۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۴۲
به مناسبت سالروز رحلت حضرت ختمی مرتبت "محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم"

باور کنیم سکه به نام "محمد (ص)" است

باور کنیم سکه به نام "محمد (ص)"  است
میترا یمینی/ سرویس هنر خبرگزاری رضوی
به سلام آمدگان حرم مصطفوی، در سالروز عروجش مهمان حریم کبریایی آن ناز نازان آفرینش می شوند و در چله خلوت خود آن فخر جهان خلقت رامی ستایند درحالیکه محزونند از سالروز عروجش که دست اهل زمین کوتاه شد از وجود پاک نبی اکرم (ص).
احمد عالم در آسمانها و زمین ستایش شد آن زمان که قدم برکره خاکی گذاشت تا دنیای در گمراهی مانده را، هدایت گر شود.آمنه عزیز، ارزشمندترین خلایق را بدنیا آورد و محمد این بهانه آفرینش در دامان پاک مادر و جدش عبدالمطلب سفر زندگی را گام به گام آغاز کرد.بیایید برویم تا آخرین حج رسول خدا (ص).
همسفرانش روایت کرده اند که در مکه و نیز در غدیر خم یاران را بسیار فرمود که این حج آخر من است. حبیب خدا پیوسته در آخرین ماه حیات خود می فرمود:
«فراق نزدیک شده و بازگشت به سوی خداست. نزدیک است که فرا خوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم».

در غدیرخم
آن گاه که علی (ع) را به جانشینی خویش معرفی فرمود یاران را وصیت نمود که:
«من دو چیز گران در میان شما می گذارم و می روم: کتاب خدا و عترتم؛ و خداوند لطیف و آگاه مرا خبر داد که این هر دو هرگز جدا نخواهند شد تا کنار حوض کوثر که برمن وارد شوند. هان ای یاران! بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».
همسفران آخرین حج رسول خدا (ص) گفته اند:
پیامبر (ص) در هنگام رمی جمرات فرمود: «مردم! مناسک خود را از من فرا بگیرید، شاید بعد از امسال دیگر نتوانم به حج بیایم و هرگز مرا در این جایگاه نخواهید دید».
در آن واپسین ایام حیاتش به پیامبر (ص) خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما بسیار اندوهگین و نگرانند.
پیامبر در مسجد آرام و مطمئن فرمود:
«هان ای مردم! به من خبر داده اند شما از مرگ من در هراسید. آیا پیش از من پیامبری عمر جاودان داشته؟ آگاه باشید من نیز چون دیگر پیامبران به رحمت پروردگارم خواهم
پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد».

در آخرین روزهای قبل از رحلت، پیام آور نور و رحمت محمد(ص) پس از نماز صبح در مسجد فرمود:
«ای مردم! آتش فتنه ها شعله ور گشته و فتنه ها چون پاره های امواج تاریک شب روی آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر برمن درمی آیید. آگاه باشید آن زمان درباره ثقلین از شما می پرسم پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید؟»
اینک پیامبر (ص) در بستر بیماری است تب و درد بیماری جان پیامبر (ص) را خسته کرده، ام سلمه همسر پیامبر (ص) دیگران را گفت که علی را بگویید بیاید. چرا که چندی قبل پیامبر (ص) چون به هوش آمد فرمود: برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید.
چون علی (ع) آمد پیامبر (ص) مدتی با ایشان رازها گفت و از هوش رفت. حسن و حسین علیهماالسلام بی تاب خود را بر جسم پیامبر (ص) انداختند.علی (ع) خواست که مانع شود. چون
رسول خدا (ص) به هوش آمد فرمود: علی جان! آن دو را واگذار تا ببویم.
این جان خسته آرام آرام به سوی آسمان می رفت.پیامبر (ص) سر بر دامان دوست و برادر خود علی (ع) جان را به جان آفرینِ مهربان تسلیم کرد.

اما این پایان حیات محمد (ص) نبود. حیات محمد (ص) تا پایان دنیا باقی است. هر روز در سراسر عالم نام زیبای محمد (ص) از ماذنه ها شنیده می شود. دین اسلام  کمال دین هاست و محمد (ص) کامل ترین دین را به عالم تقدیم کرد.
عطر وجود محمد (ص) درشامه عالم می پیچد آن گاه که نام زیبای احمد برزبان ها جاری شود.
این عطر عطر سلسله رازیانه هاست
هرشب شب محمدی عاشقانه هاست
گل ها که وا شدند به بوی تو وا شدند
بوی تو در محمدی گل، بهانه هاست.
ای محمد (ص) ! جان عالم به فدایت کیست جز تو محبوب تر درعرش؟ تو محبوب رب العالمینی و فخر عالم امکان. درود خدا بر تو یاد محمد و بر خاندان پاکت.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.


 
کد مطلب ۳۶۱۵۷
برچسب ها
حضرت محمد (ص)
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما