۰
تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۴
یاداشت اختصاصی؛

سیدالشهدا و شهر بی آشوب

مجتبی گیوه چی/ پژوهشگر مطالعات شهری
سیدالشهدا و شهر بی آشوب
فرهنگ/ یک .شهرهابیش ازهرچیز به یک تاترمی مانند آنات ولحظات حیات جمعی شهردرذهن وضمیرشهروندان آفریده می شوند والبته شهر، مانندتاتری تعاملی است  که تماشاگران [شهروندان ] هم زمان ، درآن نقش می آفرینندو به تماشاآنچه خودساخته اند( شهر) می نشینند.
دو .اگردرشهرمشهدچرخی بزنی به تامل  درخواهی یافت ، عرصه عمومی وعرصه نمایش وحضورمردم، آرام آرام دستخوش تهدیدو تحدید شده است وشهرازمکانی برای زندگی جمعی  به عرصه کنترل ومحدودیت زندگی جمعی  مردم بدل شده است ومردم دربرساختن شهرنقش اندکی   ایفا می کنندوالبته چون نقشی درساختن شهرشان ندارندکم ترین تعلق رابدان دارند ونسبت به اغلب شهرهای تاریخی - بنابرنظرسنجیهای اخیر-کمترین حس تعلق رامشهدیهانسبت به  مشهددارند.
 عقب نشینی هرروزه ی فضای عمومی دربرابر فضاهای حاکمیتی وتجاری وامنیتی   ، فضای زندگی جمعی  شهرمشهد را روزبروزنحیف تر  کرده  است .
سه .تجربه زیارت هم   که  درطول  تاریخ ، روح  زندگی وهم زیستی ومدارارابادیگری [مذهبی ونژادی ]را  دراین شهردمیده بود ویک مواجهه انسانی ومعنوی ، میان  انسان  وامرمتعالی را شدنی کرده بودوتجربه ای شیرین وخاطره آفرین برای مجاوروزایرآفریده بود ،اینک درچنگ مناسکی  خشک  وتکراری فرو افتاده است و درفقدان مدارای دینی ونژادی و محدودیت های اعتقادی وملاحظات سیاسی  و مضایق کالبدی  ومعماری گرفتارآمده  است و کارکردش  درتولیدمعنا برای شهر کمرنگ شده است . (1)
زیارت اینک ازیک سلوک وسفرمعنوی وترتیب وآدابی ایمانی ،  همراه   بالذت وتفرجی انسانی به گردش وسیاحتی ،تفریحی   تبدیل شده است .
چهار. حالا محرم رسیده است وسیدالشهدا ازمیان غبارروزمرگی برآسمان شهر،باریده است  .
آشوب وتلاطمی  درجان وجسدشهرافتاده است یک بی قراری شگفت و تکان دهنده !
هرچه شهربرروزمرگی و ابتذال تکرار ،زیسته است ، حسین ،اینک   شهررا  درخرق عادتی زلزه له گون  افکنده است و تموجی درصورت وسیرت شهر انداخته است .
اگرقدمی دررگ وپی شهربزنی، تصاویری راخواهی دیدکه جزدرمحرم باآنها روبرونمی شوی  : شهری که حسینیه شده است و حسینیه ای که  اکنون به وسعت یک شهر است !
کوچه هایی می بینی  باکتیبه هایی عاشورایی برستونهای  درختانش ، شکل وفرم  حسینیه برخودگرفته اندوشهر،ناگهان با معماری ازجنس بی قراری، دوباره متولدشده است .
هرچه به عاشورانزدیک می شوی، شهرآهسته آهسته به زمان صفر نزدیک می شود به  لحظه حضور ، لحظه تولدازمیان تکراروروزمرگی ....
درسایه حضور، راه بردیدن ودیدارگشوده شده است ومردم بامردم، چهره درچهره ونفس درنفس روبرومی شوندوشهربه برکت محرم ،ناگاه به گفتگو نشسته است  وبه زیارت وملاقات  خویش نایل آمده است .
پنج . شهرپساعاشورایی ، شهری صبورتردرگفتگو ورواداری  است طرفه آنکه  شهرپس  ازعاشورا  که  توجه ،دیدن وپذیرش  دیگری راتمرین کرده است ،شهری  اخلاقی ترهم هست مع الاسف با نهادینه نشدن این تولد وتبدل عاشورایی درلحظه لحظه شهر ، دوباره درغبارروزمرگی وخودبینی به مرگی تدریجی فرومی شودتا محرمی دیگر و فصل بی قراری دیگر.
پی نوشت :
 
  1.نگاهی به  جمعیت مشهددرپنجاه سال پیش نشان می دهددراین شهرمذهبی تحمل حضورو عقایدگوناگون وجودداشته است و جمعیت مشهد،ترکیب متنوعی ازاقوام ومذاهب و ادیان گوناگون بوده است ،معدلی ازتمام نژادهای ایرانی  و خراسان بزرگ (مرویها وبخارائیها وهراتیها وافغان ها ) وهمچنین اهل کتاب مانندکلیمیان ( جهودها)ومسیحیان ) با کلیساهایی آزاد )  و اهل سنت  .
کد مطلب ۳۳۸۹۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما