسانی پشت سر من نسبتهای دروغ داده  بودند که من به  ایت الله بروجردی دروغ می بندم  و بعد متوجه شده بودند که حق با من  است و معذرت خواهی کردند .و....اما استاد واعظ زاده  با بزرگواری و اقایی خاصی با انها برخورد می نمود.فرمودند انها را حلال می نمایم .در جریان نبودند و.....به عبارتی مصداق این ایه شریف قران بود :  
و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس  و الله یحب المحسنین .  
 دهانش به فحش و ناسزا باز نمی شد.چون خود عالم بود و قدر علوم دینی را می دانست.  
از اساتید و بزرگان حوزوی بسیار تجلیل می نمود.به حکم قران و سنت نبوی و سیره اهلبیت پیامبر   علما را دوست داشت.با انها همنشین بود و از معاشرت با انها لذت می برد.
 از بزرگان حوزه و خدمات ان تجلیل می نمود. از اثار علمی و تالیفات و تحقیقات فضلا و علما یاد می کرد.نام  و یاد انها را احیا نموده و از تلاشهای علمی و معنوی انها قدر شناسی می نمود.از اساتید خویش با عظمت یاد می نمود و از انها تجلیل می نمود.
در سال 1339 هش به دانشگاه فردوسی مشهد دعوت به همکاری شد و از ان تاریخ تا پایان عمر به تدریس علوم اسلامی مشغول بود.در راستای احیای نام علمای بزرگ شیعه و تجلیل از انها کنگره هزاره شیخ طوسی . فقیه بزرگ شیعه. را در پایان سال 1348 و اوایل  1349  ه ش  در دانشگاه فردوسی مشهد در چند روز برگزار نمود. این همایش  با عظمتی خاص و با حضور شخصیتهای برجسته علمی  داخلی و خارجی در سطح جهانی برگزار  شد.دبیرکل برگزاری این همایش استاد واعظ زاده خراسانی بود.این کار  یکی از خدمات مهم و بسیار برجسته  علمی   ایشان بود .با این خدمت بزرگ استاد واعظ زاده .شخصیت علمی و معنوی  شیخ طوسی و اثار و تالیفات و خدمات  این بزرگمرد جهان تشیع احیا شد.دکتر مهدی محقق که سالیان بسیار در گذشته  و حال   رئیس انجمن مفاخر کشور ایران بوده و  می باشد درباره عظمت  این کنگره  فرمودند:  من کنگره های زیادی در داخل و خارج شرکت کردم ولی کنگره ای در عظمت  مانند کنگره شیخ طوسی ندیدم.

خاندان علمی استاد واعظ زاده :

پدر استاد واعظ زاده : 
حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی واعظ خراسانی از بزرگترین وعاظ و خطبای عصر خویش بود که در سال 1286 هق در مشهد متولد شد.
ایشان خوش استعداد و خوش حافظه و بسیار اهل مطالعه بود.در منبر بسیار روان صحبت می کرد.ساده و شمرده شمرده سخن می گفت به طوری که عموم مردم حرفهای ایشان را متوجه می شدند.در مشهد در میان وعاظ و خطبا حرف اول را می زد و در جوانی شهرتش بالا گرفت و روز به روز بر اوازه اش افزوده می شد.بیوت ایات عظام و مراجع عالیقدر شیعه در مشهد.قم.نجف دعوت می شد .در جوانی در نجف در حضور اخوند خراسانی و  ...منبر می رفت و جمعیت زیادی از طلاب و فضلای نجف از محضرش استفاده می کردند.شیخ مهدی واعظ خراسانی ابا و اجدادش تا چند پشت همه از علما و وعاظ و خطبای متقی بودند.حاج شیخ مهدی واعظ تحصیلات حوزوی خویش را در حوزه مشهد نزد اساتید فرا گرفت .در میان اساتید مشهد عمده تحصیلات ایشان در معقول و منقول نزد ایت الله سید عباس شاهرودی بود.حاج شیخ مهدی واعظ در تفسیر قران مطالعات خوبی داشت.در احادیث اهلبیت نیز مسلط بود و بیشتر زمینه منبر ایشان ایات  و روایات اهلبیت بود.لذا طلاب و فضلا در پای منبر ایشان می نشستند و یاد داشت نموده و  استفاده می کردند.استاد واعظ زاده  استفاده های علمی فراوانی از مباحث تفسیری .حدیثی . و اخلاقی ایشان می نمود که ظاهرا همین مباحث  منشا اولیه علاقه ایشان به مباحث علوم قرانی . تفسیری و حدیثی در حوزه و دانشگاه شد که بعد از ان  سالیان بسیار به مطالعه و تحقیق و پژوهش و تالیف  و تدریس این علوم  اهتمام ورزید. استاد واعظ زاده با افتخار از پدر فرزانه اش سخن می گفت و گاهی به یاد پدر و خوبیهایش که می افتاد منقلب شده و بغض گلویش را می گرفت و  اشک می ریخت . حاج شیخ مهدی واعظ خراسانی ازدواج کرد و صاحب چند  فرزند پسر و چند دختر شد.
        
برادران استاد واعظ زاده :
حاج شیخ احمد واعظ:
 پسر بزرگ ایشان بود که از منبریهای قدیمی و خوب مشهد بود. همسر ایشان حاجیه خانم  بی بی صدیقه محمدیان دختر مکرمه و عفیفه حاج شیخ جعفر محمدیان بود.  
حاج شیخ جعفر محمدیان. مردی بسیار مومن . متدین . با تقوا و  از تجار  معتبر مشهد بود.  
دیانت و تقوای ایشان در حدی بود که وکیل مورد اعتماد  مراجع عالیقدر جهان تشیع ان روزگار نیز بود. ایشان دو دختر داشت که یکی را  صدیقه و دیگری را  فاطمه نام گذاشت. حاج شیخ احمد واعظ  با حاجیه خانم  بی بی صدیقه و حاج محمد تقی  محمد زاده عطار با حاجیه فاطمه خانم ازدواج کرد .
حاجیه فاطمه خانم .مادر مادربزرگ اینجانب بود و بی بی صدیقه که همسر حاج شیخ احمد واعظ بود خاله مادربزرگم بود.اینگونه بود که با استاد واعظ زاده خراسانی نسبت فامیلی نیز داشتم.بارها  در خدمت پدر و مادر و بالاخص مادر بزرگم خدمت  همسر حاج شیخ احمد واعظ که خاله مادر بزرگم بود رسیده بودم .ایشان از حاج شیخ مهدی واعظ و پدر و اجداد ایشان خاطراتی را نقل می کرد.علما و اساتید و وعاظ مشهد را بسیار خوب می شناخت .و از اساتید من در حوزه سوال می پرسید.هنگامی که رحلت کردند.استاد  واعظ زاده خراسانی به مجالس تعزیه ایشان شرکت نمودند و در یک مجلس تعزیه در خدمت استاد واعظ زاده در کنار ایشان  نشسته بودم .بعد از مجلس سوالاتی از   اساتید ایشان در مشهد مانند ایت الله میرزا مهدی اصفهانی .ایت الله شیخ هاشم قزوینی و...می پرسیدم و ایشان نیز با بزرگواری پاسخ می دادند.  
دکتر حسین خراسانی :
در سال 1300 ه ش در مشهد متولد شد.در نوجوانی تحصیلات حوزوی خود را در مشهد اغاز کرد.پس از فرا گیری ادبیات عرب و سطوح فقه و اصول  در درس خارج فقه و اصول اساتید مشهد  شرکت نمود.چند سالی نیز در نجف از محضر اساتید انجا بالاخص به مدت 4 سال از درس خارج فقه ایت الله  حاج شیخ کاظم شیرازی بهره برد تا به درجه اجتهاد نائل امد.
ایشان علاوه بر تحصیلات حوزوی .تحصیلات دانشگاهی نیز داشت.ایشان در دانشگاه تهران در دانشکده الهیات و معارف اسلامی به تحصیل پرداخت  و در رشته فلسفه دکترا گرفت.سپس تا پایان عمر در همان دانشکده به تدریس اشتغال یافت.و لذا بیشتر به عنوان یک چهره دانشگاهی شناخته شده است.

اثار و تالیفات :
دکتر حسین خراسانی  در موضوعات عقاید اسلامی .فقهی .اموزش زبان عربی و...دارای تالیفاتی است که به چاپ رسیده است.برخی از اثار و تالیفات ایشان عبارتند از :
ارشاد الامه تعلیقات  علی العروه الوثقی  لحسین  بن مهدی الخراسانی
پیغمبران خدا
زندگی و ایین محمد
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
مهدی.عج.خورشید پشت ابر.
سری بخوانیم و سری بنویسیم و بهتر زندگی کنیم.
فلسفه نوین اسلامی : دوره کامل فلسفه اسلامی
اقتصاد اسلامی
روند  نظام اقتصاد زندگی در حکومت جهانی  اسلام
متد عربی اسان
روش مستقیم زبان و ادبیات عرب.
دکتر حسین خراسانی در بزرگداشت کنگره شیخ طوسی در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1348 ه ش که مدیر کل ان برادر ایشان استاد واعظ زاده   بود.مقاله ای ارسال نمود که منتشر شد.مقاله ایشان در جلد سوم یادنامه شیخ طوسی که از سوی کنگره منتشر شده .به چاپ رسیده است.
مقاله ای دیگر از  ایشان تحت عنوان  .مجد و عظمت دیروز . در مجله مکتب تشیع سال 1338 هش به چاپ رسیده است.
وفات
دکتر حسین خراسانی در سال 1372  هش در تهران در گذشت و در حرم مطهر شاه عبدالعظیم علیه السلام در ری به خاک سپرده شد.  
استاد محمد واعظ زاده خراسانی:  
که این مقاله پیرامون شخصیت علمی و معنوی ایشان و خاطرات از این بزرگوار نگاشته شده است.
استاد محمد واعظ زاده خراسانی در سن جوانی با صبیه مکرمه ایت الله سید هاشم میردامادی نجف ابادی ازدواج کرد. .ایت الله سید هاشم میردامادی از علما و فقها و مفسرین حوزه علمیه مشهد بود.و از همدرسان و همدوره ایهای مرحوم ایت الله میرزا مهدی اصفهانی در نجف که بعد از اتمام تحصیلات حوزوی از نجف به مشهد امد .و تا اخر عمر نیز با این رفیق خویش مجالست داشت و بحثهای علمی کمپانی در مباحث فقه و اصول  نیز با ایشان داشت.در این جلسات ایت الله  شیخ هاشم قزوینی  نیز شرکت داشت.استاد واعظ زاده با ایت الله سید جواد خامنه ای پدر ایت الله خامنه ای و ایت الله سید عباس صدر  باجناق بودند.

مختصری از تحصیلات حوزوی استاد واعظ زاده :
استاد واعظ زاده در سال 1304 هش در مشهد متولد شد.دوران کودکی را پشت سر گذاشت.مکتب رفت و سپس  دبستان معرفت .پس از اتمام تحصیلات دبستان در سن 14 سالگی در سال 1318 هش همراه پدر به نجف رفت و در انجا تا سال 1321 هش اقامت نمود.در این مدت دروس مقدماتی مانند ادبیات عرب .منطق.بخش زیادی از مطول و قسمتی از شرح لمعه را فرا گرفت.بیشتر این دروس را نزد ایت الله شیخ مرتضی طالقانی فرا گرفت که در مدرسه علمیه سید نجف از ادبیات تا کفایه را تدریس می نمود.در سال 1321 ه ش به مشهد بازگشت و تا سال 1328 هش ادامه تحصیل داد.در این مدت شرح لمعه و قوانین را نزد ایت الله میرزا احمد مدرس یزدی.رسائل را نزد ایت الله شیخ کاظم دامغانی.مکاسب محرمه را نزد ایت الله حاج شیخ غلامحسین محامی بادکوبه ای. کتاب  مکاسب  را از بیع تا حدود  خیارات   نزد ایت الله شیخ هاشم قزوینی اموخت.همچنین کفایه را نزد ایت الله شیخ هاشم قزوینی به اتمام رساند.برخی از دروس سطح را نزد حضرات  ایات : حاج سید علی نقی طبسی حائری و بجستانی اموخته بود.با تکمیل سطوح عالیه فقه و اصول حدود دو سه سال نیز  درس خارج فقه و اصول حضرات ایات : حاج شیخ هاشم قزوینی .حاج شیخ مجتبی قزوینی.حاج میرزا احمد کفایی.حاج سید یونس اردبیلی فرا گرفت.یکی دو جلسه درس خارج فقه ایت الله میرزا مهدی اصفهانی.چند جلسه ای درس خارج ایت الله شیخ اقا بزرگ اشرفی شاهرودی و مدت کوتاهی نیز از درس خارج ایت الله خویی که برای زیارت امام رضا علیه السلام به مشهد امده بودند شرکت نمود.استاد واعظ زاده یک سال درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی.یک دوره معارف ایت الله شیخ مجتبی قزوینی نیز شرکت کرد.متون فلسفی را نیز نزد اساتید فلسفه ان روز مشهد فرا گرفت.تمام اشارات بوعلی.شرح هدایه ملاصدرا.بخشی از الاهیات عامه اسفار را نزد ایت الله شیخ مجتبی قزوینی و شرح منظومه را به طور خصوصی نزد ایت الله شیخ سیف الله ایسی که به شدت معتقد به فلسفه بود اموخت.

اقامت در قم :
در سال 1328 هش به قم رفت و تحصیلات حوزوی خویش را نزد اساتید برجسته حوزه علمیه قم در ان زمان فرا تکمیل نمود.درس خارج اصول را نزد امام خمینی فرا گرفت که اولین دوره تدریس خارج اصول ایشان بود و  حدود 3 سال طول کشید .بحث ایشان از ابتدای استصحاب بود تا...که درس مفیدی بوده است.سپس به اتفاق استاد در درس خارج فقه و اصول ایت الله العظمی بروجردی شرکت می نمود.درس ایت الله بروجردی حدود 11 سال طول کشید.استاد واعظ زاده مورد توجه و عنایت خاص ایت الله بروجروی بود.درس خارج فقه بحث مکاسب را نزد ایت الله العظمی حاج سید محمد حجت کوه کمری فرا گرفت واین درس را با ایت الله العظمی حاج سید  سیستانی دامت برکاته مباحثه می کرد.شرکت در این درس  نیز چند سال طول کشید.درس خارج فقه ایت الله العظمی سید صدرالدین صدر نیز به مدت یک سال شرکت نمود.موضوع این درس نیز بحث خارج مکاسب بود که تقریرات ان را نوشت.درس خارج فقه ایت الله العظمی حاج سید محمد رضا گلپایگانی نیز به مدت 10 سال شرکت نمود.یک سالی نیز درس خارج اصول ایت الله العظمی حاج شیخ محمدعلی اراکی شرکت نمود.در فلسفه نیز کتاب شفای بوعلی سینا نیز نزد علامه طباطبایی اموخت.

اجازه اجتهاد در معقول و منقول :
استاد واعظ زاده از علامه طباطبایی به کسب اجازه اجتهاد کتبی  در معقول و منقول نائل امد.همچنین از ایت الله سید صدرالدین جزایری به دریافت اجازه اجتهاد نایل امد.
تدریس در حوزه و دانشگاه :
استاد واعظ زاده هم در حوزه و هم دانشگاه به تدریس علوم اسلامی اشتغال داشت.در مجله مطالعات اسلامی شماره 60 سال 1382 ه ش جناب اقای عباسعلی سلطانی در شرح زندگی نامه استاد واعظ زاده تصریح کرده است  که ایشان  در حوزه  تدریس داشته است.
از جمله درسهای حوزوی که  ایشان تدریس نموده اند   می توان به موارد ذیل اشاره کرد : البهجه المرضیه فی شرح الالفیه مشهور به سیوطی.شرح نظام .مغنی.حاشیه ملاعبدالله .مطول .شرح لمعه .معالم الاصول.فرائد الاصول که به رسائل مشهور است.مکاسب.کفایه الاصول.شرح منظومه و شرح تجرید را تدریس کرد.
اگر کسی به این فهرست دروس حوزوی  نگاه کند متوجه می شود که استاد واعظ زاده اکثر متون درسی حوزه را از ابتدا تا ابتدای درس خارج تدریس نموده اند.همچنین از کتب فلسفه  کتاب شرح منظومه و از کتب کلام نیز شرح تجرید را تدریس نموده اند.با توجه به اینکه ایشان ازب جسته ترین شاگردان علامه طباطبایی است واجازه اجتهاد در معقول و منقول از ایشان داشت .اگر به تدریس معقول در حوزه ادامه می داد در شمار بزرگترین اساتید فلسفه مشهور می گشت. همچنین  اگر به دانشگاه نمی رفت و به تدریس فقه و اصول در حوزه ادامه می داد قطعا از بهترین مدرسان خارج فقه و اصول حوزه علمیه بود .چون اکثر اساتید حوزه مشهد و قم را درک کرده و به اقوال احاطه داشت.همچنین بسیار خوش حافظه .خوش بیان و منظم بود و بحث فقاهت و مرجعیت ایشان نیز مطرح می شد .کما اینکه در حال حاضر همدرسان و هم مباحثه های ایشان در مشهد و قم به مرجعیت شیعه رسیده اند.بزرگانی چون ایات عظام سیستانی.مکارم شیرازی.جعفرسبحانی .و...

تدریس دانشگاه :
استاد واعظ زاده از سال 1339 هش  در دانشکده الهیات اسلامی دانشگاه  فردوسی مشهد دعوت به همکاری شد.ایشان نیز قبول نموده و تدریس خود را اغاز کرد.ایشان علوم قران و حدیث.تاریخ حدیث .تاریخ فقه.تفسیر.و گاهی نیز کلام و فلسفه تدریس نمود.تدریس استاد واعظ زاده تا پایان عمر ادامه داشت.رئیس انجمن مفاخر دانشگاه فردوسی مشهد در تجلیل از ایشان اخیرا گفت که در تاریخ اساتید دانشگاه فردوسی سه نفر از مفاخر دانشگاه فردوسی هستند.استاد واعظ زاده .استادکاظم شانه چی و استاد سید جلال الدین اشتیانی.در این میان به نظر می رسد استاد واعظ زاده جایگاه خاص بیشتری از نظر ایشان دارد.

شاگردان استاد واعظ زاده :
در مدت بیش از  نیم قرن تدریس استاد واعظ زاده در حوزه و دانشگاه ِ فضلای زیادی  پرورش یافتند  که الان در حوزه و دانشگاه جزو اساتید و شخصیتهای علمی و فرهنگی و نویسندگان و محققان علوم اسلامی هستند که مناسب است لیستی از این بزرگواران تهیه و منتشر شود.همچنین لیستی از کسانی که استاد واعظ زاده استاد راهنما یا داور پایان نامه های ایشان در دانشگاه  بوده است.

خاطرات :
استاد واعظ زاده خاطرات جالبی از ایت الله خویی . ایت الله میلانی.ایت الله میرزا مهدی اشتیانی .حاج شیخ محمود حلبی و... نقل می کردند که شاید کمتر کسی در حوزه از ان مطلع باشد که در اینجا تقدیم می نمایم :
 
ایت الله العظمی  خویی :
استاد واعظ زاده می فرمودند :
در سفری ایت الله خویی برای مدت کوتاهی به مشهد امدند و در همان مدت کوتاه درسی را اغاز کردند.ظاهرا این سفر در سال 1328 هش بوده است.من نیز که در درس خارج اصول ایت الله شیخ هاشم قزوینی شرکت می کردم فرصت را غنیمت دانسته در درس ایشان شرکت کرده و چون همان بحث را در محضر ایت الله شیخ هاشم قزوینی خوانده بودم سوالاتی از ایشان می پرسیدم  و اشکالاتی به ایشان وارد می کردم.ایشان متوجه شدند که من در این موضوع کار کردم .و در بحث علمی جدیت دارم از من خوشش امد .و از من دعوت کرد برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه نجف بروم و نزد ایشان تحصیل کنم .اقای خویی شکارچی عجیبی بود.ایشان شکار چی فضلا بود. فضلای خوش استعداد را شناسایی می کرد و  روی انها سرمایه گذاری می کرد و به درس و بحث خود فرا می خواند.فضلای زیادی در حوزه های علمیه توسط ایشان تربیت شدند. شاگردان ایت الله خویی در حوزه های علمیه می درخشند.
ایت الله العظمی میلانی :
استاد واعظ زاده می فرمودند :
بعد از اتمام تحصیلات حوزوی در قم   به مشهد امدم .در سال 1339 هش برای تدریس در دانشگاه فردوسی   به مشهد امدم  و در این شهر اقامت کردم ارتباط نزدیکی با ایت الله میلانی داشتم و با توجه به مطرح شدن مرجعیت ایشان   احتیاج به یک  هیات استفتا داشتند.لذا من و برخی رفقا مانند اقای شانه چی و...برای ایشان یک هیات استفتا تشکیل دادیم و مدتی نیز در هیات استفتای ایشان شرکت می کردیم.ایت الله وحید خراسانی نیز مدتی در هیات استفتای ایشان شرکت می کردند.
ایت الله میرزا مهدی اشتیانی :
استاد واعظ زاده فرمودند:
ایت الله میرزا مهدی اشتیانی برادر زاده ایت الله شیخ مرتضی اشتیانی  بود.ایشان یکی دو بار به مشهد امد .بعد از فوت ایت الله شیخ  مرتضی اشتیانی در سال 1325 هش نیز به مشهد امد و درس و بحثی شروع کرد.می خواستند ایشان را بجای ایت الله شیخ مرتضی اشتیانی جا بیاندازند که نگرفت  و از اینجا رفت.در مدت اقامت در مشهد مدتی از درس و بحث ایشان بهره مند بودم.بحث معارفی از احتجاج شیخ طبرسی  مطرح می کرد که در ان شرکت کردم .
آیت الله شیخ محمود حلبی:
آیت الله شیخ محمود حلبی از اساتید برجسته حوزه علمیه مشهد بود که در سال 1318 قمری در مشهد متولد شد . در نوجوانی دروس حوزوی را در حوزه مشهد آغاز کرد ادبیات عرب را نزد ادیب عبد الجواد نیشابوری فرا گرفت . و سطوح فقه و اصول نزد حضرات آیات میرزا جعفر شهرستانی ، سید محمد باقر مدرس رضوی ، شیخ محمد نهاوندی  فرا گرفت . آنگاه سالها با جدیت در درس خارج فقه و اصول آیات عظام حاج میرزا محمد آقازاده خراسانی ، حاج آقا حسین قمی و میرزا مهدی اصفهانی شرکت نمود و جزو شاگردان برجسته و مستشکلین این  اساتید خارج قرار داشت تا به درجه اجتهاد نائل آمد . از حجت السلام والمسلمین حاج شیخ احمد محدث خراسانی شنیدم که ایشان از قول استاد خود آیت الله شیخ هاشم قزوینی نقل می کرد که :
حاج شیخ محمود حلبی مجتهد مسلم است .  
حاج شیخ محمود حلبی علاوه بر تحصیل فقه و اصول در علوم معقول نیز تحصیلات کاملی داشت ایشان مبانی فلسفی و عرفانی را طی سال ها شاگردی نزد فلاسفه و عرفای برجسته مشهد حضرات آیات آقا بزرگ حکیم ، حاجی فاضل خراسانی و شیخ اسدالله عارف یزدی فرا گرفت  و از شاگردان فاضل آقا بزرگ حکیم به شمار می آمد تا آنجاکه وی برای حل برخی از اشکالات فلسفی شاگردان ، ایشان را به وی ارجاع می داد .

تدریس :  
آیت الله شیخ محمود حلبی پس از ضمن تحصیلات خارج فقه و اصول به تدریس سطوح عالیه فقه و اصول در حوزه علمیه مشهد اشتغال ورزید و فضلایی را تربیت نمود . همچنین همزمان با شاگردی نزد آقا بزرگ حکیم به تدریس متون فلسفی مانند شرح منظومه، اسفار و... می پرداخت .
برگشت از فلسفه :  
آقای شیخ محمود حلبی به شدت طرفدار مبانی فلسفی و عرفانی بود و با اعتقاد به آن به تدریس این علوم اشتغال می ورزید . ایشان می گوید : 18 سال بود که با این مبانی انس گرفته و آن ها را قبول داشتم تا اینکه در درس  آیت الله میرزا مهدی اصفهانی شرکت نموده و پس از بحث های علمی فراوان با ایشان انتقادات علمی ایشان را به مبانی فلسفی و عرفانی وارد دانسته و لذا از این مبانی برگشتم .  

وعظ و خطابه :  
حاج شیخ محمود حلبی یکی از برجسته ترین وعاظ و خطبای معاصر بود و در نشر معارف اهل بیت و احیای نام امام زمان بسیار کوشا بود .  
نظر استاد واعظ زاده در مورد ایشان :  
استاد واعظ زاده در مجله اندیشه حوزه سال 1378 ه . ش ویژه مکتب تفکیک به مناسبت بحث آیت الله میرزا مهدی اصفهانی و تدریس ایشان می فرماید :  
آقای شیخ محمود حلبی استعداد عجیبی داشت و از شاگردان فلسفه آقا بزرگ حکیم بود ، وی قبلاً طرف‌دار فلسفه بود و بعد شرکت در درس میرزا مهدی اصفهانی از فلسفه برگشت و به شدت بر علیه فلسفه حمله می کرد . ایشان درس خارج اصول آیت الله میرزا مهدی اصفهانی را به خط خوش نوشته و به کتابخانه آستان قدس رضوی اهدا نمود . من به بنیاد پژوهش های آستان قدس پیشنهاد دادم که این تقریرات را چاپ کنند . آقای حلبی به شدت طرف دار آیت الله میرزا مهدی اصفهانی بود و به ایشان بسیار اعتقاد داشت و در منبر ها خود از ایشان بسیار تجلیل می نمود به گونه ای که سهم مهمی در معرفی میرزا مهدی اصفهانی در میان خواص از مردم داشت . بعد از فوت میرزا مهدی اصفهانی در مجلس تعزیه ایشان گفت که میرزا مهدی اصفهانی شخصیتی بود که در هر 5 و 6 قرن یک بار مانند او ظاهر می شود . آقای حلبی به سبک نوینی منبر می رفت و منبر های علمی و عرفانی عمیقی داشت .  
از استاد واعظ زاده در مورد انتساباتی که به آقای حلبی و انجمن حجتیه زده اند مانند اینکه ایشان گفته است گناه کنید تا امام زمان بیاید ،  ارتباط با ساواک و ...  پرسیدم آیا این تهمت ها به ایشان صحت دارد ؟ ایشان فرمودند: خیر . چنین مطالبی صحت ندارد .

ایت الله العظمی سیستانی همدرس و هم مباحثه معروف استاد واعظ زاده
استاد واعظ زاده می فرمودند : من در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد حجره داشتم .در ان مدرسه اقای سیستانی و برادر کوچکتر ایشان  اقا سید محمود مجتهدی نیز یک حجره داشتند .در زمان شاه اقای مجتهدی با شاه مبارزه می کرد و جزو علمای انقلابی بود.زمانی دستگیر شد و به زندان افتاد.ایت الله میرزا احمد کفایی به شوخی به ایشان می گفت : چه شد اتشفشان.خاموش شدی.
 استاد واعظ زاده هم در مشهد و هم در قم با ایت الله سیستانی که الان  مرجع تقلید نجف هستند همدرس و هم مباحثه بودند.
 در مشهد .استاد واعظ زاده حدود یک سال درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی در مدرسه علمیه نواب شرکت می کردند.
فرمودند :
ایت الله سیستانی نیز  در درس معارف ایشان شرکت می کرد و همان زمان درس فلسفه نیز می خواندند.  استاد واعظ زاده  درس خارج اصول کفایه  ایت الله شیخ هاشم قزوینی شرکت می کردند و این درس را  با ایت الله سیستانی  مباحثه می کردند.
همچنین فرمودند :
 در  درس  خارج اصول ایت الله شیخ مجتبی قزوینی نیز شرکت می کردم .حاج شیخ مجتبی قزوینی  تقریرات درس ایت الله   میرزا مهدی اصفهانی از درس میرزای نایینی را  به صورت مختصر و بسیار سریع برای ما چند نفر تدریس می کردند.در این درس بجز من.استاد شیخ کاظم شانه چی .ایت الله سیستانی و یکی دو نفر دیگر نیز شرکت می کردند.
 در سال 1328 هش به قم رفتم.هم زمان ایت الله سیستانی نیز بدون اینکه به من اطلاع بدهند ایشان نیز برای تحصیل به قم امدند.من در درس ایت الله بروجردی .خارج فقه مکاسب ایت الله سید محمد حجت .و درس خارج اصول امام خمینی شرکت می کردم.ایت الله سیستانی نیز در این درسها شرکت می کردند و درس خارج مکاسب ایت الله حجت را با یکدیگر مباحثه می کردیم .بعد ایشان به نجف رفت و من درسها را ادامه دادم.
************************************************************
استاد واعظ زاده خراسانی به هنگام تحصیلات حوزوی خویش اساتید بزرگی را درک کرد و از انها متاثر شد.هر کدام از این اساتید سهمی مهم در تکوین شخصیت علمی و معنوی و افکار ایشان داشته اند  .چه اساتید نجف.چه اساتید مشهد و چه اساتید قم.با توجه به انکه استاد واعظ زاده  متولد مشهد.مقیم مشهد و استاد حوزه و دانشگاه مشهد بوده اند در اینجا اجمالا به برخی از مهمترین اساتید معروف ایشان در حوزه علمیه مشهد اشاره نموده و شرح حال مختصری از انان ارائه نموده و  ارتباط   و خاطرات استاد واعظ زاده با  انها را بیان می نمایم  :
ایت الله میرزا مهدی اصفهانی :
ایت الله میرزا مهدی اصفهانی  از فقهای اصولی بسیار برجسته  شیعه و از اساتید کم نظیر عقاید و   معارف اسلامی در قرن گذشته بود که قریب 25 سال پایانی عمر خویش  مقیم حوزه علمیه مشهد گردید و به تدریس فقه و اصول و معارف اسلامی پرداخت. و مجتهدان و اساتید بزرگی را تربیت نمود .نوع اساتید قدیمی و علمای بزرگ  حوزه علمیه مشهد مانند حضرات ایات عظام : حاج شیخ هاشم قزوینی.حاج شیخ مجتبی قزوینی.حاج میرزا علی اکبر نوقانی.حاج میرزا جواد اقا تهرانی .حاج میرزا حسنعلی مروارید.حاج شیخ علی نمازی شاهرودی.حاج شیخ علی محدث خراسانی..حاج شیخ غلامحسین محامی بادکوبه ای.حاج شیخ محمود حلبی.حاج شیخ علی اکبر صدر زاده.حاج شیخ حسین وحید خراسانی.حاج سید علی سیستانی .حاج سید محمد رضا علم الهدی بروجردی  و... از شاگردان ایشان بوده اند . مرحوم ایت الله میرزا مهدی اصفهانی علاوه بر امتیاز خاص علمی و اجتهاد در معقول و منقول در امور معنوی نیز بسیار ممتاز بوده است.ایشان  متعدد به فیض تشرف خدمت امام زمان علیه السلام نائل امده است و کرامات و خوارق عادات زیادی از ایشان بروز و ظهور نموده است.از جمله مقامات معنوی ایشان طی الارض بوده است که مکرر با ان به عتبات عالیات مشرف می شده است.و بعضا برخی افراد را نیز با خود به این سفر معنوی می برده است .
تفصیل و جزییات حالات ایشان را در کتابی به نام. احیاگر حوزه خراسان. با همکاری دو دوست فاضلم حجج اسلام اقایان روح الله عربشاهی و محمد عربشاهی نوشته ایم که به چاپ رسیده است.
در این کتاب از فرمایشات  استاد محمد واعظ زاده بسیار استفاده نموده ایم و مکرر در مباحث مختلف از ایشان یاد کرده ایم.
برای شرح حال مرحوم ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان ایشان متعدد در منزل ایشان .بنیاد پژوهشهای استان قدس رضوی خدمت ایشان رسیدیم و ایشان نیز با بزرگواری و روی باز همیشه به ما محبت و ابراز لطف نمودند.مرحوم ایت الله میرزا مهدی اصفهانی شخصیت بزرگی بوده است که شاگردان ایشان در حوزه های علمیه مشهد.قم و نجف منتشر شده و شاگردان زیادی را پرورش داده اند.که اساتید حوزه علمیه در عصر حاضر هست  
زندگینامه آیت الله میرزا مهدی اصفهانی :
در سال 1303 هق در محله بید اباد اصفهان متولد شد  و در 19 ذی الحجه سال 1365 هق در مشهد در گذشت و در حرم مطهر رضوی در رواق دارالضیافه به خاک سپرده شد. ایت الله میرزا مهدی اصفهانی  دروس حوزوی را در دوران کودکی  در حوزه علمیه اصفهان اغاز کرد.برخی دروس مقدماتی را زیر نظر پدر فرا گرفت.9 ساله بود که پدرش حجه الاسلام میرزا اسماعیل در گذشت.بعد از فوت پدر دروس حوزوی را ادامه داد و سطوح عالیه فقه و اصول را به اتمام رساند.به نقلی درس خارج فقه و اصول اساتید اصفهان را نیز درک کرد.به نقل ایت الله شیخ علی نماز ی شاهرودی از شاگردان برجسته ایت الله میرزا مهدی اصفهانی .مرحوم میرزا مهدی اصفهانی .فقه و اصول را در اصفهان نزد فقهای بزرگوار فرا گرفت تا انجا که : بلغاغامله فی الفقه و الاصول .که از این عبارت اجتهاد ایشان اثبات می شود.از اساتید مرحوم میرزا در اصفهان نام ایت الله سید باقر درچه ای ذکر شده است.مرحوم میرزا علاوه بر فقه و اصول. متون فلسفی و عرفانی را نیز با جدیت نزد اساتید برجسته ان عصر در اصفهان مانند میرزا جهانگیر خان قشقایی و اخوند ملا محمد کاشانی فرا گرفت.سپس برای ادامه تحصلات حوزوی  به نجف اشرف مهاجرت کرد.ابتدا  مدتی نزد ایت الله سید اسماعیل صدر به فراگیری فقه و اصول و تهذیب نفس و سیر و سلوک شرعی مشغول بود.سپس در درس خارج اصول اخوند خراسانی و خارج فقه ایت الله علامه سید کاظم یزدی صاحب عروه شرکت نمود.حداقل یک دوره خارج اصول را نزد اخوند خراسانی فران گرفت و سالیان بسیاری نزد صاحب عروه به فرا گیری فقه استدلالی مشغول بود. میرزا مهدی اصفهانی از برترین شاگردان فقهی صاحب عروه به شمار می رفت.همزمان از سال 1324 هق تا سال 1338 هق به مدت 14 سال مداوم در درس خارج فقه و خارج اصول ایت الله میرزای نایینی شرکت نمود.میرزا مهدی اصفهانی در شمار  قدیمی ترین و برجسته ترین شاگردان میرزای نایینی قرار داشت.تقریرات درس فقه و اصول ایشان را می نوشت و مقرر درس استاد بود .در سال 1338 هق که تحصیلات حوزوی ایشان در نجف به اتمام رسید.قصد برگشت به ایران نمود.میرزای نایینی در حالی که ایشان جوانی 35 ساله بود. اجازه اجتهاد مطلق برای وی نگاشت و در ضمن اجازه تقریرات فقه و اصولی  ایشان را امضا نمود. و در ان تصریح کرد که در درس من با تعمق و تحقیق و تدقیق حاضر گردیده است و تقریرات ایشان مورد تایید من است : و کتب اکثر ما حضره و احسن و اجاد . اکثر درسهایی را که نزد من حاضر شده نوشته و دقیق نوشته است.
ایت الله میرزا مهدی اصفهانی علاوه بر تحصیل  فقه و اصول  .تحصیلات فلسفی و عرفانی خویش را نیز  با جدیت در نجف  دنبال نمود.ایشان در  سالهای اقامت در نجف نزد فلاسفه و عرفای بزرگی چون حضرات ایات عظام : شیخ مرتضی طالقانی.شیخ محمد بهاری .سید احمد کربلایی و..به تحصیل متون فلسفی و عرفانی پرداخت.همچنین سیر و سلوک را زیر نظر این بزرگان ادامه داد  تا انجا که خود می فرماید : در این علوم به مقام استادی رسیدم و استادی من به تایید اساتید رسید.    ایت الله سید احمد کربلایی ایشان را استاد فلسفه اشراق دانسته و اجازه دستگیری سیر و سلوکی سالکان را برای  ایشان صادر نمود.همچنین اجازه کتبی برای  ایشان نگاشت که به معرفه النفس نائل امده است.مرحوم میرزا مهدی اصفهانی در نجف  به تدریس علوم عقلی نیز مشغول بود.در حدود 30 سالگی به هنگام اقامت در نجف  متوجه تعارض مبانی فلسفه و عرفان رایج با ایات و روایات شد.هر انچه تلاش نمود و از اساتید خویش برای حل تعارض کمک گرفت ولی دلیل قانع کننده ای برای حل این تعارض پیدا ننمود.هنگامی  که متوجه تعارض جدی و واقعی این مبانی با ایات و روایات شد.از مبانی فلسفی و عرفانی  فاصله گرفت.و بنای خود را بر اهتمام جدی بر مطالعه و تحقیق پیرامون ایات قران و روایات اهلبیت علیهم السلام گذاشت که این پژوهش سالیان بسیار ادامه داشت.
اقامت در مشهد تا پایان عمر :
ایت الله میرزا مهدی اصفهانی پس از اتمام تحصیلات حوزوی در نجف قصد اقامت در ایران نمود.میرزای نایینی ضمن نگاشتن اجازه اجتهاد کم نظیری به ایشان توصیه نمود در مشهد اقامت نما و درس و بحث  خود را اغاز نما.ایشان نیز امتثال امر نمود و در حدود 1340 هق به مشهد امده و درس خارج فقه و اصول خویش را اغاز نمود.استاد واعظ زاده فرمودند:
فضای اصولی حاکم در حوزه علمیه مشهد اصول اخوند خراسانی بود.کفایه اخوند خراسانی در مشهد در میان حوزه مشهد رایج بود و ایت الله میرزا محمد  اقازاده خراسانی به تدریس خارج اصول کفایه پدرش اخوند خراسانی مشغول بود . فضلای حوزه مشهد فراوان بودند و غالبا   شاگردان اقا زاده خراسانی بودند.مبنای اصولی میرزای نایینی اعتراض به کفایه اخوند خراسانی بود و هنوز تقریرات میرزای نایینی به ایران و بالاخص مشهد نرسیده بود.هنگامی که ایت الله میرزا مهدی اصفهانی درس خارج اصول خود را اغاز کرد اکثر شاگردان اقازاده خراسانی جز یکی دو نفر  به درس میرزامهدی اصفهانی حاضر شدند.دوره اولی که میرزا مهدی اصفهانی تدریس نمود .مفصل بود که 12 سال طول کشید.برخی از فضلای ان روز درس مانند حاج شیخ هاشم قزوینی و حاج شیخ محمود حلبی تقریرات درس اصول ایشان را نوشتند که موجود است که اینها را توصیه کرده ام  چاپ کنند که بسیار ارزنده است.
استاد واعظ زاده خراسانی می فرمودند :
  دوره اولی که مرحوم میرزا مهدی اصفهانی خارج اصول بر مبنای تقریرات اصول میرزای نایینی تدریس نمود که مفصل بود و 12 سال طول کشید. ایت الله شیخ مجتبی قزوینی نیز در این دوره شرکت کرده بودند.همان مبانی مفصل را که میرزا مهدی اصفهانی تدریس کرده بودند  برای من و اقای   شانه چی .اقای سیستانی و یکی دو نفر دیگر در مدت حدود 3 سال به صورت مختصر و بسیار سریع  تدریس نمودند.
استاد واعظ زاده می فرمودند :
 در درس خارج اصول کفایه ایت الله شیخ هاشم قزوینی شرکت می کردم و درس ایشان را با اقا شیخ علیرضا غروی فرزند بزرگ میرزا مهدی اصفهانی مباحثه می کردم.در ان زمان شیخ هاشم قزوینی مبانی اصولی میرزای نایینی را که از مرحوم میرزا مهدی اصفهانی فرا گرفته بودند  نیز در میان اقوال مطرح می کردند.من تقریرات اقای خویی از درس میرزای نایینی را با اقا شیخ علیرضا غروی مباحثه می کردم .می دیدم مطالب اکثرا یکی است ولی برخی جاها کمی با هم تفاوت دارد.وقتی به اقا شیخ هاشم قزوینی این مطلب را می گفتم : اخمی می کرد و می گفت.مطالبی که  من از  میرزا مهدی اصفهانی گرفتم خیلی مفصلتر است.
تدریس معارف و نقد مبانی فلسفه و عرفان توسط میرزا
استاد واعظ زاده می فرمودند :
فلاسفه بزرگی در چند قرن اخیر در مشهد بوده اند و بالاخص در اواخر قرن گذشته .فلاسفه بزرگی مانند حاجی فاضل که در فلسفه ید طولایی داشته و مانند اقابزرگ حکیم که مشهورترین فیلسوف بوده است و شیخ اسدالله یزدی که ظاهرا بیشتر جنبه  عرفان داشته است.در مشهد فضلا زیاد بودند .مکتب فلسفی مشهد خیلی قوی بوده است برای اینکه نوع فضلایی که ما انها را درک کردیم شاگردان فلسفه حاجی فاضل .اقابزرگ حکیم و شیخ اسد الله یزدی بوده اند.بیشتر انها هم در فلسفه توغل داشته اند.این وضع فلسفه بود تا حدود سال 1340 هق ایت الله میرزا مهدی اصفهانی به مشهد امد و درس خارج اصول خویش را اغاز کرد. بیشتر فضلا که جمعیت زیادی بودند درس اصول ایت الله میرزا محمد اقا زاده شرکت می کردند.که کفایه الاصول اخوند خراسانی را تدریس می کرد.مرحوم میرزا مهدی اصفهانی درس خارج اصول خویش را بر مبنای اصول میرزای نایینی مطرح کرد.که تا ان زمان از نجف خارج نشده بود لذا اکثر شاگردان اقا زاده بجز یکی دو نفر در درس میرزا شرکت کردند که همه انها هم فلسفه می دانستند.مرحوم میرزا بعد از مدتی درس معارف را اغاز کرد که بر مبنای قران و عترت بود.و ضمن ان مبانی فلسفی و عرفانی را نقد می کرد.فضلا در درس ایشان شرکت کردند و در اثر درس معارف  میرزا مبانی فلسفی و عرفانی از حوزه علمیه مشهد برچیده شد.مرحوم میرزا استدلال عقلی و تفکر عام فلسفی را منکر نبود بلکه فلسفه یونان را رد می کرد که رنگ اسلامی گرفته است.مرحوم میرزا مکتب معارفی را بنا گذاشت و معتقد بود قران و عترت مبنای خاص خودشان را در معارف  دارند و با فلسفه یونان مخالف است.مکتب معارف میرزا عالی و خیلی  دقیق بود.در معارف مبانی مفصلی داشت که انها را در مدت چند سال تدریس نموده بود و شاگردان زیادی را پرورش داده بود که پس از ایشان از بزرگترین علمای مشهد بودند مانند ایت الله شیخ مجتبی قزوینی.ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی و ایت الله میرزا حسنعلی مروارید و.......  همان مبانی را تقریبا به صورت مختصر و خیلی سریع در اواخر عمرش در مدرسه علمیه نواب در روزهای تعطیل 5شنبه و جمعه برای طلبه های جدید که تازه از سطح خارج شده بودند حدود 80 نفر  تدریس می کرد که من نزدیک یک سال در این درس معارف شرکت کردم.البته شاگردان قدیم ایشان مانند حاج شیخ هاشم قزوینی و.... نیز در درس و بحث ایشان شرکت می کردند. در این درس معارف که من شرکت کردم از جمله  چند بحث مطرح شد.بحث روح که مفصل بحث می کرد.بحث علم.بحث عقل و بحث عالم ذر.
 مرحوم میرزا می گفت :
علمی که قران و ائمه می گویند غیر از این علم متعارف است.
عقل نیز انگونه که فلاسفه می گویند جزئ نفس نیست و نفس هم مجرد نیست که تعقل کند عقل نعمت و نوری است که خداوند به انسان می دهد و می گیرد و جز ذات انسان هم نمی شود. ذات انسان تاریک است.این یکی از بحثهایی بود که ان مرحوم بسیار دنبال می کرد .
 به مساله عالم ذر خیلی اهمیت می داد .چند هفته درباره عالم ذر صحبت می کرد. من بعد از اتمام درس سطح .درس خارج فقه بحث حج ایت الله میرزا  اصفهانی شرکت کردم .بحث استلام حجر بود.دیدم در بحث عالم ذر دارد بحث می کند.روز دیگر هم شرکت کردم دیدم درباره عالم ذر بحث می کند .گفتم این برای ما فقه نمی شود و لذا دیگر درس خارج فقه ایشان را ترک کردم.
استاد واعظ زاده خراسانی می فرمودند : مرحوم میرزا در توجه دادن به معارف اهلبیت و توجه دادن طلاب به امام زمان علیه السلام حق بزرگی به گردن طلاب و حوزه علمیه  دارد.ایشان در اصول و در معارف حرکتی علمی را در حوزه های علمیه انجام داده که قابل تقدیر است .
استاد واعظ زاده می فرمودند : برای مرحوم میرزا مهدی اصفهانی در اواخر عمر    در  بحث اصول و فقه و معارف تحولی ایجاد شده بود و دارای نظرات خاصی بود .به این معنا که که از اصول مفصل منصرف شده بود .اصولی که رنگ فلسفی داشت را کنار گذاشته بود و اصول ساده ای را برگزیده بود که چاپ شده است.این اصول خام و نپخته بود.به این معنا که هنوز برای حوزه جا نیفتاده بود. اگر یکی دو نوبت در حوزه  تدریس می شد خیلی خوب در حوزه  جا می افتاد و می توانست به عنوان متنی درسی مورد توجه قرار بگیرد.در فقه نیز برای ایشان تحولی ایجاد شده بود .در معارف نیز از مبانی فلسفی و عرفانی که در دوران تحصیل فرا گرفته بود برگشته بود و بر این مبانی نقد داشت که مفصل در درسهای خود بیان نموده بود.البته شاید به هنگام اقامت در  نجف این تحول در معارف برای او مطرح شده بود که معارف قران و عترت مخالف مبانی فلسفه و عرفان رایج است ولی ان معارف را در مشهد هنگامی که در اصول جا باز کرده و موقعیتی پیدا نموده بود مطرح کرد.مرحوم میرزا معتقد بود در معارف .قران و  اهلبیت مبنای خاص خودشان را دارند و نیازی به فلسفه ندارند.و مبانی معارف قران و عترت با فلسفه مخالف است.مرحوم میرزا اهل قلم نبوده است من کتابهای عربی ایشان را خوانده ام افکار خودش را به صورت کتاب دراورده است.اگر ایشان اهل قلم بود می توانست مبانی معارفی خود را به صورت یک مکتب دراورد و در سطح عالم اسلام قابل انتشار بود.
استاد واعظ زاده خراسانی چند  روز قبل از وفات مرحوم میرزا مهدی اصفهانی خوابی عجیبی می بیند :
خواب دیدم از در شمال غربی مسجد گوهرشاد از بازار بزرگ وارد مسجد شدم .ناگهان سرهای دو گلدسته از مسجد با هم فرو ریختند.سنگ و کلوخ انها تا نزدیک من رسید و من به عقب برگشتم  چند روز بعد .دو نفر از علمای  نامی مشهد  فوت کردند.یکی حاج شیخ مرتضی اشتیانی و دیگری میرزا مهدی اصفهانی و به فاصله دو روز یادم هست دو تشییع جنازه بسیار بزرگ در مشهد اتفاق افتاد و من ان خواب را تعبیر خودم تلقی کردم.
وفات :  
ایت الله میرزا مهدی اصفهانی در روز 19 ذی الحجه 1365 ه ق معادل 1325 ه ش در مشهد وفات نمود.و پس از تشییع جنازه باشکوه در حرم مطهر رضوی در رواق دارالضیافه به خاک سپرده شد.
 حاج شیخ مهدی واعظ خراسانی به مرحوم ایت الله میرزا مهدی اصفهانی علاقه داشت و یک روزی ایشان را نیز در منزل خود خود دعوت کرده و با ایشان مانوس بود.در 24 اذر سال 1329 هش  فوت نمود . قبرش در همان دارالضیافه مابین  قبر ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و قایم مقام  است.
حاج شیخ مهدی واعظ خراسانی سه فرزند روحانی داشت : حاج شیخ احمد واعظ.استاد محمد واعظ زاده .دکتر حسین واعظ که هرسه فرزند در درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی شرکت کرده بودند.ایت الله شیخ هاشم قزوینی از برترین شاگردان ایت الله میرزا مهدی اصفهانی نیز  بعد از وفات در راهروی رواق دارالضیافه در نزدیکهای قبر  استاد خود ایت الله میرزا مهدی اصفهانی به خاک سپرده  شد.
 فرزندان ایت الله میرزا مهدی اصفهانی :
 از ایت الله میرزا مهدی اصفهانی 4 فرزند پسر به یادگار ماند.به نامهای اقایان  علیرضا.اسماعیل.ابراهیم و محمد علی.از این میان دو فرزند ایشان حاج اقا ابراهیم  و حاج اقا محمد علی در شغل ازاد بوده اند.حاج اقا ابراهیم فوت کرده و حاج اقا محمد علی در حال حاضر در قید حیات است و در تهران سکونت دارد  . حاج اقا  علیرضا  و حاج اقا اسماعیل طلبه و روحانی گشتند.حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ علیرضا غروی فرزند ارشد میرزا و تقریبا هم سن استاد واعظ زاده بود.ایشان همدرس و هم مباحثه استاد واعظزاده در درس ایت الله شیخ هاشم قزوینی بود.استاد اسماعیل غروی برادر  کوچکتر میرزا نیز همدرس ایشان در درس فلسفه .متن شفای بو علی سینا.  علامه طباطبایی در قم بوده است که استاد واعظ زاده فرمودند فهم بالایی داشته است.حاج شیخ علیرضا غروی در حدود سال 1370 هش در مشهد  فوت نمود.ولی حاج اقا  اسماعیل غروی در حال حاضر در تهران زندگی می کند.
حاج شیخ احمد واعظ پسر بزرگ حاج شیخ مهدی واعظ داستانی نقل نموده است از طی الارض مرحوم میرزامهدی اصفهانی.مصاحبه ای دیدم از حجه الاسلام والمسلمین دکتر محمود فاضل یزدی مطلق در بنیاد پژوهشهای استانقدس رضوی درباره ایت الله شیخ هاشم قزوینی که در ان مصاحبه ایشان مطلبی را از حاج شیخ احمد واعظ نقل نموده بود.داستان از این قرار بود که حاج شیخ احمد واعظ گفته بود مرحوم ایت الله میرزا مهدی اصفهانی به منزل پدرم امده بود و گفتگوهایی با هم نموده بودند.و پدرم ایشان را می شناخت.در سفری به عتبات عالیات در خدمت   پدرم بودم. در مجلس ایت الله سید ابوالحسن اصفهانی در نجف ایشان سخنرانی می کرد.منبر که تمام شد به من گفت.اقای میرزا مهدی اصفهانی کجا رفتند .ایشان پای منبر در سخنرانی نشسته بودند.گفتم.من متوجه نشدم.ظاهرا ایشان به نجف مسافرت نکردند و مشهد هستند.پدرم گفتند.خیر.من ایشان را  در کنار اقا سید ابوالحسن اصفهانی دیدم .بعد تحقیق کردیم دیدیم در ان زمان مرحوم میرزا به حسب ظاهر در مشهد بود و به صورت عادی سفری  به عتبات عالیات نداشته اند.
ایت الله شیخ هاشم قزوینی :
ایت الله شیخ هاشم قزوینی یکی از اساتید نامدار فقه و اصول در حوزه علمیه مشهد بود.ایشان جامع معقول و منقول بودحدود سال 1309 هق در یکی از روستاهای قزوین متولد شد.در نوجوانی دروس حوزوی را در قزوین اغاز کرد.ادبیات عرب و سطح فقه و اصول را نزد اساتید به پایان برد.فلسفه مشا و اشراق را نزد ایت الله سید موسی زرابادی فرا گرفت.برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و حدود 7 سالی در انجا اقامت نمود و از اساتید خارج انجا بهره برد.بزرگانی چون حضرات ایات کلباسی و فشارکی و  فلسفه را نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی و اخوند کاشی ادامه داد.سپس به مشهد امد و درس خارج فقه و اصول خویش را نزد حضرات ایات : حاج سید علی سیستانی.حاج میرزا محمد اقا زاده خراسانی.حاج اقا حسین قمی ادامه داد .در ضمن تحصیل تدریس سطوح عالیه را نیز در مشهد اغاز کرد.فلسفه را نزد اقابزرگ حکیم ادامه داد تا در فلسفه مجتهد و صاحب نظر گردید.در فقه و اصول نیز خود را مجتهد می دانست .در حدود سال 1340 هق ایت الله میرزا مهدی اصفهانی به مشهد امد و تدریس خارج اصول خویش را بر مبنای اصول میرزای نایینی در مدرسه علمیه پریزاد  اغاز کرد. مرحوم شیخ هاشم قزوینی در ان زمان درس خارج خویش را اغاز کرده بود.استاد واعظزاده فرمودند : شیخ هاشم قزوینی فرمودند : در درس میرزا مهدی اصفهانی حاضر شدم  و دیدم که مطالب و حرفهای تازه ای دارد لذا در درس ایشان شرکت کردم و دیگر فضلا را نیز به درس ایشان فرا خواندم.استاد واعظ زاده فرمودند از جمله ایت الله شیخ کاظم دامغانی را به این درس فرا خواند.من درس رسائل را نزد ایت الله شیخ کاظم دامغانی خواندم .ایشان نقل می کرد اقا شیخ هاشم قزوینی به من گفت : بیا درس میرزا شرکت کن .مطالب تازه ای  دارد.گفتم مگر هر کس از راه برسد و درس بدهد من باید در درس او حاضر شوم.ایشان به من گفت بیا خودت می فهمی .با اصرار ایشان در درس میرزا شرکت کردم دیدم واقعا حرفهای تازه ای دارد و لذا در درس ایشان شرکت کردم.استاد واعظ زاده فرمودند مرحوم میرزا مهدی اصفهانی مطالب میرزای نایینی را مفصل ضبط کرده  بود.شاهد انکه از اقا شیخ کاظم دامغانی شنیدم در وسط درس میرزا .اقا شیخ موسی خوانساری.از قدیمی ترین و برجسته ترین شاگردان میرزای نائینی  به مشهد امد و مرحوم میرزا به احترام ایشان درس اصول خود را تعطیل کرد و به ایشان واگذار کرد.من در درس ایشان شرکت کردم ولی دیدم ان دقت و سعه و عمق درس میرزا مهدی اصفهانی را ندارد.استاد واعظ زاده فرمودند : دوره اولی که مرحوم میرزا اصول میرزای نایینی را تدریس کرد  ایت الله شیخ هاشم قزوینی در ان دوره شرکت کرد و تقریرات ان درس را نوشت.هنگامی که درس خارج اصول ایشان شرکت کردم بر اساس همان تقریراتی که از درس میرزا داشت مبانی میرزای نایینی را تدریس می کرد.ایت الله شیخ هاشم قزوینی علاوه بر درس خارج فقه واصول میرزا در درس معارف ایشان نیز شزکت نمود و نقدهای ایشان را بر مبانی فلسفه و عرفان وارد می دانست.لذا به معارف ایشان معتقد شد و دیگر رفقا و فضلا و شاگردان خود را به شرکت در درس ایشان فرا می خواند.ایت الله شیخ هاشم قزوینی حتی بعد از شهریور 1320 هش که مرحوم میرزا برای طلاب جوان درس معارف در مدرسه علمیه نواب تدریس می کرد شرکت می نمود و به طلاب توصیه می کرد که در درس ایشان سراپا گوش باشید و حرف نزنید. اجمالا برای اشنایی طلاب با اصطلاحات فلسفه .خواندن تا حدی اشنایی با اصطلاحات فلسفی را به برخی توصیه می نمود.ولی خود اعتقادی به مبانی فلسفی و عرفانی رایج نداشت و بلکه به شدت ان مخالف بود.از شاگردان مختلف ایت الله شیخ هاشم قزوینی مانند حضرات ایات و حجج  اسلام اقایان : حاج سید جعفر سیدان.حاج شیخ غلامحسین اهنیان.حاج شیخ محمد باقر عباسپور.سید جعفر طباطبایی .حاج شیخ ابراهیم طالبیان شریف .حاج شیخ غلامرضا دهشت.حاج سید محمد موسوی درودی . حاج سید ابراهیم محدث .حسین زاده و...شنیدم که ایت الله شیخ هاشم قزوینی مخالف فلسفه بود.حتی تعبیرات بسیار تند و تیزی مانند عذره برای  فلسفه داشتند.در مقابل این همه نظرات عجیب ان است که استاد واعظ زاده می فرمودند : اقا شیخ هاشم قزوینی طرفدار فلسفه بود و می فرمود : اگر کسی فلسفه را قبول نداشته باشد یک مشت  الاغ می ماند.با توجه به اینکه استاد  واعظ زاده این مطلب را در اواخر عمر در سنین کهولت بیان نموده اند احتمال می دهم خطای حافظه باشد.یا سو تفاهمی برای ایشان به وجود امده باشد.با توجه به قدر متیقن سخنان شاگردان زیاد حاج شیخ هاشم که صراحتا ایشان را مخالف فلسفه می دانستند می شود این طور توجیه کرد که منظور حاج شیخ هاشم قزوینی از لفظ فلسفه .تفکر عام فلسفی بوده است.یعنی فلسفه به معنای اصل تعقل  و تفکر و استدلال .که اگر این منظور ایشان بوده باشد حق با ایشان است یعنی وقتی انسان را از تعقل و تفکر جدا کنیم به حیوان تبدیل می شود.این مطلب را در این اواخر عمر استاد واعظ زاده عرض کردم که ایشان تعجب کردند.و به فکر فرو  رفتند و ظاهرا قبول نمودند.
استاد واعظ زاده می فرمودند :
ایت الله شیخ هاشم قزوینی در جریان قیام گوهرشاد دستگیر و همراه  با تعدادی از علما به  تهران برده  شد و در انجا تا سال 1318 زندانی بود . سپس از انجا  به قزوین تبعید شد.در سال 1323 هش به مشهد امد .و دروس خویش را در حوزه علمیه مشهد اغاز کرد.کفایه را در مدرسه حاج حسن .مکاسب بیع را عصرها  در مدرسه نواب و رسائل را در مدرسه باقریه   اغاز کرد.من درس کفایه ایشان را ابتدا تا اخر رفتم  و  مکاسب بیع ایشان را تا حدود خیارات شرکت می کردم.استاد خیلی منظم بود .کمتر پیش می امد که بعد از شاگرد به محل درس بیاید.بسیار خوش بیان بود.به طوری که می توان گفت در میان مدرسان ان زمان بی نظیر بود .هنوز درس کفایه ایشان تمام نشده بود که برای فضلای قدیم درس خارج اصول شروع کرد مانند ایت الله وحید خراسانی و ایت الله شیخ محمدرضا ترابی و .. به من هم فرمودند  در این درس شرکت کن.من در درس خارج اصول ایشان شرکت می کردم.درس خارج ایشان در مدرسه حاج حسن برگزار می گردید.ایشان در درس خود همان مبانی اصولی میرزای نایینی را که از درس میرزا مهدی اصفهانی فرا گرفته بود تدریس می نمود.خیلی از اصولی که از میرزا فرا گرفته بود و از تقوا ایشان  تعریف می کرد.به میرزا خیلی احترام می کرد.من درس خارج اصول ایشان را شرکت کردم و تقریرات ان را نوشتم.جزوه ای دارم که 322 صفحه است.از ابتدا تا صفحه 311  تقریرات خارج اصول ایشان است و از صفحه 312 تا 322 تقریرات خارج فقه ایشان است.استاد شیخ هاشم قزوینی مرتب جزوه من را نگاه می کرد و گاهی حاشیه هایی بر ان می زد که در برخی صفحات ان باقی مانده است .من در اول تقریرات فقه نوشته ام : استاد بحث فقه را در حوالی سنه  1326 ه ش  به ترتیب کتاب  عروه الوثقی .شاید بخاطر  حاشیه زدن بر عروه .اغاز فرمود و تا اوخر کتاب طهارت ادامه داشت.هر چند بعدا مقید به ترتیب عروه نبود.و من تقریرات فروع .اجتهاد و تقلید .و مقداری از کتاب طهارت ایشان را نوشتم. ایت الله شیخ هاشم قزوینی در بحث تقلید از اعلم نظرات خاص داشت.ایشان می گفت : تقلید از مجتهد اعلم در همه مسائل واجب نیست.در مسائل غیر مهم به مجتهد غیر اعلم نیز می توان مراجعه کرد ولی در مسائل مهم و سرنوشت ساز اسلامی باید به اعلم مراجعه کرد.بلکه ایشان معتقد بود به فرد نباید رجوع کرد بلکه باید به شورایی از فقها مراجعه کرد و نظر اکثریت ایشان را باید مد نظر قرار داد.استاد واعظ زاده می فرمودند من بعد از درس خارج  معمولا با استاد تا در منزل ایشان همراهی می کردم.در سال 1328 هش برای ادامه تحصیل به قم  رفتم و 11 سال بعد در سال 1339 هش به مشهد امدم .در این سال بود که استاد شیخ هاشم قزوینی وفات نمود و من در مراسم تشییع جنازه ایشان حاضر شدم.
آیت الله شیخ هاشم قزوینی در سال 1339 هـ . ش در مشهد درگذشت و در رواق دارالضیافه حرم مطهر امام رضا علیه السلام به خاک سپارده شد .  
ایت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی :
ایت الله شیخ مجتبی قزوینی فقیه عالیقدر  و متفکر بزرگ اسلامی .مفسر و اگاه از علوم قرانی . جامع علوم معقول و منقول.استاد برجسته  معارف اسلامی . استاد در سیر و سلوک شرعی و صاحب نظر در  علوم غریبه .صاحب مقامات معنوی و کرامات کثیره است.از فیض تشرف خدمت امام زمان علیه السلام بهره مند بود .شرح حال کامل ایت الله شیخ مجتبی قزوینی به همراه معرفی شرح حال  شاگردان ایشان را مفصل در کتابی به نام .اموزگار حکمت وحیانی .با همکاری دوست عزیزم حجه الاسلام شیخ روح الله عربشاهی نوشته ایم.در اینجا به مختصری از شرح حال ایشان اکتفا می نمایم :
ایت الله شیخ مجتبی قزوینی در حدود  سال 1310 هق و به نقل مشهور در سال 1318 هق در قزوین متولد شد.دروس حوزوی را در قزوین اغاز کرد .به حسب ظاهر دروس سطح را در انجا به اتمام رساند سپس به همراه پدر به عتبات عالیات عراق رفت. در نجف اشرف حدود 7 سالی اقامت و از اساتید انجا مانند بزرگانی چون حضرات ایات : سید ابوالحسن اصفهانی.حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی .میررزای نایینی .و به نقلی اقا ضیا عراقی و میرزا محمد تقی شیرازی و سید محمد کاظم یزدی بهره برد.سپس مدتی به قزوین بازگشت و از درس اساتید انجا بالاخص ایت الله سید موسی زرابادی  استفاده کرد.انگاه به مشهد امد و از دروس خارج فقه و اصول حضرات ایات عظام : حاج میرزا محمد اقا زاده خراسانی.حاج اقا حسین قمی.میرزا ابوالقاسم معین الغربایی استفاده برد.در سال 1340 هق ایت الله میرزا مهدی اصفهانی از نجف به مشهد امد و تقریرات درس خارج اصول و فقه میرزای نایینی را در مشهد تدریس نمود.این دوره که مفصل بود ظاهرا 12 سال به طول انجامید.در این دوره حاج شیخ مجتبی قزوینی حاضر گردید.و ظاهرا  تقریراتی  نیز نوشته باشد.همچنین در دروس اساتید فلسفه مشهد شرکت می کرد.ایشان شاگرد فلاسفه و عرفای بزرگی چون اقابزرگ حکیم و شیخ اسد الله یزدی بوده است.حاج شیخ مجتبی قزوینی به فرموده خودشان 14 سال نزد اقا بزرگ حکیم به تحصیل معقول و مبانی فلسفی و عرفانی پرداخت.همچنین سالها نزد شیخ اسد الله یزدی به تلمذ پرداخت.و از برترین شاگردان این دو فیلسوف بزرگ مشهد بود.اقابزرگ حکیم در پایان درس اشارات  نسخه خطی کتاب اشارات خود  را به رسم تشویق بخاطر جدیت در درس به ایشان اعطا نمود.استاد واعظ زاده می فرمودند : حاج شیخ مجتبی قزوینی خیلی از نظر علمی  به اقابزرگ حکیم اعتنا داشت.می گفت به فلسفه مشا اعتقاد دارد و به فلسفه ملاصدرا اعتنایی نداشت.هنگامی که بحثش به وحدت وجود می رسید می گفت.روضه خوانی اغاز شد.ایت الله شیخ مجتبی قزوینی با شرکت در درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و شنیدن ادله علمی ایشان که به مبانی فلسفی و عرفانی نقد وارد می نمود .ادله علمی ایشان را قانع کننده تشخیص داد و ایشان نیز از مبانی فلسفه و عرفان رایج فاصله گرفت.بعد از اقابزرگ حکیم شاگردان ایشان مانند شیخ سیف الله ایسی .شیخ مجتبی قزوینی و سید ابوالقاسم الهی ازغدی. فلسفه تدریس می کردند.اما ایت الله شیخ مجتبی قزوینی  در اثر گرایش به معارف میرزا به فلسفه اعتقادی نداشته.و علاوه بر تدریس فلسفه مبانی ان را به صورت اجتهادی نقد می کرد.
ایت الله شیخ مجتبی قزوینی در میان تحصیلات خارج فقه و اصول خویش مدت2 سال  را نیز در قم  درس خارج ایت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی و مدت یک سال نیز در بروجرد از محضر ایت الله بروجردی بهره برد.علامه محقق ایت الله شیخ مجتبی قزوینی پس از سالیان بسیار تحصیل جدی در معقول و منقول در این علوم مجتهد و صاحب نظر گردید . ایشان از ایات عظام سید ابوالحسن اصفهانی.میرزای نایینی.شیخ عبدالکریم حائری .میرزا مهدی اصفهانی به دریافت اجازه اجتهاد نائل امد.در اجازه ای که ایت الله میرزا مهدی اصفهانی برای ایشان نوشته است ایشان را جامع علوم معقول و منقول معرفی نموده و بر اجتهاد ایشان تصریح نموده است.ایت الله شیخ مجتبی قزوینی در  مشهد در حدود 40 سال اخر عمر خویش . به تدریس سطح و خارج  فقه و اصول   اشتغال داشت. هم زمان  به تدریس متون معقول مانند  کلام  فلسفه  و عرفان نظری همراه با نقد مبانی فلسفه و عرفان اشتغال ورزید.ایشان در علوم غریبه و سیر و سلوک شرعی نیز شاگردانی را تربیت نمود.حضرات ایات  : حاج سید علی سیستانی.حاج سید محمود مجتهدی .حاج سید عباس سیدان.حاج سید جعفرسیدان.استاد شیخ کاظم شانه چی.استاد محمد واعظ زاده.شیخ محمد باقر ملکی میانجی.استاد شیخ جعفر زاهدی.استاد محمد رضا حکیمی و.....برخی از شاگردان برجسته و شاخص  ایشان هستند.
استاد محمد واعظ زاده چندین سال توفیق داشتند در درسهای ایت الله شیخ مجتبی قزوینی شرکت کنند.ایشان فرمودند: در فلسفه کتاب اشارات .شرح هدایه میبدی ملاصدرا و بخشهایی از الهیات عامه اسفار را نزد ایت الله شیخ مجتبی قزوینی خواندم.یک دوره خارج اصول را نیز نزد ایشان خواندم.ایت الله میرزا مهدی اصفهانی ابتدایی که در سال 1340 هق به مشهد امده و تدریس خارج اصول نمود به صورت مفصل مبانی اصولی میرزای نایینی را تدریس نمود که 12 سال طول کشید.همان مبانی را به صورت مختصر و بسیار سریع برای ما تدریس نمود.که حدود 3 سال طول کشید.بجز من .استاد شیخ کاظم شانه چی.ایت الله سید علی سیستانی.یکی دو نفر دیگر نیز شرکت می کردند.همچنین یک دوره معارف را که میراث درس معارف میرزا مهدی اصفهانی بود نزد ایشان فرا گرفتم.ایشان درس فلسفه را کاملا بی طرفانه تدریس می نمود.ایشان در درس معارف خود .کلامی متخذ از ایات و روایات را تدریس می نمود.فلسفه یونان را که رنگ اسلامی گرفته بود نقد می کرد.
در اذر سال 1394 ه ش همایش کنگره ملی بزرگداشت ایت الله شیخ مجتبی قزوینی از سوی مدیر کل ارشاد اسلامی  قزوین برگزار گردید.اینجانب به همراه دوست عزیز و فاضل گرامی حجه الاسلام والمسلمین شیخ روح الله عربشاهی  به عنوان عضو کمیه علمی و پژوهشی و داور مقالات و سخنران همایش حضور داشتیم .و همراهی و هماهنگی برای شرکت و دعوت از شاگردان ایت الله شیخ مجتبی قزوینی را عهده دار شدیم که الحمد لله مجلس خوبی برگزار شد و تعداد زیادی از شاگردان ایت الله شیخ مجتبی قزوینی در این مجلس دعوت و حضور به هم رساندند .از جمله خدمت استاد محمد واعظ زاده رسیدم و از ایشان برای مصاحبه برای شخصیت  ایت الله شیخ مجتبی قزوینی و راهنمایی برای برگزاری همایش دعوت کردم.ایشان نیز بزرگوارانه قبول نمودند. بنده و اقای عربشاهی با ماشین شخصی خود خدمت ایشان رفته و ایشان  را به محل مصاحبه بردیم.مصاحبه خوبی انجام گرفت.در ان جلسه بنده اقای عربشاهی و مدیرکل ارشاد قزوین جناب دکتر مهدی احمدی حضور داشتیم که فیلمبرداری شد.در ان جلسه اینجانب استاد واعظ زاده  را اجمالا به مدیرکل ارشاد اسلامی قزوین معرفی کرده و سپس مصاحبه انجام گرفت.ایشان در ان جلسه خاطرات خود را از ایت الله شیخ مجتبی قزوینی و دروسی را که نزد ایشان فرا گرفته اند بیان کردند.در ضمن برای سخنرانی در همایش از سوی مدیرکل ارشاد قزوین  دعوت شدند که به علت کهولت سن و  سختی سفر عذرخواهی نمودند.از جمله توصیه های ایشان در برگزاری همایش چاپ اثار ایت الله شیخ مجتبی قزوینی بود که ایشان فقط کتاب بیان الفرقان از اثار علمی ایشان را خبر داشتند.به ایشان عرض کردم ایت الله شیخ مجتبی قزوینی اثار و تالیفات دیگری نیز دارند که خطی است و هنوز چاپ نشده است.مانند نقد مبانی 11 گانه فلسفه ملاصدرا .که در ان  مبانی 11 گانه ملاصدرا را بیان نموده و یکی یکی انها را نقد می کنند.همچنین رساله ای در  معرفه النفس .که در ان نظریات مختلف در بحث نفس و روح را از  ارسطو.مادیون و.فلاسفه و  ..را در بحث روح مطرح کرده و در پایان نظر مختار خود  را بیان می کنند.همچنین نسخه هایی در علوم غریبه .در پایان عمر نیز  شرح اصول کافی ملاصدرا را تدریس و نقد نموده اند که یکی از شاگردان ایشان ان را تقریر کرده و نوشته است.استاد واعظ زاده از شنیدن سخنان من تعجب کرده فرمودند :  .عجب من تاکنون از این اثار و تالیفات مهم  ایشان بی خبر بودم.خیلی مهم است این اثار .من تا کنون فکر نمی کردم شخصیت علمی و  مهارت ایشان در فلسفه تا اینقدر است .کسی  بتواند فلسفه ملاصدرا را بفهمد و مبانی علمی او را به صورت علمی نقد کند.بسیار مهم است.رساله معرفه النفس ایشان نیز مهم است و ...اگر بودجه و فرصت کافی دارید  همین اثار را به چاپ برسانید برای کنگره .که خدمت ایشان عرض شد که فعلا   شرایط مهیا نیست. عرض کردم یک مقاله نیز اقای عربشاهی درباره شخصیت علمی ایت الله شیخ مجتبی قزوینی نوشته و بنده نیز مقاله ای درباره شاگردان ایت الله شیخ مجتبی قزوینی نوشته ام که حدود 90 نفر می شوند که تا کنون چنین کاری انجام نگرفته است و برای اولین بار شاگردان زیادی از ایت الله شیخ مجتبی قزوینی را به همراه شرح حال ایشان جمع اوری کرده و نوسته ام.از جمله زندگانی نامه شما.استاد کاظم شانه چی .استاد حکیمی.و شمار زیادی از شاگردان ایشان را نام بردم  ... فرمودند: این هم مناسب است و ارزنده .حتما چاپ کنید.خلاصه در ان جلسه با تاکید استاد واعظ زاده قرار شد   همین مقالات بنده و اقای عربشاهی  چاپ برسد.این دو مقاله با هم ادغام شد و به صورت کتاب به چاپ رسید .نام کتاب را نیز استاد محمد رضا حکیمی پیشنهاد دادند به نام.اموزگار حکمت وحیانی.که این کتاب در همایش ملی بزرگداشت ایت الله شیخ مجتبی قزوینی .رونمایی شد و صدا و سیمای قزوین نیز به صورت پخش زنده این مراسم و رونمایی  کتاب را پوشش داد.در کتاب اموزگار حکمت وحیانی اینجانب بیش از 90 نفر از شاگردان ایت الله شیخ مجتبی قزوینی را معرفی و به صورت مختصر به شرح حال ایشان پرداخته ام که از ان جمله زندگانی نامه استاد واعظزاده خراسانی است.در ان همایش نیز اینجانب و اقای عربشاهی راجع به بخشهای تالیف شده کتاب هرکدام توضیحاتی ارایه دادیم. به هنگام بازگشت به مشهد.یک نسخه از کتاب را به استاد واعظ زاده تقدیم نمودم.
نظر استاد واعظ زاده درباره فلسفه و عرفان نظری  و مکتب تفکیک  :
استاد واعظ زاده خراسانی در مشهد حدود یک سال  در درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و یک دوره  معارف ایت الله شیخ مجتبی قزوینی شرکت نمود.همچنین شرح منظومه را نزد ایت الله شیخ سیف الله ایسی و اشارات .شرح هدایه ملاصدرا.و بخشی از الهیات عامه اسفار را نزد ایت الله شیخ مجتبی قزوینی تلمذ کرد. سپس در قم نزد علامه طباطبایی شفای بوعلی سینا را فرا گرفت. از علامه طباطبایی به اخذ اجازه اجتهاد کتبی در معقول و منقول نایل امد. لذا هم اساتید مکتب تفکیک را درک کرد که منتقد مبانی فلسفی و عرفانی بودند و هم اساتید معتقد به فلسفه  .فلاسفه معتقد به فلسفه چون ایت الله  شیخ سیف الله ایسی و علامه طباطبایی .لذا هم متاثر از مکتب تفکیک و هم متاثر از فلاسفه بود.
در گفتگویی که با استاد واعظ زاده به مناسبت برگزاری همایش ایت الله شیخ مجتبی قزوینی داشتم به صراحت  عقیده به وحدت وجود را رد کردند.  
در مجله اندیشه حوزه .شماره سوم .اذر و دی سال 1378 ه ش  ویژه  مکتب تفکیک.مصاحبه های متعددی با موافقان و مخالفان مکتب تفکیک انجام گرفته است.در انجا مصاحبه ای نیز با استاد واعظ زاده انجام گرفته است که در برخی موارد موافق مکتب تفکیک و در برخی موارد مخالف مکتب تفکیک صحبت کرده و ادعاها و نقدهایی بر علیه مکتب تفکیک بیان فرموده اند.
 در کتاب اموزگار حکمت وحیانی زندگانی نامه ایت الله شیخ مجتبی قزوینی . ضمن تجلیل از استاد واعظ زاده ِکه در حال حیات ایشان انجام گرفته . تذکر داده ایم که ایشان نقدهای قابل تاملی بر مکتب تفکیک دارند که در فرصت مناسب به ان پاسخ داده  خواهد شد.
در اینجا به بخشهایی   از نظرات ایشان در ان مصاحبه مجله اندیشه حوزه   که درباره  فلسفه و مکتب تفکیک بیان نموده اند  اشاره می نمایم :
اگر کسی ادعا کند که مبنای فکری  و علمی قران در مسائل عقلی و معارف الهی عین فلسفه متعارف است.این سخن بیجایی است بعضی از فلاسفه ادعا می کنند که این دو عین هم هستند و انها را با هم تطبیق نیز می کنند و شاید از همه متصلبتر در این فکر ملاصدرا باشد.این که حتما نیست.اما بالاخره فلسفه محصول تفکر یک عده از عقلا و متفکران مسلمان بوده است  اگر چه اصل ان از یونان گرفته شده و پایه اش بر تعقل است.قران هم که تعقل را   انکار نکرده بلکه دائما به تفکر و تعقل دعوت می کند.بنابراین در اصل اعتبار و تعقل و تفکر .اینها اشتراک دارند.چنان که فلسفه الهی  یونان .چون یونان فلسفه غیر الهی نیز داشته  است.اشتراکاتی که با وحی دارد .در اینکه فلسفه. مبدا هستی را مجرد قدیم .یا به اصطلاح خودشان واجب الوجود را ثابت می کند.وحی هم این را ثابت می کند.البته در فلسفه مساله نبوت و دین و عبادت مطرح نبوده ولی می گویند اولین کسی که در اسلام نبوت را وارد فلسفه کرد فارابی بود که بعد هم در اثار ابن سینا هست.وی در اواخر اشارات نه تنها نبوت که خلافت را هم مطرح می کند....البته وحی و فلسفه نقاط اختلاف نیز با هم دارند.برای اینکه ان نوع خدایی که فلسفه ثابت می کند یعنی مبدا .انها به ان خدا نمی گویند .می گویند.مبدا حرکت در عالم هستی.انچه که وحی درباره خدا می گوید .خیلی بیشتر از ان است.در اصل اینکه قدیم است و واجب الوجود است.مخلوق نیست و خالق است.هر دو اشتراک دارند.ولی تصور انها از مبدا غیر از تصوری است که مکتب وحی بیان می کند .انان یک مبدا دست بسته و خودکار و یک بعدی را ثابت می کنند .نه خدای مقتدر و ازاد.فرق دیگر این است که درست است که مکتب وحی .عقل  را باور دارد و به عقل استدلال می کند و پیروان خودش را به عقل ارجاع می دهد و این مساله جای انکار نیست اما اساس نبوت. وحی  است.نه عقل.
یعنی پیامبران از روی عقلشان صحبت نمی کنند بلکه از روی وحی الهی صحبت می کنند.البته خود وحی  تا انجا که فطرت بشر اقتضا دارد .برای عقل ارزش قائل است .به عقل استدلال می کند و به عقل ارجاع می دهد و تکیه بحثهایش بر تعقل و تفکر است.
 برخی از دانشمندان تندروی کرده و خواسته اند تمام مبانی اعتقادی را بر اساس فلسفه درست کنند که مورد قبول ما نیست.
 اقای سید جلال الدین اشتیانی از قول یکی از فلاسفه متاخر نقل می کرد که از او خواسته بودند کتابی در اصول عقاید ارائه بدهد .گفته بود اسفار ملاصدرا .این شیوه درست نیست.
غزالی 16 مساله مطرح کرده در مورد فلسفه که مخالف اسلام است.مساله علم خدا.قدرت الهی.و معاد و......
استاد واعظ زاده  در برابر این سوال که  : استدلالهای عقلانی قران و خطبه های نهج البلاغه را بدون  مباحث فلسفی رایج می توان فهمید و ایا امکان فهم انان هست ؟ پاسخ می دهد که :
البته به معنای عقل تجربی و عقل فطری بسیاری از استدلالها را با ان می شود فهمید.اما برخی مطالب را بدون عقل فلسفی نمی توان درک کرد.ولی باید توجه داشته باشیم که اشتباهی را که بعضی کرده اند مرتکب نشویم که صد در صد به فلسفه تکیه کنیم به گفته ان اقا .کتاب اسفار بشود اصول عقاید .بلکه تا هرجا  که وحی عقل فطری را کمک کند به ان استدلال کنیم.و بهترین تعبیر از رابطه عقل و وحی در نهج البلاغه است .انجا که درباره بعثت انبیا می فرماید : لیثیرو لهم دفائن العقول .
در حقیقت .عقل وسیله  است برای فهم وحی.و خود قران این وسیله بودنش را قبول کرده است .این مساله را نباید خلط کرد پس فلسفه چه می شود ؟ اخر فلسفه ای که اینها یعنی طرفداران به اصطلاح مکتب تفکیک به ان حمله می کنند .فلسفه یونان است واین عیر از این است که اسلام تعقل و تفلسف را انکار کرده باشد.نخیر.انکار نکرده است.بلکه در موارد بسیاری به ان استدلال کرده است منتهی بر مبنای فلسفه یونان نیست بلکه بر مبنای عقل فطری است .کما اینکه لااقل نیمی از فلسفه یونان هم همان تفکر و تعقل فطری است.ولی انسان توجه ندارد که انچه را استدلال می کند تحت این ضوابط است .ارسطو این ضوابط را کشف کرده است.پس منطق همان ضوابط تفکر است که ارسطو بیان کرده است
.
استاد واعظ زاده نسبت به تحصیل فلسفه برای طلاب اینگونه توصیه می نمایند :
در قدیم همان کسانی که با فلسفه مخالف بودند می گفتند برای اینکه اصطلاحات را بدانیم.نصف اصطلاحات فقه و اصول .فلسفی است.اینها را فرا گرفتند و البته در مسائلی که هم که صریحا با دین ضدیت داشت تکفیر هم می کردند مثل مساله حدوث عالم و معاد.اکنون باید طلاب  به عنوان یک جریان فکری.درس  فلسفه بخوانند و اصطلاحات را یاد بگیرند.ولی دیگر در محدوده ان. هم از لحاظ اعتقادات و هم از لحاظ معلومات .خود را محدود نکنند که خیال کنند که هر چه هست و نیست .همین است.مرحوم ایسی می گفت : علم همین است و مافوق ان چزی نیست .حتی به علم روز اعتنا نداشت و می گفت اینها جزئیات است .والجزئ لایکون کاسبا و لا مکتسبا .علم همان کلیات است که در فلسفه امده است.
اما این حرف صحیح نیست.این معنا ندارد که بگوییم تمام علم همین است.حتی در مسایل اعتقادی و دینی هم  انسان نباید تعصب به خرج دهد.باید خودش را بی طرف نگه دارد تا خوب بفهمد .هم تفسیر قران را و هم حدیث را.بله.باید فلسفه بخواند .ولی در حد ان نایستد و سراغ افکار نویی که مطرح است برود.
البته فلسفه خطراتی هم دارد.در قدیم این خطر انحراف عقیدتی به همان سبک قدیم بوده که مثلا تشکیک می کردند در بعضی چیزها مثلا اینکه ایا جن وجود دارد یا نه ؟ فلسفه جن را ثابت نمی کند.حتی ملک را هم ثابت نمی کند.بلکه فلاسفه می خواهند ایات و  روایات را هم تاویل کنند.خوب  اینطور چیزها بوده که موجب تشکیک برای انها می شده است.
نقدی بر ادعا های استاد واعظ زاده  بر علیه مکتب تفکیک
مجله اندیشه حوزه .سال پنجم.شماره سوم. اذر و دی 1378 هش.ویژه نامه ای برای مکتب تفکیک اختصاص داد.در این مجله با استاد واعظ زاده خراسانی در مقام نقد مکتب تفکیک مصاحبه ای انجام گرفت که در برخی نظرات موافق مکتب تفکیک و در برخی مخالف بوده اند.استاد واعظ زاده در این مصاحبه نقدها و اشکالاتی به شخصیت علمی و افکار و دیدگاه های مکتب تفکیک و بزرگان ایشان وارد کرده اند که در اینجا به انها اشاره و پاسخ می دهم :
استاد واعظ زاده :
در فقه و اصول مانند معارف برای اقا میرزا مهدی تحول پیدا شد.البته شاید در مسائل معارف .این فکر از اول در نجف در او بوده و در مشهد پس از اینکه در علم اصول جا باز کرد و به عنوان یک عالم و استاد مبرز شناخته شد .ان بحثها را هم در زمینه اعتقادات و هم در زمینه اصول و فقه مطرح کرد .ولی بروز و ظهورش در زمینه اعتقادات بود که نام ان را معارف ال محمد علیهم السلام و مبارزه با فلسفه گذاشت مخالفان او هم کسانی بودند که همه فلسفه خوانده بودند و لذا شاگردهایش با او بحث می کردند .او در درس عصبانی می شد و به انها ناسزا می گفت  و نفرین می کرد.همچنین به فلاسفه اهانت می کرد و می گفت شما به این فلسفه خوگرفته اید و این مثل بچه ای است که بزرگش کرده اید و حالا نمی خواهید از او دست بردارید .البته عده زیادی هم تحت تاثیر افکارش بودند.
استاد واعظ زاده در برابر این سوال که : ایا در این زمان که ایشان این حرفها را می زد .در مشهد درس فلسفه ای هم بوده.پاسخ می دهند.در زمان ما یعنی پس از شهریور 1320 هش به بعد خیر .شیخ سیف الله ایسی درس فلسفه ای داشت که با حوزه ارتباطی نداشت.و...به هر حال علت اینکه در مشهد فلسفه کنار نهاده شد این بود که اصلا حوزه از بین رفته بود و چند نفری که استاد فلسفه بودند از بین رفته بودند .در حوزه کسی به عنوان فیلسوف نبود که از فلسفه حمایت کند .
نقد
در کتاب مکتب تفکیک تالیف استاد محمد رضا حکیمی .صفحه 409 .در بحث کیفیت تدریس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و اینکه چگونه حوزه قوی فلسفی مشهد را از این مبانی برگرداند از قول استاد محمد تقی شریعتی که خود ان زمان را درک کرده و درس معارف میرزا را درک کرده و تحت تاثیر ان قرار گرفته مطالبی را بیان می کند که مضمون ان چنین است :
از اساتید ان زمان مرحوم میرزا مهدی اصفهانی بود که  فضلای مشهد همه به درس ایشان می رفتند .فضلای طراز اول مشهد مثل  اقا شیخ هاشم قزوینی و حاج  شیخ مجتبی قزوینی.دیگر از اینها بالاتر که  نداشتیم و بعد از اینها کسانی  مثل حاج شیخ محمود حلبی و میرزای نوقانی و اقا میرزا جواد اقا تهرانی و دیگران.همه از شاگردان میرزای اصفهانی بودند و همه در برابر ایشان تسلیم بودند.ایشان با فلسفه مخالف بود و همه اینها را از فلسفه برگرداند. میرزا مهدی اصفهانی می فرمود : شما  همه فلسفه خوانده هستید ببینید من فلسفه را فهمیدم یا خیر.بعد یکی یکی  مبانی فلاسفه را جزئ به جزئ  نقل می کرد و بعد پس از اقرار اقایان . این مبانی را نقد می کرد.به اینگونه فضای فلسفی مشهد را تغییر داد.تمام این فضلا را از فلسفه برگرداند .
ایت الله العظمی حاج شیخ مسلم ملکوتی رحمه الله علیه  که از شاگردان برجسته و قدیمی  درس  فلسفه علامه طباطبایی بوده و سالیان بسیار در قم و نجف به تدریس فلسفه اشتغال داشت   چندین ماه در  درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی شرکت نمود.
ایشان  در کتاب خاطرات خود می فرماید :
میرزا مهدی اصفهانی در فلسفه و عرفان به اندازه لازم و کافی مسلط بود.یعنی فلسفه را فهمیده بود و رد می کرد.غالبا مطالبی از اسفار ملاصدرا می اورد و خیلی تند انها را  رد می کرد.
دانشمند معظم  استاد علی اکبر  مهدی پور از نویسندگان معروف حوزه علمیه قم  از ایت الله محسنی ملایری. که از شاگردان  فلسفه اقابزرگ حکیم .برایم نقل نمودند که  :
ابتدایی که ایت الله میرزا مهدی اصفهانی به مشهد امد و قصد داشت تدریس معارف شروع کند.ابتدا مدتی  تدریس فلسفه کرد.و مهارت خود را در فلسفه به فضلای فلسفه خوانده به اثبات رساند.مهارت ایشان در حدی بود که درس اساتید بزرگ فلسفه مشهد  مانند  اقابزرگ حکیم خلوت شد به طوری که  جز من و چند نفر دیگر کسی دیگر در درس ایشان باقی نمانده بود.اقابزرگ حکیم گفت.شما هم اگر می خواهی برو و  در درس ایشان شرکت کن.
در نقلی دیگر از ایت الله محسنی ملایری امده که اقا شیخ هاشم قزوینی در درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی شرکت می کرد.به من نیز گفت شما هم در درس ایشان شرکت کن.من گفتم تا استادم اقا بزرگ حکیم اجازه ندهد من در درس ایشان شرکت نمی کنم.اقا شیخ هاشم گفت.هر جور هست از ایشان اجازه بگیر.مطلب را با اقا بزرگ حکیم در میان گذاشتم ایشان فرمود.به شرطی اجازه می دهم که بروی و هر چه گفت به من منتقل کنی .من نیز قبول کردم.اولین جلسه ای که رفتم بحث علم و تمایز عقل و نفس بود و.....وقتی برای استاد خود تعریف کردم گفت.عجب مطالب مهمی عجب مطالب عرشی تا کنون از کسی نشیده بودم.حتما به درس ایشان شرکت کنید و برایم من هم بازگو کنید.مشابه همین داستان برای سایر شاگردان اقا بزرگ حکیم نیز رخ داده بود از جمله حاج شیخ محمود حلبی که در ان زمان خود نیز از اساتید فلسفه مشهد بوده است.اقا بزرگ حکیم که به تدریج با مبانی دقیق معارفی ایت الله میرزا مهدی اصفهانی اشنا می شود به شاگردان خود توصیه می نماید در درس میرزا شرکت کنید که هم علمیت و هم معنویت دارد.از حاج اقا سید محمد موسوی درودی از شاگردان برجسته ایت الله شیخ مجتبی قزوینی شنیدم که ایشان می فرمود : به  نظرم  از  اقا شیخ مجتبی قزوینی بود که مکرر شنیدم که اقا بزرگ حکیم به شاگردان خود توصیه می کرد در درس میرزا مهدی اصفهانی شرکت کنید.
به این ترتیب نوع فضلای حوزه علمیه مشهد که در فلسفه از شاگردان حاجی فاضل.اقابزرگ حکیم و شیخ اسد الله یزدی بودند در درس معارف میرزا مهدی اصفهانی شرکت کرده و از مبانی فلسفی و عرفانی رایج برگشته و به مکتب معارف میرزا معتقد گشتند.فقط افرادی انگشت شماری از فضلای ان روز حوزه مشهد مانند شیخ سیف الله ایسی .سید ابوالقاسم الهدی ازغدی جذب معارف میرزا نشدند.ولی اکثر فضلا که برخی از انها نیز مانند حضرات ایات : شیخ هاشم قزوینی .شیخ مجتبی قزوینی.شیخ غلامحسین محامی بادکوبه ای.میرزا علی اکبرنوقانی .شیخ محمودحلبی و.... کرسی تدریس  فقه و اصول و برخی تدریس  فلسفه نیز  داشتند .به معارف میرزا معتقد گشتند.
این فضلا که سالها در درس فلاسفه و عرفای بزرگ مشهد مانند حاجی فاضل.اقابزرگ حکیم .شیخ اسد الله یزدی و...به تحصیل فلسفه و عرفان اشتغال داشتند و ان مبانی را تلقی به قبول کرده بودند هنگامی که میرزا مهدی اصفهانی .پایه های علمی ان  مبانی را با استدلال محکم تخریب می کرد برایشان پذیرش اشتباه بودن ان مبانی بسیارسخت بود و جدا شدن از ان برایشان دشوار بود لذا مرحوم میرزا به انها می گفته که شما با  این افکار خو گرفته اید و مانند بچه خود انها را بزرگ کرده اید.یا به حاج شیخ محمود حلبی . که 18 سال به تحصیل .تحقیق و تدریس مبانی فلسفی اشتغال داشته. می گفته .چی شده جوان 18 ساله ات را کشته ام .و..بنابراین همانطور که استاد واعظ زاده فرموده بودند.نوع فضلای حوزه مشهد. متوغل در فلسفه بوده و از  شاگردان حاجی فاضل.اقابزرگ حکیم و شیخ اسد الله یزدی بودند و در درس معارف میرزا شرکت کرده . با ایشان  بحث کرده و در پایان. معارف ایشان را پذیرفتند.ولی نکته ان این است که  این تحول در زمان همان فلاسفه بزرگ مانند اقابزرگ حکیم اتفاق افتاده بوده است و مرحوم میرزا همان  حوزه فلسفی بسیار قوی مشهد را در زمان اقا بزرگ حکیم تغییر داده است .بله بعد از شهریور 1320 ه.ش که استاد واعظ زاده ان دوران را درک کرده بودند  اساتید بزرگ فلسفه مانند اقا بزرگ حکیم فوت کرده بودند و این شاگردان اقا میرزا مهدی اصفهانی که قبلا تحت تاثیر مکتب معارف ایشان واقع شده بودند جزو اساتید برجسته حوزه گردیده و حوزه را اداره می کردند.و جز اقا شیخ سیف الله ایسی و اقا سید ابوالقاسم الهی ازغدی که اینها ظاهرا به صورت جدی در درس معارف میرزا شرکت ننموده بودند بقیه جذب معارف میرزا شده بودند
استاد واعظ زاده :
مبانی خاص مرحوم ایت الله میرزا مهدی اصفهانی در  بحث روح و علم و عقل و عالم ذر و....داشت که ایت الله شیخ مجتبی قزوینی و ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی انها را مطرح نمی کردند و گویا بعدها نیز مطرح نکرده اند.
نقد
اتفاقا در زمان خود استاد واعظ زاده نسبت به همین مطلب خدمتشان عرایضی کردم که اتفاقا هم مرحوم ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی و هم ایت الله شیخ مجتبی قزوینی همین مبانی ایت الله میرزا مهدی اصفهانی را در اثار و تالیفات خود ذکر کرده اند.از جمله ایت الله شیخ مجتبی قزوینی در کتاب بیان الفرقان .ایت الله شیخ مجتبی قزوینی بحث مفصلی درباره روح و نفس در رساله معرفه النفس خویش بیان نموده اند
استاد واعظ زاده :
انچه من از مرحوم اقا میرزا مهدی اصفهانی فهمیدم و تا حدودی از مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی  این بود که اینها در حقیقت  کلام  را هم یعنی کلام شرح تجرید را انکار می کردند.
 
نقد
ایت الله سید جعفر سیدان فرمودند :  ممکن است موردی نقدهایی بر شرح تجرید خواجه نصیر  وارد باشد اما کلیت مباحث اعتقادی شرح تجرید خواجه نصیرالدین طوسی   مورد تایید است.من به یاد ندارم که  ایت الله شیخ مجتبی قزوینی  کلیت مباحث اعتقادی شرح تجرید را انکار کنند.استاد محمد حکیمی شرح تجرید را نزد خواجه نصیرالدین طوسی فرا گرفته و مطلبی که دلالت بر این کند که ایشان کلیت مباحث اعتقادی خواجه نصیرالدین طوسی را رد کنند اظهار نداشتند
استاد واعظ زاده :
معارفی که ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی و ایت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی بیان می نمودند در  حقیقت کلامی متخذ از ایات و روایات بود.
نقد
اگر منظور استاد واعظ زاده این است که  یعنی فقط توجه به ظواهر ایات و روایات نموده و از تعقل و تدبر و تفکر عمیق  در متون ایات و روایات بی بهره بودند و به تعببری جمود و قشری نگری داشتند .حرف اشتباهی است.به تعبیر استاد سیدان که در همان مجله اندیشه حوزه ویژه مکتب تفکیک مصاحبه ایشان نیز  قبل از استاد واعظ زاده درباره مکتب تفکیک چاپ شده است. ایشان روش تفکیک را همان روش فقهای امامیه  ذکر می نمایند که اجتهاد در معارف می نمایند از قواعد قابل قبول عقلی بهره می برند.مبانی قابل نقد فلسفه و عرفان را مشخص نموده و انها را نقد می نمایند.ظرایف اصول دین را تبیین می کنند . .تعقل و تفکر در ایات و روایات داشته  .و صرف جمع کردن  ایات و روایات نیست
استاد واعظ زاده :
شاگردان ایت الله میرزا مهدی اصفهانی فلسفه ساده ای می گفتند.همان ظواهر کتاب را تدریس می کردند ولی اگر کسی یک شبهه قوی می کرد نمی توانستند پاسخگو باشند.
نقد
این نظریه استاد واعظ زاده قابل خدشه است.طبق انچه از فاضل ارجمند جناب حاج اقا محمد تهرانی فرزند ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی شنیدم جناب اقای سید جلال اشتیانی .که فیلسوف و عارف معاصر و به تعبیر طرفدارانش ملا صدرای زمان بود.کتابی فلسفی می نویسد.در این کتاب ارای ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی که با مبانی  فلسفه و عرفان اصطلاحی رایج مخالفت کرده را مطرح و ان را نقد  می نماید.ولی نام ایشان را در کتاب خود نمی اورد.ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی نیز در مقام پاسخ به ادعاهای ایشان کتاب عارف و صوفی چه می گوید ؟ را می نویسند.و چون اقای اشتیانی در  کتاب خود نام ایشان را نمی برد مرحوم ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی نیز  نام ایشان را نمی برد.ولی اشکالات اقای اشتیانی را مطرح و پاسخ می دهد و مبانی فلسفی و عرفانی را به چالش می کشد.در ابتدای کتاب نیز می نویسد : اگر کسی برای من بتواند علمی ثابت کند که این نقدهای من وارد نیست حاضرم تجدید نظر کنم و رسما به  اشتباه  خود اعتراف نموده و معذرت خواهی می کنم.اما جناب اقای اشتیانی پاسخی نمی دهد.ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی ایشان را به مناظره علمی دعوت می کند و منتظر می ماند ولی ایشان برای مناظره حاضر نمی گردد.از ایت الله حاج  شیخ مرتضی محامی شنیدم که در ایام اقامت در نجف در درس ایت الله خویی شرکت می کردم .از ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی پرسیدند گفتم کتاب عارف و صوفی چه می گویند ؟ را جدیدا  تالیف نمودند.و یک نسخه از ان را خدمت ایشان تقدیم کردم.پس از مطالعه کامل ان فرمودند:  این کتاب را مطالعه کردم  اشکالی در ان ندیدم.مودبانه و علمی مبانی فلسفی و عرفانی را نقد کرده است.این نکته نیز قابل ذکر است که ایت الله خویی در نجف سالها به تحصیل مبانی فلسفه و عرفان نزد ایت الله شیخ محمد حسین کمپانی و سیر و سلوک شرعی را نیز نزد حاج میرزا علی  اقا قاضی گذرانده و مدتها نیز در نجف به تدریس کتاب اسفار ملاصدرا اشتغال داشته است.
در کتاب عارف و صوفی چه می گویند ؟  ایت الله میرزا جواد اقا تهرانی مهمترین ادله فلسفه ملاصدرا در اصالت الوجود و سپس وحدت وجود را به صورت علمی به چالش کشیده است.
این نکته نیز حائز اهمیت است که ایشان سابقه تحصیلات مبانی فلسفی و عرفانی نزد اساتیدی  مانند حضرات ایات : شیخ مرتضی طالقانی.شیخ محمد تقی املی را داشته است و در مشهد نیز شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را در حضور جمعیت زیادی تدریس و  نقد می کرده اند.
ایت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی نیز از مجتهدین برجسته فلسفه و عرفان بود و سالها نیز نزد اساتید بزرگی به سیر و سلوک شرعی اشتغال داشت.از جمله نزد اقابزرگ حکیم و شیخ اسد الله عارف یزدی .قریب 40 سال به تدریس معقول در مشهد اشتغال داشت.ایشان مبانی 11 گانه فلسفه ملاصدرا را نقد کرده که موجود است.رساله معرفه النفس نیز تالیف نموده که مبانی فلسفی مادیها و کمونیستها .فلاسفه یونان.فلاسفه اسلامی و...طرح و نقد کرده و سپس مبانی و مختار خود را بیان نموده است.همچنین در اواخر عمر مدتی شرح اصول کافی ملاصدرا تدریس می نمود .ایشان اعتقاد داشت مبانی فلسفی عرفانی خاص ملا صدرا در ان بیان گردیده که انها را طرح و نقد می کرد.تقریراتی از این دروس موجود است.استاد واعظ زاده تا سال 1396 هش که بنده برای کنگره همایش ملی ایت الله شیخ مجتبی قزوینی این اثار ایشان را بیان کردم هیچ از ان تالیفات اطلاع نداشتند.فرمودند .من فکر نمی کردم ایشان اینقدر مسلط بر مبانی فلسفه و....باشد که بتواند علاوه بر طرح مبانی ملاصدرا انها را هم نقد کند.خیلی مهم است اگر می توانید حتما این اثار فلسفی ایشان را چاپ کنید .در اثبات مقام فلسفی ایشان بسیار مهم است
استاد واعظ زاده :
در حوزه علمیه قم. فلسفه اسلامی تدریس می شود.علامه طباطبایی فضلای زیادی را پرورش دادند.اصول فلسفه و روش رئالیسم توسط علامه طباطبایی مطرح و استاد مطهری با تحقیقاتی ان را به چاپ رساند.با فلسفه اسلامی به جنگ فلسفه مارکسیسم رفتند.شبهات جدید را با فلسفه می توانند پاسخ دهند .اما حوزه علمیه مشهد. منظور ایشان مکتب تفکیک. به رهبری ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان معارف  ایشان است.  با جمودی که در مبارزه با  فلسفه داشتند در این جهت کاری نتوانستند ارایه بدهند و جواب قانع کننده ای نداشتند.حال نیز باید حوزه مشهد از این جمود دست بردارند و دست از خشکی  به اسم معارف ال محمد علیهم السلام و مبارزه با فلسفه دست بردارند تا  مانند حوزه علمیه قم عمل کنند.تا بتوانند از دین دفاع کنند.حوزه علمیه قم اینقدر با حوزه علمیه مشهد تفاوت علمی   دارد.افکار  خود حاج شیخ مجتبی قزوینی که کتاب هم نوشته.منظور ایشان بیان الفرقان است. در حوزه ها نمودی نکرد و حالا هم نمودی ندارد .بلی  ایشان .یعنی  اقای حکیمی. مقداری  به این حرفها پر و بال داده است ولی فکر نمی کنم در بین حوزویان بروزی داشته باشد.
نقد
اتفاقا مکتب تفکیک به حوزه علمیه قم اشکال علمی وارد می کند که  در جهت رشد مبانی فلسفی و عرفانی اصطلاحی رایج و پیوند زدن ان به دین و قران و سعی در یکی جلوه دادن انها با یکدیگر ضربه علمی به پیکره حوزه علمیه زده است.جمود و تعصب در حفظ نظرات خاص فلاسفه و عرفایی چون ملاصدرا و محی الدین عربی به نام فلسفه و عرفان اسلامی که موارد متعددی از ان با عقل و نقل مخالفت دارد.و طرح انها با افتخار به عنوان برهان و کشف صحیح و بعد یکی دانستن این مبانی با دین اسلام ضربه ای مهلک بر پیکره دین اسلام است.مکتب تفکیک مدعی است روش فلسفی و روش عرفانی و روش دین و وحی سه روش مجزا و مستقل است و همیشه نیز نظرات و نتایج تفکر و مکاشفات افراد مختلف  .متعدد در می اید.بعد پیوند زدن این تفکرات به دین .هم به مکتب فلسفه ضرر می زند و جلو رشد ان را می گیرد و هم جلو رشد عرفان را می گیرد.و هم به دین ضربه می زند و ان را در معرض خطر زوال و فروپاشی قرار می دهد در میان متدیین .بنابراین پیشنهاد می دهد که این سه روش باید از هم تفکیک گردند تا هریک ارزش علمی خود را داشته باشد و راه خود را بروند.و به دین نیز ضربه ای وارد نشود.اما در مقام بحث علمی .به اصل تعقل و تفکر اعتقاد دارد.و تمام زیر بنای حرکات فکری خود را بر اساس عقل و تعقل قرار می دهد.و قتی با عقل به وحی رسید.از وحی نیز کمال استفاده علمی می نماید و به ان بی اعتنایی نمی کند.و تفکرات بشری فلاسفه و عرفا را با وحی در یک سطح ندیده و قصد یکی نمودن و پیوند با انها را ندارد.نظرات خاص فلاسفه و عرفا را و ادعاهای برهان انها را بررسی می نمایند.پس از مطالعه و تحقیق و اجتهاد در این نظریات به اشتباه علمی اکثر این نظریات پی برده و این مبانی را نقد می نمایند.هر چند که از قواعد مورد  قبول عقلا در فهم ایات وروایات و حل مشکلات علمی بهره می گیرند .ولی مبانی فلسفی و عرفانی که سستی ان مبانی برای انها ثابت شده است را در فهم وحی  و دین دخالت نمی دهند.
بنابراین نه تنها مکتب تفکیک باعث تنزل علمی حوزه علمیه مشهد نشده و جمود ندارد بلکه باعث رشد علمی حوزه گردیده و بحث اجتهاد در معقول را مطرح می نماید و از جمود بر فلسفه ملاصدرا و فصوص محی الدین عربی دیگران را نیز بر حذر می دارند.مکتب معارف عالی و دقیق میرزا مهدی اصفهانی انچنان است که وقتی بزرگترین فیلسوف خراسان اقابزرگ حکیم با بخشی از این مبانی به درستی اشنا می گردد می فرماید.عجب مطالب مهمی.عجب مطالب عرشی تا کنون از کسی نشنیده بودم و شاگردان خود را به شرکت در درس معارف میرزا تشویق می کند.و این درس را باعث رشد حوزه علمیه می داند.بنابراین اگر مکتب تفکیک درست معرفی شود و نظرات دقیق این مکتب تبیین گردد اکثریت محققین و  متفکران برجسته حوزوی و دانشگاهی در سطح دنیای اسلام جذب مکتب تفکیک می شوند.اجمالا شخصیتهای بزرگ حوزه های علمیه شیعه در حال حاضر از شاگردان درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی هستند .مانند ایت الله وحید خراسانی در حوزه علمیه قم که در صدر علما و مراجع تقلید  برجسته حوزه علمیه قم می باشند.و در حوزه نجف نیز ایت الله العظمی سیستانی در صدر علما و مراجع عالیقدر عراق  بلکه جهان تشیع هستند.پس از نوشتن کتاب مکتب تفکیک توسط استاد محمد رضا حکیمی  به سرعت  در میان محققان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی مطرح شده است و افکار بسیاری از متفکران را به خود اختصاص داده است.به طوری که شخصیتهای برجسته حوزوی و دانشگاهی که درست متوجه مقصود استاد حکیمی شدند از ایشان بسیار تجلیل نموده اند.بحث مکتب تفکیک بحث روز و زنده جریان فکری حوزوی و دانشگاهی است
در کتاب فقیه ازادگان. که ویژه نامه ایت الله شیخ هاشم قزوینی است.استاد غلامرضا جلالی استاد تراجم علمای شیعه و متخصص تاریخ   حوزه مشهد  .مقاله ای را به نام .بازگشایی حوزه  مشهد و شکل گیری  مکتب معارفی  .از صفحه 329 تا 360 این کتاب  نوشته است.در این مقاله به تلاش ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان ایشان در بازگشایی دوباره حوزه علمیه مشهد پس از شهریور 1320 اشاره نموده  و به جامعیت علمی و معنوی این بزرگان و تلاشهای خالصانه در جهت رشد علمی و معنوی حوزه و مبارزه با شبهات اعتقادی کمونیسم.احمد کسروی.شریعت سنگلجی.فلسفه غرب و....اشاره می کند که چگونه با این افکار باطل مبارزه کردند .و در میان شاگردان میرزا . نقش عمده مبارزه علمی را در این راه  به ایت الله شیخ مجتبی قزوینی می دهد که با ادله محکم علمی پاسخ انها را می دهد. .مطالعه این مقاله را به همه محققین توصیه می نمایم
استاد واعظ زاده :
ایت الله شیخ  کاظم دامغانی تحت تاثیر  معارف میرزا قرار نگرفته بود.
نقد
دکتر احمد مهدوی دامغانی اقا زاده بزرگ  ایت الله شیخ کاظم دامغانی که خود درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی شرکت کرده طی گفتگویی که  با ایشان داشتم فرمودند : پدرم سالها نزد اقابزرگ حکیم فلسفه اموخته بودند.در درس خارج اصول ایت الله میرزا مهدی اصفهانی  نیز سالها  شرکت کرده بودند .در درس معارف میرزا نیز شرکت کرده و معارف ایشان را  قبول داشتند.
حجه الاسلام والمسلمین فاضل کدکنی از مانوسین با ایشان فرمودند  که ایت الله شیخ کاظم دامغانی ضد فلسفه بود و علنی نیز ان را ابراز می داشت.
حجه الاسلام والمسلمین شیخ عبدالله یزدی از شاگردان معارفی ایت الله میرزا مهدی اصفهانی کتاب معارف قران را بر اساس همان مبانی مبانی معارفی  نوشت. ایت الله شیخ کاظم دامغانی بر ان تقریظ نوشت و این کتاب را تایید کردند.
استاد واعظ زاده :
بین اقا شیخ هاشم قزوینی و  اقا شیخ مجتبی قزوینی در فقه و اصول خیلی فاصله بود.اقا شیخ هاشم خیلی پخته  تر  بوده است.
نقد :
ایت الله  حاج سید محمد موسوی درودی از شاگردان فقه و اصولی هردو بزرگوار که سالها درس خارج ایت الله شیخ مجتبی قزوینی شرکت کرده بودند  فرمودند : تقریبا از نظر فقه و اصولی  تفاوتی دیده نمی شد و تقریبا هر دو در یک سطح بودند.              
ایت الله حاج شیخ غلامرضا دهشت نیز از شاگردان و مانوسان هر دو بزرگوار نیز همین نظر را داشتند.اما ایت الله سید عباس سیدان  که سالها در دو درس خارج این دو بزرگوار شرکت کرده بود.تصریح کردند :درس اقا شیخ مجتبی قزوینی از اقا شیخ هاشم قزوینی ادق بود .یعنی دقیقتر بود در فقه و اصول.  
 حتی درس خارج فقه و اصول ایت الله میلانی و ایت الله خویی نیز شرکت کردم ولی درس خارج ایت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی را ادق از همه اینها تشخیص دادم.ایشان فقیه اصولی بسیار برجسته ای بودند .استاد شیخ کاظم شانه چی که درس خارج ایت الله شیخ مجتبی قزوینی سالها شرکت کرده بودند.فرمودند ایشان در درس خارج خود نظرات شیخ انصاری.اخوند خراسانی .میرزای نایینی را بیان می کردند. استاد حیدر  رحیم پور ازغدی که درس خارج ایت الله شیخ هاشم قزوینی و ایت الله میلانی شرکت کرده بودند.  فرمودند: ایت الله شیخ مجتبی قزوینی در درس خود مبانی ایت الله شیخ محمد حسین کمپانی را مطرح و نقد می کرد .در درس ایت الله میلانی که مبانی ایت الله کمپانی را تدریس می کردند ما شاگردان اقا شیخ مجتبی قزوینی نقد ان مبانی را از استاد خود شنیده بودیم  و  به ان مبانی اشکال می کردیم البته  مستشکل از طرف ما شاگردان  ایت الله سید محمود  مجتهدی بود.حجه االاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد حکیمی نیز که کفایه جلد اول را نزد ایت الله شیخ هاشم قزوینی و جلد دوم کفایه را نزد ایت الله شیخ مجتبی قزوینی فرا گرفته است فرمودند.با اینکه حاج شیخ مجتبی قزوینی بیان درسی حاج شیخ هاشم قزوینی را نداشتند ولی بر کفایه مسلط بودند .و تفاوت چندانی  از نظر فقه و اصولی  میان دو استاد ندیده اند .
استاد واعظ زاده :
در حوزه علمیه قم. فلسفه اسلامی تدریس می شود.علامه طباطبایی فضلای زیادی را پرورش دادند.اصول فلسفه و روش رئالیسم توسط علامه طباطبایی مطرح و استاد مطهری با تحقیقاتی ان را به چاپ رساند.با فلسفه اسلامی به جنگ فلسفه مارکسیسم رفتند.شبهات جدید را با فلسفه می توانند پاسخ دهند .اما حوزه علمیه مشهد. مکتب تفکیک. به رهبری ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان معارف  ایشان.  با جمودی که در مبارزه با  فلسفه داشتند در این جهت کاری نتوانستند ارایه بدهند و جواب قانع کننده ای نداشتند.حال نیز باید حوزه مشهد از این جمود دست بردارند و دست از خشکی  به اسم معارف ال محمد علیهم السلام و مبارزه با فلسفه دست بردارند تا  مانند حوزه علمیه قم عمل کنند.تا بتوانند از دین دفاع کنند.حوزه علمیه قم اینقدر با حوزه علمیه مشهد تفاوت علمی   دارد.افکار  خود حاج شیخ مجتبی قزوینی که کتاب هم نوشته.منظور بیان الفرقان است. در حوزه ها نمودی نکرد و حالا هم نمودی ندارد .بلی  ایشان .یعنی  اقای حکیمی مقداری  به این حرفها پر و بال داده است ولی فکر نمی کنم در بین حوزویان بروزی داشته باشد.
نقد
اتفاقا مکتب تفکیک به حوزه علمیه قم اشکال علمی وارد می کند که  در جهت رشد مبانی فلسفی و عرفانی اصطلاح رایج و پیوند زدن ان به دین و قران و سعی در یکی جلوه دادن انها با یکدیگر ضربه علمی به پیکره حوزه علمیه زده است.جمود و تعصب در حفظ نظرات خاص فلاسفه و عرفایی چون ملاصدرا و محی الدین عربی به نام فلسفه و عرفان اسلامی که موارد متعددی از ان با عقل و نقل مخالفت دارد.و طرح انها با افتخار به عنوان برهان و کشف صحیح و بعد یکی دانستن این مبانی با دین اسلام ضربه ای مهلک بر پیکره دین اسلام است.مکتب تفکیک مدعی است روش فلسفی و روش عرفانی و روش دین و وحی سه روش مجزا و مستقل است و همیشه نیز نظرات و نتایج تفکر و مکاشفات افراد مختلف. .متعدد در می اید.بعد پیوند زدن این تفکرات به دین .هم به مکتب فلسفه ضرر می زند و جلو رشد ان را می گیرد و هم جلو رشد عرفان را می گیرد.و هم به دین ضربه می زند و ان را در معرض خطر زوال و فروپاشی قرار می دهد در میان متدیین .بنابراین پیشنهاد می دهد که این سه روش باید از هم تفکیک گردند تا هریک ارزش علمی خود را داشته باشد و راه خود را بروند.و به دین نیز ضربه ای وارد نشود.
اما در مقام بحث علمی .به اصل تعقل و تفکر اعتقاد دارد.و تمام زیر بنای حرکات فکری خود را بر اساس عقل و تعقل قرار می دهد.وقتی با عقل به وحی رسید.از وحی نیز کمال استفاده علمی می نماید و به ان بی اعتنایی نمی کند.و تفکرات بشری فلاسفه و عرفا را با وحی در یک سطح ندیده و قصد یکی نمودن و پیوند با انها را ندارد.نظرات خاص فلاسفه و عرفا را و ادعاهای برهان انها را بررسی می نمایند.پس از مطالعه و تحقیق و اجتهاد در این نظریات به اشتباه علمی اکثر این نظریات پی برده و این مبانی را نقد می نمایند.هر چند که از قواعد مورد  قبول عقلا در فهم ایات و روایات و حل مشکلات علمی بهره می گیرند .ولی مبانی فلسفی و عرفانی که سستی ان مبانی برای انها ثابت شده است را در فهم وحی  و دین دخالت نمی دهند.
بنابراین نه تنها مکتب تفکیک باعث تنزل علمی حوزه علمیه مشهد نشده و جمود ندارد بلکه باعث رشد علمی حوزه گردیده و بحث اجتهاد در معقول را مطرح می نماید و از جمود بر فلسفه ملاصدرا و فصوص محی الدین عربی دیگران را نیز بر حذر می دارند.مکتب معارف عالی و دقیق میرزا مهدی اصفهانی انچنان است که وقتی بزرگترین فیلسوف خراسان اقابزرگ حکیم با بخشی از این مبانی به درستی اشنا می گردد می فرماید.عجب مطالب مهمی.عجب مطالب عرشی تا کنون از کسی نشنیده بودم و شاگردان خود را به شرکت در درس معارف میرزا تشویق می کند.و این درس را باعث رشد حوزه علمیه می داند.بنابراین اگر مکتب تفکیک درست معرفی شود و نظرات دقیق این مکتب تبیین گردد اکثریت محققین و  متفکران برجسته حوزوی و دانشگاهی در سطح دنیای اسلام جذب مکتب تفکیک می شوند.اجمالا شخصیتهای بزرگ حوزه های علمیه شیعه در حال حاضر از شاگردان درس معارف ایت الله میرزا مهدی اصفهانی هستند .مانند ایت الله وحید خراسانی در حوزه علمیه قم که در صدر علما و مراجع تقلید  برجسته حوزه علمیه قم می باشند.و در حوزه نجف نیز ایت الله العظمی سیستانی در صدر علما و مراجع عالیقدر عراق  بلکه جهان تشیع هستند.پس از نوشتن کتاب مکتب تفکیک توسط استاد محمد رضا حکیمی  به سرعت اندیشه تفکیک  در میان محققان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی مطرح شد و افکار بسیاری از متفکران را به خود اختصاص داد .به طوری که شخصیتهای برجسته حوزوی و دانشگاهی که درست متوجه مقصود استاد حکیمی شدند از ایشان بسیار تجلیل نموده اند.بحث مکتب تفکیک بحث روز و زنده جریان فکری حوزوی و دانشگاهی است.پایان نامه هایی در سطح دکترا در دانشگاه های اروپایی مثل سوربن فرانسه در مورد مرحوم ایت الله  میرزا مهدی اصفهانی و مکتب تفکیک ارایه گردیده است.
در کتاب فقیه ازادگان. که ویژه نامه ایت الله شیخ هاشم قزوینی است.استاد غلامرضا جلالی استاد تراجم علمای شیعه و متخصص تاریخ   حوزوه مشهد  .مقاله ای را به نام .بازگشایی حوزه  مشهد و شکل گیری  مکتب معارفی  .از صفحه 329 تا 360 نوشته است.در این مقاله به تلاش ایت الله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان ایشان در بازگشایی دوباره حوزه علمیه مشهد پس از شهریور 1320 اشاره نموده  و به جامعیت علمی و معنوی این بزرگان و تلاشهای خالصانه ایشان  در جهت رشد علمی و معنوی حوزه و مبارزه با شبهات اعتقادی کمونیسم.احمد کسروی.شریعت سنگلجی.فلسفه غرب و....اشاره می کند که چگونه با این افکار باطل مبارزه کردند .و در میان شاگردان میرزا . نقش عمده مبارزه علمی را در این راه  به ایت الله شیخ مجتبی قزوینی می دهد که با ادله محکم علمی پاسخ انها را می دهد. .مطالعه این مقاله را به همه محققین توصیه می نمایم.استاد محمد حکیمی که حدود 6 سال درس معارف ایت الله شیخ مجتبی قزوینی شرکت کرده اند درباره اهمیت این درس می فرمایند : این درس بسیار مفید و سازنده بود و شمار زیادی از افراد در این درس شرکت می کردند .حتی برخی از بازاریان درس خوانده و فرهنگیان و دانشگاهیان حضور می یافتند .بحثها و اشکالها و جوابهای فراوانی پیش و پس از درس صورت می گرفت که بسیار ارزنده بود.از بحثهای بسیار مهم ان دوره .بحث توحید و مبانی و روش خداشناسی و معاد و نبوت و بحث نفس و  روح در مکاتب الهی و مادی بود .در بحث توحید .رد مبانی مادی ها و منطق دیالکتیک .اثبات ادراکات عقلی .روح و ماورای ماده به طور مشروح صورت می گرفت و برای درس اموزان بسیار پرفایده و ارزشمند بود.
 
 
استاد واعظ زاده :
مکتب تفکیک .می گویند خلفای عباسی فلسفه یونان را برای این از یونان وارد محیط اسلامی کردند که در خانه اهلبیت را ببندند.سپس استاد واعظ زاده  این ادعا را نادرست اعلام می نمایند.
نقد
علاوه بر بزرگان  مکتب تفکیک .مشاهیر برجسته مدافع فلسفه اسلامی نیز چنین مضمونی را قبول  داشته و اعلام نموده اند. مانند علامه طباطبایی در  تفسیر المیزان جلد 5 صفحه 2
79 و همچنین ایت الله مصباح یزدی  در کتاب اموزش فلسفه جلد اول صفحه 33  .
استاد واعظ زاده :
در بحث اراده خدا.حق با فلاسفه است که می گویند : علم خدا به اصلح است و خدا فاعل بالعنایه است نه بالاراده و مقصود از اراده همان عنایت اولی است.
نقد
این مطلب فلاسفه مورد قبول نیست.خداوند متعال فاعل بالاراده است.خداوند ذاتا مختار است و قدرتمند و توانا است.اگر بخواهد فعلی را انجام می دهد و اگر بخواهد ترک می کند.اعمال قدرت خدا را. اراده .می نامیم.ارادته فعله.که در روایات به ان تصریح شده است.
استاد واعظ زاده و بحث وحدت امت  اسلامی   و تقریب بین مذاهب اسلامی :
استاد واعظ زاده. اخلاقی خوش داشت.با همه مهربان و صمیمی و متواضع بود.دوست داشت همه مسلمین با یکدیگر مهربان و صمیمی باشند و برادری و اخوت اسلامی در میان انان حکمفرما باشد.عاشق صلح و صفا و صمیمیت بود.دوست داشت عزت مسلمین را ببیند.دشمن حسادت و کینه بود.علت گرفتاری مسلمین را جهل و نادانی نسبت به اوضاع و احوال  یکدیگر و تصورات غلط و نادرست از افکار و عقاید و فقه و احادیث و...انها می دانست.اختلاف و تنش بین  انها را باعث ضعف  مسلمانان در مسائل فرهنگی  اقتصادی.سیاسی.اجتماعی .نظامی و.....می دانست.اری اینچنین بود که از این اختلافات بین مسلمین که باعث تنش می شد بسیار رنج می برد و روح لطیفش را ازرده می ساخت.لذا  تصمیم گرفت که تا حد توان در جهت رفع این اختلافات و درگیریهایی که اخوت و برادری بین مسلمین را از بین می برد تلاش نماید.طلبه جوانی بود که مجله رساله الاسلام از دار التقریب مصر برای پدرش که بهترین واعظ و خطیب مشهد بود مرتب ارسال می شد.و ایشان مرتب انها را مطالعه می کرد.در این مجله  کسانی از دو طرف علمای شیعه و سنی که فکر تقریبی داشتند که اختلافات  مذهبی را کاهش دهند و اتحاد مسلمین را توسعه دهند مقاله می دادند .از جمله علمای بزرگ شیعه که در این مجله مقاله می دادند حضرات ایات : علامه سید عبدالحسین شرف الدین صاحب کتاب المراجعات.علامه سید محسن امین صاحب کتاب اعیان الشیعه .علامه شیخ محمد جواد مغنیه.علامه ایت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطا بودند.ایت الله بروجردی نیز طرفدار این دار التقریب بود و از ان حمایت می کرد.و بعدها مشخص شد که بودجه مجله رساله الاسلام توسط ایشان تامین می شد.به دستور ایت الله بروجردی حدیث ثقلین  از کتابهای معتبر  اهل سنت جمع اوری شد و به دارالتقریب ارسال شد.شیخ الازهر مصر شیخ محمود شلتوت با توجه به این مدرک مهم .که شیعه فقه خود را مستند به اهلبیت نموده و پشتوانه مراجعه خود به عترت را حدیث ثقلین اعلام نموده بود فتوا به جواز عمل به مذهب  شیعه داد که کاری بسیار بزرگی بود.استادواعظ زاده در حدود 11 سال شاگرد ایت الله بروجردی بود.و جزو شاگردان فاضل و برجسته و مورد عنایت خاص ایشان بود.ایشان جزو یکی از فضلا و محققینی بود که کتاب جامع احادیث الشیعه را زیر نظر و به  دستور ایت الله بروجردی جمع اوری و چاپ کردند.در اجازه نقل حدیثی که ایت الله بروجردی برای ایشان نوشته اند  در تجلیل از ایشان این عبارات علمی را ذکر نموده اند : فان الشیخ العالم الفاضل الکامل المتتبع الماهر المحقق الفاحص المعتمد مولانا الشیخ محمد نجل الفاضل الخطیب الواعظ الشهیر الحاج الشیخ مهدی الخراسانی المشهدی واعظ زاده دامت برکاته و زیدت افاضاته لما بلغ الی ما اراده من الفضائل و بالغ فی الجد و الجهد لتحقیق المسائل اراد التاسی بالسلف الصالح و انخراط نفسه فی سلسله الرواه الاحادیث و لحسن ظنه بی استجازنی فرایت اجابته فریضه .ایت الله بروجردی  به فقه اهل سنت  اهتمام زیادی  داشت.ایت الله بروجردی اصرار داشت که مرجعیت علمی اهلبیت را باید برای اهل سنت جا انداخت.استاد واعظ زاده در یک جلسه سخنرانی در دفتر تبلیغات اسلامی مشهد فرمودند : من مطلب استادم ایت الله بروجردی را گفتم که ایشان اصرار داشتند که با اهل سنت که بحث علمی می کنید سعی کنید مرجعیت علمی اهلبیت را جا بیاندازید .بحث خلافت و...را بگذارید برای اخر کار.عده ای به من تهمت زدند که اقای واعظزاده به ایت الله بروجردی نسبت دروغ می دهد هرگز اقای بروجردی چنین حرفی نمی زند.بعد تحقیق کردند دیدند حرف من درست بوده و از من معذرت خواستند.وقتی سخن ایت الله بروجردی را بیان کردم. برخی برایشان سو تفاهم پیش امده و عده ای پشت سر من حرف زدند که آقای واعظ زاده غصب خلافت امیرالمومنین علیه السلام  را قبول ندارد و لعن دشمنان اهلبیت را قبول ندارد.از کجا چنین حرفهایی می زنید.؟ من کجا گفتم غصب خلافت را قبول ندارم.من هم غصب خلافت را قبول دارم و دشمنان اهلبیت را  لعن می کنم.در ان جلسه فرمودند که  انهایی که با روایات انس دارند و اهل مطالعه هستند می دانند که روایتی داریم  که کسانی که مسلمان هستند و محبت اهلبیت را دارند در روز قیامت اهل نجات هستند و  به بهشت می روند.من خودم چون این روایت را در مجموعه رسائل اعتقادی علامه مجلسی رحمه الله علیه دیده بودم .در همان حین سخنرانی استاد تایید کردم.بعد از اتمام سخنرانی ایشان .خدمت ایشان رسیدم و عرض کردم که این حدیث در مورد کسانی است که حق به انها نرسیده و  امامت اهل بیت برای انها ثابت نشده است  و الا  اگر ثابت می شد تبعیت می کردند و شیعه می شدند .به اصطلاح مستضعف فکری هستند .و اگر از کسانی باشند که  حق به انها رسیده  یعنی  امامت اهلبیت برای انها ثابت  شده است در عین حال لجاجت و عناد می کنند از پذیرش امامت و اطاعت از انها منحرف و باطل و جهنمی هستند.استاد واعظ زاده فرمودند : بله حتما همینطور است.شکی در ان نیست.
بعد از انقلاب .مجمع جهانی تقریب بین مذاهب تاسیس شد و از سوی ایت الله خامنه ی.استاد واعظ زاده خراسانی به سمت مدیرکلی مجمع جهانی تقریب ببن مذاهب  منصوب گردید .از ان سال فعالیتهای تقریبی ایشان بیشتر شد .مصاحبه های مختلف و متعدد در این رابطه انجام گرفت.که در کتابی به نام .پیام وحدت. .مجموعه مصاحبه های دبیرکل مجمع جهانی تقریب شده است.که مطالب بحث تقریب بین المذاهب را از همین قسمت برای شما عزیزان نقل نموده و  نمایم.
استاد واعظ زاده می فرمایند :
اصول دین اسلام از سه قست تشکیل یافته است : توحید .نبوت و معاد.
بقیه از اصول مذهب است.
بحث اعتقاد به امامت اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام جزو اصول مذهب شیعه است.
کسانی که اصول دین اسلام یعنی توحید.نبوت  و معاد را قبول دارند.و در فروع فقهی .به اصل نماز.روزه.حج.جهاد.خمس.زکات.امر به معروف و نهی از منکر.معتقد هستند مسلمان هستند.و جان و مال و ناموسشان محترم است.و عقد اخوت و برادری اسلامی بین انها برقرار است.
اگر کسی امامت اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام برای او ثابت شود.اعتقاد و التزام به این اعتقاد  واجب است و اگر با فرض اثبات امامت اهلبیت. از پذیرش امامت و اطاعت و تبعیت از انها سر پیچی کند.منحرف و جهنمی است.
دشمنان اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام منحرف از اسلام هستند.
مستضعفین فکری از مسلمانان یعنی کسانی که امامت اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام برای انها ثابت نشده و اگر ثابت می شد به امامت انها ملتزم و از انها اطاعت و تبعیت می کردند اهل نجات و بهشتی هستند
غیر از شیعه از سایرفرق مسلمین اکثریت مسلمانان نیز محبت اهلبیت را دارند.در میان اهل سنت تا حدود 80 درصد جزو سلسه های مختلف صوفیه هستند که سلسله طریقت خود را به امیرالمومنین علی علیه السلام می رسانند.و به اهلبیت محبت دارند.
وهابیت .فرقه نوساخته ای است که در حدود دو قرن اخیر به وجود امده است و  انگلیس به شدت از انها حمایت می کند .وهابیت .وحدت مسلمین را به هم می زنند و شیعه و سنی را تکفیر می کنند.اینها لکه ننگ جهان اسلام هستند.تسلط وهابیت بر دنیای اسلام .یک فاجعه بزرگ و یک تراژدی غم انگیزی است و می توان ان را با سلطه مغولها بر کشورهای اسلامی تشبیه کرد.
اهداف مجمع جهانی تقریب  :
زدودن اختلافات مذهبی مسلمانان و ایجاد همکاری بین رهبران و  پیروان مذاهب اسلامی است تا انان همدیگر را مسلمان بدانند و بدون اینکه  مذهب خود را کنار بگذراند.به برادری و اخوت اسلامی باز گردند.این هدف ما است ولی وحدت سیاسی و فرهنگی و ارتقا روح برادری اسلامی هم در راستای فعالیتهای مجمع قرار دارد.
هدف ما نزدیک ساختن دیدگاه های علمای مذاهب اسلامی در زمینه های مشترک بین مذاهب است.زیرا فرق اسلامی نقاط مشترک بسیاری در فقه .اصول.کلام.اخلاق.حدیث و فرهنگ اسلامی دارد
هدف کلی این است که مسلمانان خودشان را یک امت حساب کنند و به شرایط این امت واحده و اخوت اسلامی ملتزم باشند و اسلام و مسلمین را از همه بلایا و مصایب حفظ کنند
منظور ما وحدت در مذهب نیست.بلکه مراد وحدت در احساس مسولیت مشترک در برابر اسلام و مسلمین است .این احساس باید  بین دولت و مردم .حاکم و رعیت وجود داشته باشد.
از لکه های ننگ و تاریک دوران بنی عباس همان به شهادت رسانیدن امامان معصوم و اولاد پیغمبر به دست خلفا و نیز گسترش بساط لهو و لعب و شهوترانی و میگساری است کما اینکه  از تاریکترین نقاط دوران بنی امیه فاجعه کربلا و پس از ان فاجعه شهادت زید بن علی بن الحسین است که هر کدام اثر خود را گذاشت:
شهادت امام حسین به حکومت ال ابی سفیان و شهادت زید بن علی به حکومت ال مروان پایان داد و هردو جنایت و جنایات مشابه ان زمینه برای تبلیغات ال عباس و روی کار امدن انان فراهم کرد.
در جلسه ای با دوست عزیزم جناب آقاشیخ روح الله عربشاهی خدمت استاد واعظ زاده بودم استاد واعظ زاده فرمودند: من مقید به خواندن زیارت عاشورا هستم و بنی امیه را که امام حسین علیه السلام و اهل بیت را به شهادت رساندند لعن می کنم.
در کتاب انقلاب اسلامی و امام خمینی که مجموعه مقالات استاد محمد واعظ زاده خراسانی است و به چاپ رسیده است؛ استادواعظ زاده در چند صفحه اول کتاب .
مروری اجمالی  به تاریخ اسلام می کنند که در اینجا بخشهای مختصری از ان را تقدیم می نمایم:

مروری اجمالی به تاریخ اسلام از دیدگاه استاد واعظ زاده:
مسلمانان با شهادت علی علیه السلام پا به دوران تاریک و تلخی گذاشتند که قریب یک قرن ادامه یافت  دوران حکمرانی بنی امیه با دو تیره سفیانی و مروانی اش.
تحول چهارم .بنابراین اغاز خلافت بنی امیه است که نه تنها شیعیان خاص علی علیه السلام  که دوستان و طرفداران  عام اهلبیت یعنی اکثریت قریب به اتفاق مسلمانها از ان رنج بردند.
در تحول پنجم راجع به خلافت بنی عباس در بخشی از ان استادواعظ زاده می نویسد :
از لکه های ننگ و تاریک دوران بنی عباس همان به شهادت رسانیدن امامان معصوم و اولاد پیغمبر به دست خلفا و نیز گسترش بساط لهو و لعب و شهوترانی و میگساری است کما اینکه  از تاریکترین نقاط دوران بنی امیه فاجعه کربلا و پس از ان فاجعه شهادت زید بن علی بن الحسین است که هر کدام اثر خود را گذاشت :
شهادت امام حسین به حکومت ال ابی سفیان و شهادت زید بن علی به حکومت ال مروان پایان داد و هردو جنایت و جنایات مشابه ان زمینه برای تبلیغات ال عباس و روی کار امدن انان فراهم کرد.
در جلسه ای با دوست عزیزم جناب اقاشیخ روح الله عربشاهی   خدمت استاد واعظ زاده  بودم .استاد واعظ زاده فرمودند : من مقید به خواندن زیارت عاشورا هستم و بنی امیه را که امام حسین علیه السلام و اهلبیت را به شهادت رساندن لعن می کنم.
در پایان عمر استاد واعظ زاده در مجله حوزه با ایشان مصاحبه ای کرده بودند که شایع شد ایشان از بنی امیه تعریف و تمجید کرده اند.خدمت استاد رسیدم و در این مورد توضیح خواستم.ایشان فرمودند من گفته ام بنی امیه در زمان حکومتشان کارهای منفی  زیادی کرده اند .در کنار ان به حسب ظاهر  برخی کارهای  مثبت  نیز انجام داده اند.
به ایشان عرض کردم هر حکومتی سر کار بیاید برای تثبیت خودش به حسب ظاهر خدماتی انجام می دهد تا مردم را به خود جذب کند.حالا یا واقعا با نیت خیر و الهی یا نیت ظاهر سازی و فریب کاری و...با توجه به جنایات بنی امیه نسبت به اهلبیت و قراین و شواهد ..ظاهرا انها نیت خیر و خدمت به مسلمانان نداشته اند.ایشان فرمودند.بله .نظر من هم همین است
رحلت استاد :
مجالست و هم صحبتی با استاد واعظ زاده  که استاد حوزه و دانشگاه و یکی از شخصیتهای کم نظیر اسلامی معاصر بود که خاطرات زیادی از اساتید و بزرگان حوزوی در حافظه خود داشت به اضافه مکارم اخلاق ایشان از حسن خلق.تبسم بر لب.تواضع .گرم و گیرایی .میهمان نوازی .مهربانی و صمیمت ایشان و خوش صحبتی و خوش گعده بودن استاد واعظ زاده فرصت گرانبهایی بود که می توانستم گاه و بیگاه  به محضر ایشان رسیده و از محضر ایشان استفاده کنم.ایشان جواهر کم نظیری بود که بسیاری در حوزه و دانشگاه  قدرش را نمی دانستند چه برسد به عموم مردم.با استاد مانوس بودم و از این  انس دلخوش و شاد.سالها گذشت تا روزی خبری شنیدم که استاد به بیمارستان رفته و چند روزی  بستری گردیدند و سپس به منزل برگشته اند.نگران حال ایشان شدم به منزل ایشان تلفن کردم و احوال  استاد را پرسیدم .فرمودند.الحمدلله بهتر هستم.خوشحال شدم.مدتی نگذشته بود که باز مطلع شدم که حال استاد وخیم شده است و بالاخره  استاد در ایام ولادت پیامبر اسلام  و هفته وحدت در روز 28 اذر سال 1395 هش در گذشت.ابتدا خبر رحلت استاد را باور نکردم ولی پس از تحقیق متوجه شدم خبر صحت دارد.بسیار متاثر و محزون شدم .اشک بر چشمانم جاری شد.در هوای سرد از مهدیه خیابان تهران مراسم تشییع جنازه استاد اغاز شد.و ناباورانه  پیکر بی جان استاد را همراه با علما و عموم مردم همراهی کردم.تا در حرم مطهر رضوی ایشان رانزد ضریح مطهر امام رضا علیه السلام برده و پیکر را  طواف دادند .موقع نماز میت ایشان  شد.من که از مهدیه خیابان عکس استاد را به عنوان یادگار گرفتم در همان صف اول نمازگزاران در حالیکه  عکس استاد  در دستم بود. نماز برپیکر  ایشان را خواندم .بعدها عکسهایی از مراسم  نماز ایشان منتشر شد که از جمله عکس اینجانب نیز به یادگار ثبت شده است.سپس مراسم تشییع ادامه یافت.مراسم تدفین ایشان نیز همراه با روضه و توسل به اهلبیت  و اگر اشتباه نکنم با خواندن زیارت عاشورا در نزدیکی مقبره شیخ بهایی در حرم مطهر رضوی به اتمام رسید.خادم با اخلاص امام رضا علیه السلام که سالیان بسیار مدیر گروه قران و اقتصاد بنیاد پژوهشهای استانقدس رضوی بود در جوار امام رضا علیه السلام به خاک سپرده شد. سپس سنگ لحد استاد گذاشته شد و ناباورانه بر سر مزارش حاضر شدم  و فاتحه و اخلاصی برای استاد خواندم.هر چند پیکر استاد واعظزاده از چشمها پنهان شد ولی یادش در قلوب دوستان همیشه  به یادگار می ماند.همانگونه که امیرالمومنین علی علیه السلام درباره علما فرموده اند :  اجسادهم مفقوده و اعیانهم فی القلوب موجوده.بعد از رحلت استاد. دوست داشتم یک بار دیگر چهره استاد را ببینم که الحمدلله موفق شدم .استاد واعظ زاده را در خواب  دیدم که چهره اش حدود 20 سال جوانتر شده  شاداب و با نشاط است .روحش شاد و یادش گرامی باد.
منابع مقاله :
کتاب فقیه ازادگان .مصاحبه با استاد واعظ زاده.همچنین اخر کتاب
پیام وحدت.مصاحبه های دبیر کل مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی با رسانه ها و شخصیتهای داخل و خارج از کشور .استاد محمد واعظ زاده خراسانی
مجله اندیشه حوزه.سال پنجم.شماره سوم.اذر و دی 1378 هش .ویژه مکتب تفکیک .مصاحبه با استاد واعظ زاده .
مجله کیهان فرهنگی.شماره 259.ادریبهشت 1387 هش.فقیه نواندیش .حاج شیخ هاشم قزوینی.مصاحبه با استاد واعظ زاده
امام خمینی و انقلاب اسلامی .مجموعه مقالات .محمد واعظ زاده خراسانی
مجله مطالعات اسلامی شماره 60.تابستان 1382 ه.ش .زندگی نامه استاد محمد واعظ زاده خراسانی به قلم عباسعلی سلطانی
 خاطرات و گفتگوهای اینجانب  با استاد واعظ زاده .حداقل از سال 1387 هش تا رحلت ایشان
کد مطلب ۳۷۹۴۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما