۰
تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۶
مستند «بانو»به روایت کارگردان

فرار از کلیشه و شعار

فرار از کلیشه و شعار
خبرگزاری رضوی- ریحانه بناءزاده، محمد حبیبی منصور نویسنده وکارگردان خوش ذوقی است که این روزها با مستند "بانو" توانسته است به مخاطبش بگوید حرفی برای گفتن دارد.
از اینکه چرا سراغ چنین سوژه‌ای رفتید می پرسم و این چنین پاسخ می دهد: (( در مستند سازی یک قاعده وجود دارد. انتخاب سوژه خوب باعث می شود پنجاه در صد از راه را رفته باشید. زندگی عصمت احمدیان پر از جذابیت بود. این در واقع عامل اول بود. چیزی که ما را در قدم بعدی مشتاق کرد سبک زندگی ایشان است. آدمی با این میزان اتفاقات تلخ در زندگی و به ظاهر شکست که هر کدام از اینها می تواند یک زندگی
را از هم بپاشد. حالا امروز به نقطه ای رسیده است که تکیه گاه عده ای زیادی شده است و تبدیل به یک قهرمان ملی شده است.))
کلیشه
در مورد اینکه در مورد این شخصیت مستند ساخته شده است این طور می‌گوید: (( بله قبل از "بانو " چند مستند دیگر از این شخصیت ساخته شده است حتی بخشی از مستند از آرشیو مربوط به همان مستندها است اما اینکه چرا آن کارها مثل بانو دیده نشده است عمده دلیلش زمانی که حدود یک ونیم تا دو سال  روی این پروژه گذاشتیم است و این زمان کار را از سطح یک کار گزارشی و تلویزیونی خارج و ساختار یک مستند جدی را پیدا کرد.))
وی از کلیشه می گوید:
(( گاهی به دلیل اینکه روی این موضوعات زیاد کار شده است آن هم به صورت سفارشی، کلیشه زیاد دیده می‌‌شود. اما در مستند بانو تا بیست دقیقه اول فیلم ما فکر نمی کنیم اینها پدر و مادر شهید هستند بلکه کاملا معرفی یک زوج است. ساختار فیلم و رویکرد فیلم فرار از این کلیشه بوده است. شعار اتفاق بدی نیست، اما اتفاق بد این است که ما از شعار بد استفاده کنیم. ما یک محتوا ارزشمند داریم و نیازی نیست با شعار خرابش کنیم و مخاطبش می تواند از هر طیفی باشد در روایت تعلیق و جذابیت داریم و سعی کردیم مستند85 دقیقه مخاطب را میخکوب کند بدون استفاده از جذابیتهای
سینمایی.))

پایان باز
حبیبی در پاسخ به اینکه بعضی از بخشها می‌توانست نباشد، می‌گوید: (( اینکه بعضی قسمتها می تواند نباشد به نظرم این یک نگاه سلیقه ای است و ما نیاز داریم روایتمان با جذابیت همراه شود ابراز عشق این زوج باید در بخشهای اول باشد و یا اتفاقی که برای نسرین می افتد و دیگر در موردش صحبتی نمی‌شود. قصه این است که ما با یک زندگی پر اتفاق مواجه هستیم اشکالی ندارد در بعضی بخشها پایانش برای مخاطب باز باشد و تمام زوایای زندگی این آدم باز نشود.))
در مورد ابزار کلامی شخصیت داستان می‌گوید: (( شما برای اینکه فیلم بسازید نیاز به
ابزارهایی دارید ما فقط صرفا به خاطر جذابیت کلامی شخصیت سراغش نرفتیم بلکه نگاهمان با این اندیشه بود که هر اتفاق ناگواری به یک مرحله رشد می رسد و می تواند یک مدل الگو باشد و این الگو یک زن مسلمان است.))
این مستند برای تیپ خاصی ساخته نشده است این را حبیبی می‌گوید وادامه میدهد: (( این به رویکرد تبلیغات ما برمی گردد.این فیلم جغرافیا ندارد و برای همه افراد جامعه است اما این به ضعف تبلیغات بر می گردد آرزوی من این است که با هر گرایشی دیده شود، این مستند  اخلاقی است، مستند تا آنجایی که بتواند به دغدغه مردم بپردازد جا دارد که دیده شود. انتخاب
موضوع و ساختار خیلی مهم است ما با موضوعات اینچنین سالهاست با اتفاق نو و تازه‌ای مواجه نبودیم. سینما مستند عمقی است اما باید به نکات و چهار چوب های آن هم دقت شود.))
در سینما اتفاق وجود ندارد!
درباره همزاد پنداری مخاطب می‌پرسم واینچنین پاسخ می دهد: (( در سینما چیزی به عنوان اتفاق نیست همزاد پنداری که شکل گرفته است نتیجه شخصیت پردازی در فیلم است. در مورد عصمت احمدیان بارها فیلم ساخته شده است اما مخاطب ارتباط برقرار نکرده قصه ایشان40سال است وجود دارد. به نظرم انرژی و انگیزه امری مهم است که در "بانو "به آن توجه شده است.))
کد مطلب ۴۶۷۱۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما