۱
تاریخ انتشار
دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۴۶
جایگاه موسیقی اصیل ایرانی در گفتگو با گروه «مهرورزان»

موسیقی ایرانی مولد محبت است

موسیقی ایرانی مولد محبت است
مریم ظریف/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
سه شب قبل از اجراء موسیقی، به دعوت استاد محمود اسکندری در تمرین گروه موسیقی مهرورزان حضور یافته و هماهنگی ها را از نظر می گذراندم. استاد تارش را با نت Do سنتور امیر تنظیم می کرد. محمد انگشتانش را روی ساز نی تنظیم کرده بود و نوید هم به جمع اضافه شد تا تمرین آغاز شود. ظاهرا تار مجید کوک بود و همه رخصت استاد را می طلبیدند. ساز روح نواز با نوای نوید، جان گرفت:
دیوانه ی محبت جانانه ام هنوز
دست از دلم بدار که دیوانه ام هنوز
صدای تمبک سینا، تمرین گروه را تکمیل کرد و با نظارت استاد اسکندری، ساز و آواز دقایق را پر می کردند.
عمری به گرد شمع جمال تو گشته ام
آتش نخورده به پر پروانه ام هنوز
 

مهرورزان
سرپرست، آهنگساز و تنظیم کننده گروه موسیقی مهرورزان، محمود اسکندری است که در آغاز، معرفی و تشکیل جمع دوستانه مهربانان را اینگونه شرح می دهد:«این گروه افتخار حضور آقایان نوید اخگر اسلامی، امیر غلامحسینیان، مجید داشاد، محمد صادقی و سینا سکاکی را دارد. در انتهای سال 1394 به آقای کمال الدین غراب، مدیر فرهنگسرای جهاددانشگاهی پیشنهاد دادم، همانطور که در رابطه با حفظ موسیقی کوشا هستید شایسته است که نسبت به اشاعه آن نیز اقدام نمایید. پیرو این پیشنهاد، فراخوانی برای جذب افراد مستعد در کار گروهی اعلام و پس از ثبت نام و آزمون، افراد گلچین شدند. در این گزینش هم خانم ها حضور داشتند و هم آقایان. اولین اجرا گروه مهرورزان در سال 1395 بود. سال 1396 علاوه بر اجراء در مشهد، اوایل دی ماه همان سال در بیرجند اجراء پژوهشی داشتیم. گروه مهرورزان در صورت دریافت مجوز، همیشه آمادگی اجراء موسیقی را دارد.»  
 

ارزش موسیقی اصیل ایرانی
موسیقی ایرانی قدمت هزار ساله دارد که ریشه آن به سال های قبل از میلاد مسیح بر
می گردد. اسکندری در خصوص ارزش موسیقی اصیل ایرانی برای مخاطب و جایگاه آن در اقلیم های متفاوت می گوید:«هر کسی از ظن خود شد یار من. موسیقی ایرانی مولد محبت است. دوستی ها را عمیق می کند و فرد ،از خودگذشتگی و سخت کوشی را با آن در می یابد. در بیان ارزش موسیقی ایرانی همین بس که یک قطعه ممکن است احساسات متفاوتی را در افراد مختلف بیافریند. هرچه شناخت فرد نسبت به موسیقی اصیل ایرانی بیشتر باشد بالطبع نگاه متفاوت تر و موشکافانه تری نسبت به آن دارد. در ایران،‌ همه موسیقی را دوست دارند و هر اقلیم با توجه به شرایط خاص خودش موسیقی ویژه ای دارد. اکثر مردمی که در شمال یک منطقه جغرافیایی هستند با توجه به اقلیم و محیط،‌ موسیقی شادتری را می نوازند و می پسندند.» او معتقد است که:«استقبال کمی که از موسیقی ایران می شود تنها دلیلش این است که هنرمند خیلی کم در صحنه حضور دارد. وقتی هنرمند برای انتقال داشته هایش با موانعی روبرو شود،‌ به مرور انگیزه اش را از دست داده و به نسبت تلاش بیشتر، لایه های موانع نیز سخت تر می شود. در این شرایط،‌ قاعدتا وقتی اجرایی صورت نگیرد مخاطبی هم جذب نمی شود و استقبال از موسیقی اصیل ایرانی رو به نزول می رود.» نوید اسلامی نیز اشاره می کند که:«برخی گروه ها دو یا سه نوبت در سال اجرا دارند و برعکس گروه هایی هستند که چند سال در انتظار اجراء‌ می مانند و اعتراضی هم نمی توان نمود.» او با تأسف اجراهایی را نام می برد که حتی پس از کسب مجوز و هماهنگی و برنامه ریزی، ده دقیقه قبل از اجرا کنسل می شوند. صادقی هم اضافه می کند:« گروه های موسیقی از نظر کیفی مشکلی ندارند اما به خاطر این موضوع،‌ زمان اجرا، استرس زیادی را تحمل می کنند.»

موسیقی سطح پایین
حمایت از موسیقی های سطح پایین در رسانه صدا و سیما،‌
موجب عدم پرداختن جدی به موسیقی اصیل ایرانی می شود. اسلامی می گوید:«چرا باید خواننده ای تار را مانند گیتار به گردن بیندازد، مقابل دوربین ظاهر شده و دشتی را طوری بنوازد که به موسیقی ایرانی ضربه بزند؟ و توقع داریم که مردم از موسیقی ایرانی دلزده نشوند. وقتی صدا و سیما، ساز سنتی را سانسور می کند، چه انتظاری داریم که کودک و نوجوان و جوان ایرانی،‌ ساز اصیل ایرانی را بشناسد؟» او معتقد است که:«مردم موسیقی ایرانی را دوست دارند،‌ اما به شنیدن موسیقی سطح پایین عادت کرده اند.» استاد اسکندری اضافه می کند:«در یک بلوار به جای دو رستوران سنتی خوب، فست فودهای زیادی به چشم می خورد. مسلما فرد برای سیر کردن خود به سمت این نوع خوراک می رود. استفاده پی در پی از غذای غیرسنتی، ذائقه فرد را تغییر می دهد و فرد کج سلیقه می شود. موسیقی اصیل ایرانی هم دچار همین سرانجام شده است.»



حمایت نیست
هنر و هنرمند نیاز به حمایت دارد. داشاد محکم و قاطع می گوید:«با عشق به سمت این هنر رفتیم.» او و دوستانش تأسف خود را از عدم درآمدزایی اجرای موسیقی در مشهد ابراز می دارند. اسلامی اشاره می کند که:«وجود اسپانسرهای قوی موجب رشد هنر می شود. اما حتی اسپانسرها هم، از گروه ها و هنرمندانی حمایت می کنند که معروف تر هستند. هر سال، در جشن مهرگان ترکیه، برنامه داشتیم که متأسفانه با وجود هزینه ی سنگین و نرخ دلار،‌ امسال این برنامه و اسپانسر را هم از دست دادیم. وقتی خانه هنر تهران هم حمایتی از گروه های غیرمعروف نمی کند دیگر انتظاری از اسپانسرهای خارجی نباید داشت. فقط با شانس و اقبال است که می توان به رشد هنر موسیقی اصیل ایرانی امیدوار بود.» جهاد دانشگاهی به صورت آکادمی و استاندارد موسیقی را آموزش می دهد و گروه مهرورزان با خرسندی از این
موضوع، نگرانی خود را نسبت به آموزشگاه هایی که سلیقه ای عمل می کنند،‌ ابراز می دارند. اسلامی می گوید:« موسیقی با وجود فضای مجازی به سمت بیزینس کشیده شده است. اکثر افراد، تصنیف و ترانه را در آواز دوست ندارند و فقط به سمت آوازی که بتواند فالورهای صفحه را بالا ببرد،‌ می روند.»

 
حفظ و اشاعه
«اکثر افراد، موسیقی اصیل ایرانی را نمی شناسند. در رابطه با رشد هر هنری به حفظ و اشاعه ی آن اشاره می شود. در بند اول، به طور جامع، با مدرسین، متخصصین و تعلیم و آموزش در حفظ هنر کوشا هستیم. به عنوان مثال وقتی از مراسم های سنتی مانند عروسی های قدیمی صحبت به میان می آید، برخی از بخش های مراسم به مرور حذف شده است. به خاطر این که در حفظ آن کوشا نبوده اند و به مرور از بین رفته اند. بند دوم اشاعه است. اشاعه فقط در زمینه اجرا صورت می گیرد. تا زمانی که هنرمند روی صحنه نرود نمی تواند پیام هنرش را به مخاطب برساند و او را شیفته ی هنرش کند. اکران یک فیلم می تواند به رشد تمامی عواملی که در تولید آن دخیل بوده اند کمک کند. موسیقی هم اجرای زنده می خواهد. وقتی اجرا زنده باشد، بینش و معرفت و رشد احساسات اصیل ایرانی نیز بیشتر شده و موسیقی از این رکود خارج می شود.» استاد اسکندری پس از اشاره به دو فاکتور حفظ و اشاعه ی هنر، حفظ اصالت موسیقی را در این مهم می داند که:«باید از مهد کودک ها شروع کنیم. شما با وجود تمام سختی هایی که در طی مسیر آموزشی کودک از مهد تا دانشگاه وجود دارد، باز هم این دغدغه را به جان می خرید تا فرزندتان اجتماعی شود و حرفی برای گفتن داشته باشد. اگر در مهد کودک، ‌کودک تفاوت سازها را تشخیص دهد، به مرور آواها و نواها برایش دل انگیز می شود. او حتی در خور فهم خود، حافظ و مولانا را می فهمد. در مدارس حتما باید اصول اولیه موسیقی را
آموزش دهند. در کشورهای دیگر هر فرد کنار حرفه  اجتماعی خود به موسیقی آشناست. نت ها را می تواند تشخیص دهد و بخواند و مسلما کسی نمی تواند مقابل مخاطب آگاه و آشنا، موسیقی سطح پایین ارائه دهد.» استاد اسکندری ضمن بیان این مطلب به این نکته اشاره می کند که:«موسیقی کلاسیک هم خوب است، اما باید اصالت ها را حفظ کرد.»
 

در سالن آوینی
ردیف های سالن پر شده اند و همه با جان و دل موسیقی اصیل ایرانی را که توسط گروه مهرورزان نواخته می شود، می شنوند. هیچ کس سالن را ترک نمی کند. خانم میانسالی که پس از اجراء موسیقی و هنگام خروج از سالن رو به دخترش می گوید:«فوق العاده بود.» را انتخاب می کنم. از او می خواهم احساسش را از حضور در این برنامه بگوید و اجرا را توصیف کند. او می گوید:«من در اکثر اجراهای موسیقی شرکت می کنم و این اجرا فوق العاده و استاندارد بود. هیچ کم و کاستی نداشت.» دختر جوان سرش را تکان می دهد و اضافه می کند که:«خوشحالم که در شهرم گروهی حرفه ای در موسیقی اصیل ایرانی وجود دارد. اما انتظار دارم اجراهای بیشتری را ببینم مخصوصا در سایر سالن های شهر از جمله: سالن سپید، سالن هلال احمر، سالن شهید حاتمی.» مادر با کنایه می گوید:«همین سالن ادیب را از ما نگیرند.» از پسر جوانی می پرسم اجرا چطور بود؟ می گوید:«اجرا گروه مهرورزان عالی و بی نظیر بود. اما حیف که باید تا سال بعد منتظر اجرا، مجدد آن ها باشیم. حالا من از شما می پرسم. چرا فقط در مشهد به کنسرت می گویند اجرای پژوهشی؟ چرا می خواهند کنسرت را دور بزنند؟» دوست پسرجوان به شانه اش می زند و می گوید:«بیا برویم، این بحث ها فایده ندارد.» در چهره ی افرادی که از سالن خارج می شوند آرامشی شیرین دیده می شود که دلم نمی آید با پرسش هایم آن را بهم بزنم.
 
 
کد مطلب ۳۸۶۵۴
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما