۲
تاریخ انتشار
يکشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۲۲
گفتگو با استاد مرتضی مطیفی فرد احیاگر بناهای تاریخی و خالق تزئینات معاصر در گچبری

«نه می دانند و نه می پرسند...»

«نه می دانند و نه می پرسند...»

مریم ظریف/ سرویس هنر خبرگزاری رضوی
در خانواده ای اصیل و هنرپرور متولد شد. شیطنت های کودکانه اش مادر را عاصی کرده بود و این بهانه ای شد که در کنار پدر مشغول به کار شده و عشق و علاقه اش به هنر گچبری،‌ روی داربست و کنار پدر،‌ دو چندان شود. پدر و پسر در کاخ نیاوران به مدت 12 سال کار کردند. مرتضی در سن 13 سالگی برای خودش استادی کامل شد. روزها کار می کرد و شب درس می خواند. دیپلم ریاضی را شبانه گرفت. او افتخار می کند که سال های زیادی را با پدر در آستان قدس رضوی مشغول به کار بوده و در کنار معمار رضوان، گچبری تالار تشریفات و رواق ها و دارالضیافه و ... را انجام داده است. او می گوید:«پدرم در آن سال ها کم کم بینایی اش را از دست داد و من در کنار اساتیدی که در آستان کار می کردند و شاگردانی که تربیت شده بودند،‌ مانند: حاج ابوالقاسم کمالی و برادرش جواد کمالی کارم را ادامه دادم.»

تعلیم هنر
استاد مرتضی مطیفی فرد،‌ از زمانی که دستانش با گچ آشنا شد و شکل هنری آن را به بهترین نحو ممکن انجام داد،‌ لحظه ای بیکار نبود. او در مورد خودش و استمرار در کارهایش می گوید:«پدرم بیشتر کارهای فرنگی و مربوط به اروپا را انجام می داد اما من کارهای اصیل و سنتی را پیگیری کردم و خودم برای خودم آموزش می دیدم. در زمان نخست وزیری دکتر امینی فعالیت های هنری از نظر اقتصادی وضعیت نابسامانی داشت. آن موقع 14 سالم بود. در آن زمان به بررسی و تحقیق در مورد دوره های مختلف تاریخی از دوره مادها و هخامنشیان گرفته تا پایان دوره قاجار پرداختم.
حدود پنج سال،‌ هر روز کارم نوشتن و یادآوری و اجرا و طراحی بود. گاهی گریه می کردم که چرا باید کار به این زیبایی فراموش شود؟» نوشته ها و تحقیقاتش را بعد از ده سال تبدیل به کتاب می کند. کتاب تکنولوژی گچبری و گچکاری و کتاب گچبری احیای هنرهای از دست رفته،‌ سال هاست که در دانشگاه ها و مراکز آموزشی هنری تدریس می شود. انتشار آثارش را شخصا انجام داده و از سوی هیچ نهادی، حمایتی در چاپ و توزیع آن نشده است. مطیفی فرد با افتخار می گوید:«الحمدلله در این هنر، 250 استاد تحویل جامعه داده ام که 10 نفر خانم هستند. آنها آگاهانه و با عشق،‌ ارزش هنری گچبری را حفظ می کنند. در خارج از کشور نیز، مرمت و بازسازی کلیساها و کاخ ها را آموزش می دهم. چگونگی ترکیب مصالح با گچ و کاربرد آن در هر قسمت از اهمیت خاصی برخوردار است که باید در کار گچبری لحاظ شود. این مهم جزو اصول اولیه کار با گچ است.» او این اهمیت را چنین شرح می دهد:«عمر گچ بیش از 4000 سال است اما عمر مفید سیمان 100 سال است. سیمان خشک است  و ترک می خورد اما گچ ملایم و معطوف و قابل پذیرش است. گچ قابل مرمت است و سیمان نیست. سیمان دارای سولفات است و محیط اطرافش را از بین می برد.» استاد تأسف می خورد که در کار مرمت،‌ نه می دانند و نه می پرسند که از چه مصالحی استفاده کنند.
 


فراموش شده
گفتگویی که دو ماه پیش با خانم نرگس قنبریان داشتم را با استاد در میان گذاشتم. http://www.razavi.news/fa/interview/38574
قنبریان نیز کاری مشابه استاد مطیفی فرد انجام داده بود. عکس موتیف هایی را
که این دانشجو از محراب مسجد کرمانی در تربت جام،‌ طراحی و اجرا نموده بود را به استاد مطیفی فرد نشان داده و دغدغه های قنبریان را برای مرمت محراب به استاد منتقل نمودم. مطیفی فرد گفت:«متأسفانه از این نوع کارها در ایران زیاد داریم. آثاری که در حال ویرانه شدن هستند و میراث هیچ احساسی نسبت به آن ها ندارد. حتی میراث این اجازه را نمی دهد که مرمت و بازسازی را با هزینه شخصی انجام دهیم.» تأسف دیگر استاد از این است که آثار دوره تیموری در کشورهایی چون ارمنستان و تاجیکستان و آذربایجان مرمت شده است اما در کشور خودمان توجهی به این مرمت و بازسازی آثار تاریخی نمی شود.

قدمت و قیمت
«خوشبختانه هنرجویانی که جذب این کار شده اند هیچ کدام از ایران خارج نشدند.» این تنها دلخوشی استاد است و ادامه می دهد:«این هنر و کار، هم قدمت و هم قیمت دارد. به علت درآمدزایی بالایی که دارد نیروی هنری کاربلد را جذب خود کرده است. به عنوان نمونه، مسجدی در کیش با نقش های دوره تیموری در حال ساخت است که درآمدزایی بالایی دارد و توسط فردی از شهر لامرد پشتیبانی مالی می شود.»

پیشینه ای رو به فنا
«در دروان گذشته به هنر و هنرمندان ارزش قائل می شدند. برنامه ریزی ها و صرف هزینه برای مرمت و ساخت آثار تاریخی به صورت منظم انجام می گرفت ولی متأسفانه در دهه اخیر نه تنها حمایتی از این فعالیت های هنری نمی شود بلکه مانع هم می شوند و حتی کاری که نباید انجام دهند را هم انجام می دهند که به ضرر آثار تاریخی است و  باعث تخریب می شود.»
میراث فرهنگی اصفهان و مردم هنردوست این شهر تلاش های بی دریغی در حفظ آثار تاریخی دارند. استاد در این مورد می گوید:«کاش این اتفاق برای سایر شهرها هم می افتاد. میراث اصفهان حتی خانه هنرمندانی که توسط خودشان تزئین و کار شده است را در دفاترش ثبت می کند تا از تخریب و نابودی آثار هنری جلوگیری نماید.» او خاطره ای از مرمت خانه های کاشان تعریف می کند و تأسف می خورد که حتی میراث فرهنگی کاشان با این کار مخالف بود. این در حالی بود که از خانه طباطبایی ها در کاشان فقط 15 درصد باقی مانده بود و مرمت آن به هزینه شخصی انجام شد. او می گوید:«پس از مرمت آثار، عده ای ناظر و رئیس اداره میراث از تهران و کارشناسان و رئیس اداره میراث از کاشان،‌ از مرمت های خانه طباطبایی ها دیدن می کردند و ایراداتی را از بخش سنتوری و بالاسر ایوان گرفتند و قصد داشتند خانه طباطبایی را تعطیل کنند. من پشت سرشان بودم و متوجه حضور من نبودند. وقتی مرا دیدند جا خوردند. به آنها گفتم چند پرسش دارم، جواب بدهید و من میروم. گفتم از این کار عکس داشتید؟ در کتاب های قدیمی ایران شناسی چیزی دیدید؟ از اقوام طباطبایی ها سوال کردید که اینجا چطور بوده؟ از قدیمی ها و پیرمردها سوال کردید؟ پاسخ شان فقط نه بود. به آنها گفتم:من پنج ساله بودم که با پدرم اینجا آمدم و نقش سنتوری قدیم را یادم هست.» استاد با زیرکی آنها را قانع کرده بود که مرمت انجام شده را بپذیرند،‌ حال آنکه هیچ کدام از آن کارشناسان و ناظران فرهنگی و هنری اطلاعات دقیقی از پیشینه بنای تاریخی
نداشتند.


درجه برای کیست؟
تخمین ذهنی استاد مطیفی فرد از دریافت درجه دکتری این است که:«دکترای میراث فرهنگی 15 سال پیش و دکترای یونسکو را حدود 30 سال پیش دریافت کردم. هنرمندان جوانی که خواستار کسب چنین امتیازی هستند باید علاوه بر رزومه پر، علم و آگاهی نسبت به هنری که دنبال می کنند را داشته باشند.» لحظه لحظه زندگی استاد خاطره است. او تعریف می کند که:«شخصی از او پرسید استاد مصالح ساروج چیست؟ گفتم: خاکستر و خاک ذغال و آهک و لویی. او گفت: اشکالی ندارد بجای خاکستر بنویسم دوده؟ گفتم نه، دوده چرب است و لایه آهک را به خودش نمی گیرد. او اصرار داشت که کلمه دوده را به کار ببرد. پس از یک ساعت رویم را بوسید و گفت: خواستم ببینم این مورد را قبول می کنید؟ آزمونی برای اعطاء درجه دکترا بود.» اساتید هنر ایران نیازی به کسب درجه دکترا ندارند. هنر این بزرگان شناخته شده و ماندگار است. سازمانی که این درجه را اعطا می کند،‌ اعتبار و عیار خودش را می خواهد بالا ببرد. وقتی این استدلال را به استاد گفتم، سر تأیید تکان داد.

نمی دانند، نمی دانند
بخش آموزشی هنر گچبری را استاد مطیفی فرد چنین شرح می دهد که:«هنر در دانشگاه ها اشتباه تدریس می شود. دوره ها و سبک ها به خوبی شناسانده نمی شود. وقتی دانشجو در در منابع غیرایرانی جستجو می کند و یافته هایش را با منابع ایرانی تلفیق می کند، نوعی عدم سنخیت در اصالت هنر ایرانی به وجود می آید. جدا از این موضوع، دوره های آموزشی نیز جوابگوی هنر نیست. در یک دوره کوتاه و فشرده، می خواهند
گچبری را از دوره ایلخانی گرفته تا تیموری و سلجوقی و صفوی و افشاریه و زندیه و قاجار و بعد فرنگی، آموزش دهند. فقط دوره صفوی 48 نوع کار است که در دو سه جلسه نمی گنجد. در کنار شناسایی دوره ها،‌ طراحی و ترکیب مواد قرار است آموزش داده شود. فقط آموزش ساروج 40 جلسه زمان می برد. شناسایی گچ و ترکیب آن با سولفات مس، سیلیس،‌ روی و آهن هر کدام مبحث جداگانه ای دارد. برای هر زمان و مکان نوع کارکرد گچ فرق می کند. ساختمان و ترکیب گچ مهم است.» در چهره ی استاد نگرانی و ناراحتی دیده می شود. پشت انگشتان دست راستش چندین بار صدادار و محکم به کف دست چپ می خورد و تکرار می کند:«نمی دانند گچ چیست.»

درد بی درمان
دردهای استاد از نابودی میراث ایران عزیز، تمامی و درمان ندارد. او می گوید:«چندین بار و همه جا عنوان کردم اما ضبط شد و پخش نشد که: یک، ما کانال و مجله ورزشی داریم اما متأسفانه کانال و مجله ای مختص میراث نداریم. دو، آموزش باید از کودکی انجام شود. یک فرد دیپلمه به فکر سربازی و کار و ازدواج است و فرصتی برای فراگیری ندارد. کسی که از اول آموزش ببیند بهتر می تواند به عمق کار پی ببرد و شناسایی هنر هر دوره با پوست و خونش عجین می شود. سه، علاوه بر آموزش از دوران کودکی، معرفی استعدادها هم مهم است. به دنبال افراد برجسته و آموزش دیدن از آنها باشیم. هنر مناطق مختلف و مراجعه به آنها برای آموزش را در دستور کار فرهنگی هنری قرار دهیم. حتی نوعی بورسیه هنری را برای رشد استعدادهای هنری پایه ریزی کنیم.»
 
 
کد مطلب ۳۹۸۸۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما