۰
تاریخ انتشار
جمعه ۱۴ دی ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۳۸
ماجرای کارگر ساختمانی که نویسنده شد؛

اختراعی داشتم که به دلیل مشکل مالی ثبت نشد!/ هدفم از چاپ کتاب ایجاد انگیزه برای قشرضعیف بود

اختراعی داشتم که به دلیل مشکل مالی ثبت نشد!/ هدفم از چاپ کتاب ایجاد انگیزه برای قشرضعیف بود
سرویس فرهنگ و جامعه/ چند هفته ای است که در فضای مجازی مطلبی دست به دست می شود که کارگر ساختمان نویسنده شده و اولین کتابش دو هفته‌ای به چاپ دوم رسید همچنین گفتگوی فرهاد ساربانی در یکی از برنامه های تلوزیونی هم پخش شد.

فرهاد ساربانی متولد 1369 و اهل تربت جام و فرزند اول خانواده است. پدرش کارگر بوده او هم با وجود تحصیل تا مقطع دیپلم به تبعیت از پدر شغل او را انتخاب کرده و به کارگری مشغول است. فرهاد از بچگی در کنار پدر مشغول کارگری بود همچنین از سنین کودکی به صورت پراکنده نویسندگی می کرد و علاقه داشت. 
او دلیل عدم تحصیل خود را نداشتن هزینه تحصیل و خدمت سربازی دانست و گفت: هم زمان با سربازی متاهل شده بودم و مجبور بودم با کارگری هزینه زندگی را بدهم لذا دیگر وقتی نمی‌ماند که درس بخوانم.
این نویسنده از انگیزه ی خود برای چاپ کتاب این گونه می گوید: به خواندن و نوشتن علاقه داشتم. برای خودم ایده پردازی می‌کردم به بحث و خلاقیت و اختراع و کارآفرینی هم علاقه‌مند بودم. در ساختمانی که مشغول به کار بودم متوجه شدم در نزدیکی محل کارم کتابخانه وجود دارد برای همین یک روز به کتابخانه رفتم و عضو کتابخانه شدم و هدفم این بود که شب ها زمان بیشتری برای استراحت دارم کمی کتاب بخوانم. همزمان کتاب هایی که در خصوص موفقیت بود را می خواندم، قبل از چاپ کتاب  گاهی چند خطی می‌نوشتم ولی شکل منسجمی نداشت البته از طریق تلگرام با کانال شاهین کلانتری و بعضی کانال‌های دیگر که درباره نوشتن آموزش می‌دادند آشنا شدم و جاپ کتابم سبب شد تا نوشته هایم در یک کتاب گردآوری شود.

     

 ساربانی با بیان اینکه
دوست ندارم وقتم به بیهودگی بگذرد، گفت: همان طور که به نوشتن علاقه دارم به سفر کردن هم علاقه دارم و اولین سفرم سال گذشته به کشور ترکیه بود، سفرم به صورت هیچهایک انجام شد. درباره این نوع سفر چیزهایی در اینترنت خوانده بودم که به صورت مجانی می توانی سفر کنی و روش های زیادی برای مجانی سفر کردن در سایت ها خواندم و تصمیم گرفتم به ترکیه بروم.
او از خاطره سفر خود می گوید: با 87 هزار تومان به ترکیه سفر کردم! تربت جام بودم و از همان جا راهی سفر شدم. با ماشین‌های گذری خودم را به مرز ایران و ترکیه رساندم و در اولین شهر ترکیه که در مسیرم قرار داشت یعنی شهر دُغو بایَزید یک شب ماندم و فردا دوباره راهی ایران شدم. برای من این سفر تجربه بسیار جالبی بود قبلا هم با یکی از دوستانم با همین روش به شمال سفر کردم.
این کارگر ساختمان با اشاره به اینکه دو کتاب دیگر نوشته ام اما به دلیل مشکل مالی نتوانستم آن ها را به چاپ برسانم، اظهارکرد: تقریبا یک کتاب 6 میلیون هزینه چاپ دارد به همین خاطر نتوانستم هزینه آن را تامین کنم.سفرهای شگفت انگیز یک نگهبان ساختمان نام یکی دیگر از کتاب هایم است که خاطره سفرهایی است که به روش هیچهایک انحام دادم و بعدی هم به نام، رابینسون اولین رمان یک نگهبان ساختمان است که برگرفته از اختراعی که داشتم است اما به ثبت نرسید، که مجوزهای هر دو تا آمده است.
ساربانی از اولین اختراع خود می گوید: اختراعی داشتم که به سرانجام نرسید 600 تومان اضافه کاری کردم ه اختراعم را به ثبت برسانم اما نیازمند هزینه بیشتری بود و به همین دلیل از ثبت اختراع منصرف شدم و تصمیم گرفتم به صورت داستان در کتابی این ایده را چاپ کنم
که کتاب رابینسون اولین رمان یک نگهبان ساختمان نوشته شد.

این نویسنده در خصوص نحوه فروش کتابش گفت: شب ها برادرم به سر ساختمان می آمد و من فرصت داشتم برای کتابم بازاریابی کنم و به کتاب فروشی های پرتردد خیابان های مشهد می رفتم و کتاب را معرفی می کردم، هفته ای 3 شب از ساعت 17 تا 24 شب مشغول فروش و بازاریابی برای کتابم هستم.
لازم است از آقای رضوانی انتشاراتی که کتاب دست نوشته های یک کارگر ساختمان را منتشر کرد تشکر کنم، چراکه وقتی گفتم کارگر هستم و هزینه چاپ کتاب را ندارم کتاب را چاپ کرد و قرار شد هر زمان کتاب فروش رفت هزینه را برگردانم و مشتاق هستم بیشتر به نویسندگی بپردازم.
ساربانی از اهداف و برنامه های آینده خود این گونه می گوید: تصمیم داشتم تغییری در زندگیم ایجاد و پیشرفت کنم که فعلا با چاپ کتاب این هدف شروع شده و امیدوارم این پله های موفقیت را بیشتر از الان طی کنم چراکه از لحاظ قلبی این باور را دارم که در آینده به عنوان یک نویسنده برجسته و یک کارآفرین شناخته شوم.
یکی از اهدافم ایجاد انگیزه برای افرادی مانند خودم است که از شرایط مالی مطلوبی برخوردار نیستند و ارزو دارم در آینده که مشکل مالی نداشتم افراد علاقه مند به نویسندگی را در محلی جمع کنم و هزینه های چاپ کتاب آن ها را به عهده بگیرم و این جمله را همیشه با خودم تکرار می کنم که من شروع می کنم برای دستیابی به علمی بیشتر و شرایط زندگی مطلوب تر و خدا را شکر  این اتفاق خیلی سریع دارد می افتد.

سخن آخر..
در قسمتی از کتابم نوشتم: انسان هایی که بیشتر سختی کشیدند مانند تیری در کمان هستند که به عقب کشیده شده مادامی که رها شود از دیگران جلو می افتد.
کد مطلب ۳۸۳۵۶
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما