۳
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۲
گفتگو با مینو نصیرزاده، هنرمند مشهدی و برگزیده دوم مسابقه بین المللی آنلاین نقاشی آبرنگ مسکو

اثر فاقد ارزش هنری است!!!!

اثر فاقد ارزش هنری است!!!!
ریم ظریف/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
کسب رتبه دوم در جشنواره بین المللی آنلاین آبرنگ گالری ساره مسکو توسط خانم مینو نصیرزاده،‌ بهانه ای شد که دقایقی را با او در خصوص دغدغه های هنری نقاشان آبرنگ گفتگو کنیم. سابقه ی 35 ساله در نقاشی حرفه ای و تلاش در انتقال هنرش، آرامشی توأم با دلواپسی را در گفته هایش به همراه دارد. او در وصف و شرح این هنر می گوید:«بیشتر کودکان تا اندازه ای آبرنگ را تجربه کرده اند. به خاطر آلودگی کمتری که دارد، اولین ابزاری است که در اختیار کودکان برای نقاشی قرار می گیرد. برای همین است که در ذهن عموم،‌ هنری ساده و دست یافتنی تصور می شود در صورتی که نقاشی با آبرنگ فوق العاده حساس و حرفه ای بوده طوری که آن را تبدیل به هنری منحصر به فرد در جهان کرده است. آبرنگ در ایران سابقه طولانی دارد. آثار مینیاتور،‌ نگارگری ها و آثار تزئین شده با تذهیب و کتاب های تصویرسازی شده قدیمی با آبرنگ است چرا که جزئیات را بهتر و دقیق تر نشان می دهد. آبرنگ هنری ریشه دار است. تكنيكهاي فراوان آبرنگ آثار متنوعي بوجود مي آورد كه اشخاص با روحيات مختلف مجذوب آن مي شوند. برگشت ناپذيري آبرنگ مانند زندگی است و اشتباهات جبران ناپذیرند. رنگ ها در بافت کاغد نفوذ می کند و با آب شسته نمی شود. پس مسیری که هنرمند طی کرده را بیان می کند. آنقدر شفاف است که به وضوح مشخص می شود در کجای تابلو کار بیشتری انجام شده و در چه قسمتی راحت تر نقش بر کاغذ نشسته است. صداقتی در نقاشی آبرنگ هست که اکثر افرادی که این روحیه را داشته باشند جذب آن می شوند. آبرنگ رنگ های روحی دارد. روان شدن رنگ درآب و نقش هاي حاصل از آن تصادفاتي است كه فقط يكبار اتفاق مي افتد و بخشي از كار را اين اتفاقات رقم مي زنند (مثل اتفاقات زندكي ). من تاكنون نشنیدم که کسی تابلوي  آبرنگ را کپی کند. هرتابلوي آبرنگ اثري منحصربه فرد و تكرارنشدني است.» خانم نصیرزاده با این توصیفات تأکید می کند که:«هنرجوها با علم به این که آبرنگ طراحي و شناخت دقيق نقاشي را مي طلبد و سختی های خاص خودش را دارد وارد این عرصه می شوند. فقط عشق به نقاشي با آبرنگ است كه ادامه مسير را ميسر مي سازد. ناگفته نماند، آرامشي كه نقاشي با آبرنگ به انسان خسته از زندگي شهري مي دهد بي نظير و جذاب است.»

IWS
«در همایش آبرنگ تهران با انجمن بین المللی آبرنگ IWS (International Watercolor Society) که تقریبا در 100 کشور نمایندگی دارد آشنا شدم. با عضویت ایران در این انجمن، مشتاق شدم که هنرمندان خراسانی نیز به این حرکت جهانی ملحق شوند. با برخی از اساتید جهت فعالیت در مشهد و انسجام هنرمندان آبرنگ تعامل داشتم. نقاشان آبرنگ را در گروه آبرنگ خراسان گردهم آورده و فراخوان
های بین المللی را در اختیار گروه قرار می دادم. خوشبختانه این حرکت با استقبال هنرمندان جوان بسیاری مواجه شد. تاکنون 41 هنرمند خراسانی در 24 کشور مختلف و ده ها جشنواره بین المللی، یادآور هنر ایران به جهانیان بوده اند. مدتی پیش پیگیر تعامل با لیدر مکزیکی برای شرکت در جشنواره مکزیک بودم که فراخوان آنلاین مسکو را دیده و اثرم را ارسال کردم.» شیرین محبیان زاده مسؤول گالری ساره در مسکو است که چهارمین گالری رسمی IWS و برگزار کننده مسابقه آنلاین می باشد. مینو نصیرزاده برگزیده شدنش را اینگونه بیان می کندکه:«خانم محبیان زاده با من تماس گرفت و اطلاع داد که از بین صدها اثر، بیش از 500 اثر نقاشی آبرنگ برای داوری به جشنواره راه یافتند که پس از انتخاب داوران مطرح از سه کشور مختلف، از 50 کشور 9 اثر پذیرفته شده و با افتخار، هنرمندی از کشور ایران مقام دوم را به دست آورده است و برای انتخاب اثرم با نام آفرینش و کسب مدال نقره،‌ تبریک گفت.»
 
آفرینش «آفرینش»
اثر آفرینش با سعی در انعکاس احساساتی که زمان آفرینشش وجود داشت توسط نصیرزاده چنین شرح داده می شود که:«در هستی توحید و وحدتی جریان دارد که قوانین شان شبیه به هم است. کهکشانی را که محل زایش ستارگان است به رحم مادر تشبیه کردم و زایش ستاره را مانند زایش انسان دیدم. جنین را در رحم کهکشان قرار داده و نور توحید را بر آن ها تاباندم. شاید داوران دیدگاه من نسبت به هستی، خلقت و توحید را نداشته باشند اما مفهوم تابلو را درک کرده بودند و سوژه برایشان جالب بود.» مینو نصیرزاده یادآور می شود که مانند سایر جشنواره های بین المللی داورها نسبت به هنرمندان شناخت نداشته و آثار با توجه به ارزش هنری و کد، داوری شده اند. او در پاسخ به خلق آثاری با مضامین معنوی و مذهبی و ترویج این نوع فعالیت در میان هنرمندان می گوید:«آبرنگ از بهترین متریال هایی است که مضامین مذهبی و روحانی با آن بیان می شود. با توجه به اینکه رنگ ها، روحانی، رقیق و لطیف هستند، هنرمندان با این قبیل موضوعات عارفانه و مذهبی زودتر به نتیجه می رسند، البته دیدگاه هنرمند و زاویه نگرش وی در این میان بی تأثیر نیست. یک سوی این مقوله به خودجوش بودن هنرمند که موضوع خاصی را کار کند که درک کرده و با آن موضوع یکی شده است،‌ بستگی دارد اما بخش دیگر به تقاضا و سفارش علاقه مندان به این موضوع ها مربوط می شود.»
 
فاقد ارزش هنری
از جمله شرایطی که در فراخوان ها برای ارسال آثار ذکر می شود این است که: مالکیت آثار و تأیید اصالت آن بر عهده شرکت کننده است. اگر اثر در گالری به فروش برسد درصدی از آن سهم گالری است. هزینه های پست، عوارض، بیمه آثار و ورودی نمایشگاه
ها (به یورو یا دلار) بر عهده هنرمند است و هنرمند مجبور است فقط برای راه یافتن به جشنواره ای بین المللی آن را بپذیرد و تمام تلاش خود را به صورت فردی و بدون حمایت مادی و معنوی انجام دهد تا فرصت حضور در جامعه جهانی هنرمندان را از دست ندهد، برخی از مخارج دیگر را تقبل نماید. نصیرزاده بخشی از این مسائل را چنین بازگو می کند:« در همه کشورها آثار هنری و ارزشمند را بیمه می کنند. اما در ایران به دلیل بالا بودن هزینه های پست و حمل و نقل نمی توانیم اثر را بیمه کنیم و یا باید کمتر از ارزش واقعی آن بیمه کنیم. تا جایی که ممکن است سعی می کنیم ارسال اثر به جشنوارها و مسابقات بین المللی کم هزینه باشد. حتی برای اینکه در کشور مقصد به مشکل خاصی برخورد نکند، اظهار می کنیم که فاقد ارزش هنری است و فقط جنبه نمایش در گالری را دارد. متأسفانه با ذکر چنین اقراری،  اگر اثر آسیبی ببیند راه به جایی نداریم و دست مان جایی بند نیست، چون هزینه ها سنگین است. تمام امید هنرمند این است که اثر سالم به مقصد برسد و دیده و برگزیده شود. چند سال پیش یکی از کارهایم برای جشنواره کانادا پذیرفته شد. طبق قوانین اثر را فاقد ارزش هنری اعلام کرده و در چند نامه عنوان نمودم که کار ارزشی ندارد و فقط برای نمایش ارسال می شود. دعا می کردم که مأمور گمرک متوجه ارزش هنری اثرم نشود.» او با خنده می گوید:«گاهی برای صداقت و درستکاری مأمورین گمرک هم باید دعا کنیم که اثرمان سالم به مقصد برسد.»  او پیشنهاداتی را برای تسهیل شرکت در جشنواره ها بیان می کند:« جهت پشتیبانی از هزینه های شرکت در جشنواره ها، راه های مختلفی وجود دارد: یک اینکه، کارت مخصوصی برای هنرمندان صادر شود که با آن نسبت به هزینه های پست و عوارض و بیمه حمایت شوند و یا شرطی را برای شرکت کنندگان لحاظ کنند که در صورت کسب رتبه برتر، درصدی از هزینه های انجام شده توسط هنرمند را تقبل نمایند.»

حفاظت از آسیب
 نحوه حفظ و نگهداری آثار از ضرورت هایی است که نصیرزاده در حال مطالعه، تحقیق و بررسی در این زمینه است و بیان می کند که:«در مطالعاتی که داشتم آسیب پذیری کاغذها را بررسی نمودم. متأسفانه مفهوم حفاظت را حتی بسیاری از مجموعه داران و حتی برخی از هنرمندان هم نمی دانند و این در حالی است که هنرمندان بسیاری بر روی کاغذ نقش آفرینی می کنند. هنرمند باید از عوامل آسیب رسان به آثارش آگاهی داشته باشد تا با بهترین روش از آنها محافظت کند. هنرهایی مانند: نگارگری، تذهیب، خوشنویسی، نقاشی آبرنگ و یا هر هنری که کاغذ، بستر و متریال اصلی آن است، حساس تر و آسیب پذیرتر هستند و هنرمندان این رشته ها باید بدانند چگونه آثارشان در شرف آسیب دیدن است. همچنین
ضمن مطالعاتی که روی قلمدان ها و نقاشی های زیرلاکی داشتم متوجه شدم به خاطر کاغذ و زیرسازی ضعیف از یک سو و استفاه از لاک و پوشش حفاظتی نامرغوب از سوی دیگر، آثار آسیب دیدند.» نصیرزاده دلسوزانه برای انتشار تحقیقاتش و یا ارائه آنها در جلساتی برای هنرمندان اعلام آمادگی می کند و با چند مثال اهمیت این موضوع را چنین ذکر می کند که:« در آبرنگ برای رفع چروکی کاغذ از پشت آن را اتو می زنند و در اکثر مراکز آموزشی این روش آموزش داده می شود. در حالی که اتو و حرارت بالا به کاغذ آسیب  وارد کرده و عمر اثر را کوتاه می سازد. الیاف سلولزی کاغذ در برابر حرارت و نور و عوامل محیطی بسیاری آسیب پذیرند که توضیح آن نیاز به فرصت بیشتری دارد.»
 
دل نگرانم
«در اکثر گالری ها، نمایشگاه ها و موزه ها لامپ های استاندارد وجود ندارد. در برخی از آن ها لامپ های هالوژن با صفحه شیشه ای ضد یووی دیده می شود که البته کافی نیست. نورها در برخی از موزه ها علاوه بر اینکه استاندارد نیست یکسان و یکدست هم نیست و در یک نقطه متمرکز شده است. در ساختمان هایی با پنجره ها و نورگیرهای زیاد، هر چند شیشه ها و ویترین ها مانع از نفوذ اشعه مضر UV به آثار هنری می شوند و از آسیب مستقیم و شدید جلوگیری می شود اما شدت نور هم در آسیب زدن به اثر مخصوصا در بلندمدت تأثیرگذار است.» او با بیان این موارد به موزه های معروف جهان اشاره می کند که:«لامپ های هوشمند با شدت نور استاندارد دارند، به طوری که اگر بازدید کننده مقابل اثر قرار گرفت، روشن شود و بعد از آن خاموش شده و اثر هنری در تاریکی نگهداری می شود. اینجا، در مخازن، آثار در تاریکی و دما و رطوبت مناسب نگهداری می شوند اما در بخش نمایش اینگونه نیست.» نصیرزاده با تأسف عوامل گرد و غبار، رطوبت و سر و صدا را هم فاجعه آمیز می داند و می گوید:« گاهی ویترین ها استاندارد است ولی برخی از آثار ویترین ندارند. گرد و غبار و سر و صدا به آثار آسیب می رساند. مخصوصا زمانی که بازدیدها گروهی صورت می گیرد، علاوه بر سر و صدای زیاد، گرد و غبار،‌ افزایش رطوبت و انعکاس صدا نیز معضل آسیب رسانی را دو چندان می کند. صدای بلند حتی می تواند مرکب را از کاغذ جدا کند. بیشتر دل نگران آسیب دیدن آثاری مانند نگارگری و تذهیب هستم که هنرمندش ماه ها برای خلق اثرش از جان مایه می گذارد.»

کلام آخر
« شاید این تجربه تلخ و دیگر تجربیات که در طول سال ها نقاشی، کسب کرده ام باعث شده تا نسبت به آسیب های رایج آثار هنری حساس باشم و به پژوهش در این زمینه بپردازم. امیدوارم روزی بتوانم با انتقال اندوخته هایم قدمی مؤثر برای علاقه مندان عرصه هنر بردارم.»
 
 
 
 
کد مطلب ۴۶۹۴۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما